آزادی رحیمی با «وثیقه» غیرقانونی است

مهدی دواتگری هم حقوقدان است و هم قاضی بوده، به همین خاطر به خوبی زیروبم برخی چالش‌های حقوقی را می‌داند. چندی پیش به دنبال نقد علی مطهری درباره غفلت از پرونده فساد بیمه ایران در نطقی حقوقی از سکوت قوه‌قضاییه پیرامون تخلف مالی بیمه ایران و شخص محمدرضا رحیمی گله کرد.این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس حالا در گفت‌وگو با «شرق» تاکید دارد، وقتی قوه‌قضاییه برای رحیمی قرار وثیقه در نظر گرفته این خود نشانه‌ای بر اتهام او است و سوال اصلی این است که چرا دست‌کم قرار بازداشت یک ماهه برای رحیمی صادر نشده است.الیاس نادران، علی مطهری و حالا هم شما و طرح سوالی درباره پرونده محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت محمود احمدی‌نژاد. اما هنوز خبر موثقی درباره پرونده ایشان در دست نیست به جز اینکه برای معاون اول دولت محمود احمدی‌نژاد بازداشت موقت صادر شده، تذکرتان در این زمینه به جایی رسید؟ما تذکر می‌دهیم، مسوولان امر باید پیگیری کنند نطق من درباره سکوت صورت گرفته پیرامون پرونده رحیمی، متنی حقوقی است.محمدرضا رحیمی این روزها با قرار وثیقه آزاد است، این خبر برای شما که خودتان روزی قاضی بوده‌اید، چه پیامی دارد، بالاخره ایشان مرتکب تخلف مالی شده‌اند یا خیر؟بزرگ‌ترین نقد من به قوه‌قضاییه اتفاقا همین عدم صدور قرار موقت بازداشت یک ماه است و از مسوولان ارشد قوه‌قضاییه انتظار داریم تا به دلایل عدم قرار بازداشت یک ماه برای محمدرضا رحیمی رسیدگی کرده و اگر در این زمینه تخلفی صورت گرفته، اعلام شود. به هر شکل در قوه‌قضاییه دستگاه انتظامی قضات باید پیگیر چنین مسایلی شود.اگر شما قضاوت پرونده آقای رحیمی در اختیارتان قرار می‌گرفت، برای ایشان چنین قراری صادر می‌کردید؟بدون شک به دلایل اتهامی که وجود دارد، برای آقای رحیمی قرار بازداشت موقت صادر می‌کردم و حالا هم ایرادم به دستگاه قضایی همین سکوت در برابر ابلاغ چنین حکمی است. بازداشت موقت حکم نیست، بلکه قرار است؛ قرار تامینی که قانون‌گذار گفته «اگر کسی مرتکب اختلاس شد، تکلیف شده که قاضی قرار بازداشت موقت صادر کند.»دقیقا بر اساس چه قانونی؟قانون‌ تشدید مجازات‌ مرتکبان‌ ارتشاء و اختلاس‌ و کلاهبرداری در جلسه مورخ 15 آذر 67‌مجمع‌ تشخیص‌مصلحت‌نظام اسلامی موردتایید و تصویب نهایی قرار گرفته و بر این اساس هر کسی اختلاس کند، قاضی الزاما باید یک ماه بازداشت موقت برای او صادر کند.یعنی اتهام رحیمی برای دادستان محرز شده؟خب اگر نبود که خبر نمی‌آمد ایشان با قرار وثیقه آزاد هستند. وقتی فردی با قرار وثیقه آزاد می‌شود، یعنی اتهامی متوجه ایشان است، وقتی قرار وثیقه صادر شده یعنی اصل بر اتهام بوده چرا که اگر اتهامی در کار نبود اصل «برائت» صادر می‌شد. اینکه اعلام شده آقای رحیمی با وثیقه آزاد است، نقض حقوقی دارد و ایراد جدی به این تصمیم حقوقی وارد است.آیا در ارتباط با پرونده بیمه ایران افرادی هم بازداشت شده‌اند؟بله 20نفری بازداشت شده‌اند، مانند معاون استاندار وقت تهران که چهارسالی است در زندان به سر می‌برد. ما علت‌ها را فراموش می‌کنیم، وقتی علت اصلی که آقای رحیمی است، آزاد است و برای او قرار بازداشت موقت هم صادر نشده، چطور دیگران را سال‌ها در زندان می‌اندازیم. این از اصل عدالت به دور است. اگر با علت‌ها برخورد می‌شد ما در بحث برخورد با مفاسد اجتماعی بدون شک موفق‌تر از اینها بودیم.شما یکی، دوبار به ایراد حقوقی اشاره کردید، اینکه آقای رحیمی الان با قرار وثیقه آزاد است، هم ایراد قانونی دارد؟باید ایشان بازداشت موقت می‌شدند، یعنی کمترین حکم برای رحیمی همین بازداشت موقت است. اگر بازداشت موقت صادر می‌شد دیگر امکان نداشت که بتوان او را با وثیقه و سند آزاد کرد.شاید مصلحتی در کار باشد...بین نماینده مجلس و معاون اول و شهروند عادی نزد قوه‌قضاییه نباید فرقی وجود داشته باشد. در پرونده بیمه ایران رحیمی علت بوده و رها شده. ایشان مانند هر شهروند دیگری هیچ مصونیتی در برابر قانون ندارند.

هاشمی:انتظار‌داریم‌توافق‌ژنو‌ به‌نهایت‌خوبی‌برسد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سخنان رئیس مجلس الجزایر در مورد انرژی هسته‌ای و توافقات ژنو، گفت: براساس تفکرات مردم ، قدم اوّل را برداشتیم و از غربی‌ها و آمریکا انتظار داریم، تحت تأثیر تبلیغات اسرائیلی‌ها قرار نگیرند و این حرکت به نهایت خوبی برسد. دراین دیدار با اشاره به سوابق مبارزاتی مردم آن کشور علیه استعمارگران، گفت: وجه اشتراک مردم ایران و الجزایر در مبارزات، علاوه بر محتوای اسلامی و آزادیخواهی، استفاده از مساجد به عنوان پایگاه مردمی بود.وی همچنین با یادآوری خاطرات سفر خویش به الجزایر در اوّلین سالهای پس از پیروزی انقلاب که به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی انجام شده بود، افزود: اگرچه همیشه دارای مواضع مشترک در مسایل سیاسی بودیم، ولی همکاری های اقتصادی، علمی و فرهنگی دو کشور گسترش معقول نیافت و امیدواریم در شرایط فعلی، روابط گذشته، با بهبود در آینده، جبران شود.آیت الله هاشمی رفسنجانی، در پاسخ به ابراز نگرانی های رئیس مجلس الجزایر از شرایط کشورهای اسلامی گفت: درگیری های داخلی در کشورهای اسلامی، باعث شد که مسلمانان از مسئله اصلی جهان اسلام یعنی فلسطین، غافل شوند و خیال اسرائیل راحت شود.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با ابراز خرسندی از اجلاس روسای مجالس کشورهای اسلامی، اظهار امیدواری کرد که با بحث های جدید و تصمیمات جدّی نگذاریم کشورهای اسلامی در آسیا و آفریقا پایگاه تروریست شوند که کارشان افکندن بذر تفرقه بین مسلمانان و خوش خدمتی به دشمنان اسلام است.وی با تسلیت کشته شدن گروهی از مردم الجزایر در سقوط هواپیمای نظامی و آرزوی موفقیت مردم آن کشور در انتخابات پیش رو، در پاسخ به سخنان رئیس مجلس الجزایر در مورد انرژی هسته ای و توافقات ژنو، گفت: براساس تفکرات مردم ، قدم اوّل را برداشتیم و از غربی ها و آمریکا انتظار داریم، تحت تأثیر تبلیغات اسرائیلی ها قرار نگیرند و این حرکت به نهایت خوبی برسد.آقای محمد ولدخلیفه نیز با بیان چرایی و چگونگی سفرش به ایران، گفت: برای تقویت روابط ایران و الجزایر و رسیدن به نتایج مثبت در اجلاس روسای مجالس کشورهای مسلمان، تلاش می کنیم.رئیس مجلس ملی الجزایر، امنیت و آسایش را ضرورت امروز ملت های مسلمان دانست و گفت: دولت ها و ملت های مسلمان باید نسبت به توسعه کشورهای خود و برخورداری از مواهب الهی تلاش کنند.وی با ابراز نگرانی از اوضاع نابسامان بعضی از کشورهای اسلامی گفت: اختلاف نظرها را می پسندیم، ولی آنچه این روزها در کشورهای اسلامی می بینیم، تنازعات خونین بین مسلمانان تندرو و افراطی است که براساس افکار اسلامی و انسانی پسندیده نیست.وی با اعلام وجود 27 حزب در مجلس الجزایر، گفت: در روند دمکراسی مخالفت ها هم طبیعی و هم مصلحت عمومی جوامع است.آقای محمدولد خلیفه در ادامه سخنان خویش برخورداری از مواهب صلح آمیز انرژی هسته ای را حق همه مردم جهان دانست و گفت: غربی ها نگران شکستن انحصار دانش هسته ای هستند و وقتی می شنوند دانشمندان ایرانی پیشرفت کرده اند، هیاهو می کنند.

هاشمی:انتظار‌داریم‌توافق‌ژنو‌ به‌نهایت‌خوبی‌برسد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سخنان رئیس مجلس الجزایر در مورد انرژی هسته‌ای و توافقات ژنو، گفت: براساس تفکرات مردم ، قدم اوّل را برداشتیم و از غربی‌ها و آمریکا انتظار داریم، تحت تأثیر تبلیغات اسرائیلی‌ها قرار نگیرند و این حرکت به نهایت خوبی برسد. دراین دیدار با اشاره به سوابق مبارزاتی مردم آن کشور علیه استعمارگران، گفت: وجه اشتراک مردم ایران و الجزایر در مبارزات، علاوه بر محتوای اسلامی و آزادیخواهی، استفاده از مساجد به عنوان پایگاه مردمی بود.وی همچنین با یادآوری خاطرات سفر خویش به الجزایر در اوّلین سالهای پس از پیروزی انقلاب که به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی انجام شده بود، افزود: اگرچه همیشه دارای مواضع مشترک در مسایل سیاسی بودیم، ولی همکاری های اقتصادی، علمی و فرهنگی دو کشور گسترش معقول نیافت و امیدواریم در شرایط فعلی، روابط گذشته، با بهبود در آینده، جبران شود.آیت الله هاشمی رفسنجانی، در پاسخ به ابراز نگرانی های رئیس مجلس الجزایر از شرایط کشورهای اسلامی گفت: درگیری های داخلی در کشورهای اسلامی، باعث شد که مسلمانان از مسئله اصلی جهان اسلام یعنی فلسطین، غافل شوند و خیال اسرائیل راحت شود.رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با ابراز خرسندی از اجلاس روسای مجالس کشورهای اسلامی، اظهار امیدواری کرد که با بحث های جدید و تصمیمات جدّی نگذاریم کشورهای اسلامی در آسیا و آفریقا پایگاه تروریست شوند که کارشان افکندن بذر تفرقه بین مسلمانان و خوش خدمتی به دشمنان اسلام است.وی با تسلیت کشته شدن گروهی از مردم الجزایر در سقوط هواپیمای نظامی و آرزوی موفقیت مردم آن کشور در انتخابات پیش رو، در پاسخ به سخنان رئیس مجلس الجزایر در مورد انرژی هسته ای و توافقات ژنو، گفت: براساس تفکرات مردم ، قدم اوّل را برداشتیم و از غربی ها و آمریکا انتظار داریم، تحت تأثیر تبلیغات اسرائیلی ها قرار نگیرند و این حرکت به نهایت خوبی برسد.آقای محمد ولدخلیفه نیز با بیان چرایی و چگونگی سفرش به ایران، گفت: برای تقویت روابط ایران و الجزایر و رسیدن به نتایج مثبت در اجلاس روسای مجالس کشورهای مسلمان، تلاش می کنیم.رئیس مجلس ملی الجزایر، امنیت و آسایش را ضرورت امروز ملت های مسلمان دانست و گفت: دولت ها و ملت های مسلمان باید نسبت به توسعه کشورهای خود و برخورداری از مواهب الهی تلاش کنند.وی با ابراز نگرانی از اوضاع نابسامان بعضی از کشورهای اسلامی گفت: اختلاف نظرها را می پسندیم، ولی آنچه این روزها در کشورهای اسلامی می بینیم، تنازعات خونین بین مسلمانان تندرو و افراطی است که براساس افکار اسلامی و انسانی پسندیده نیست.وی با اعلام وجود 27 حزب در مجلس الجزایر، گفت: در روند دمکراسی مخالفت ها هم طبیعی و هم مصلحت عمومی جوامع است.آقای محمدولد خلیفه در ادامه سخنان خویش برخورداری از مواهب صلح آمیز انرژی هسته ای را حق همه مردم جهان دانست و گفت: غربی ها نگران شکستن انحصار دانش هسته ای هستند و وقتی می شنوند دانشمندان ایرانی پیشرفت کرده اند، هیاهو می کنند.

چرا عوام فریبی می کنید؟!/چرا به مردم دروغ می گویید؟!

«محمد جواد ظریف» در گفت و گویی مبسوط با به این پرسش ها پاسخ داده، هرچند که یادش نمی آمد آن روز در راهروی آژانس به اشتون چه گفته که بارونس انگلیسی را به قهقهه انداخته است.گفت و گویی که نزدیک به یک ساعت طول کشید و البته همه اش به خنده نگذشت. دقایقی بود که ظریف با خشم سخن می گفت، هرچند که مردم او را با لبخندش می شناسند. خشم او آنجا بود که بحث به افشای اسناد طبقه بندی شده رسید و این که معیار این طبقه بندی را قانون مشخص می کند یا برخی افراد.وزیر خارجه همچنین از موج تغییرات در این وزارتخانه خبر داد و گفت شاید قدری دیر شده باشد ولی تغییرات گسترده در دستگاه دیپلماسی در راه است.


متن کامل گفت و گوی وزیر امور خارجه با ایرنا را می خوانید:
در سال های گذشته شماری از دیپلمات های ورزیده خانه نشین بودند و کارشناسان وزارت خارجه هم منزوی. از وزارت خارجه فقط نامی مانده بود. شش ماه از فعالیت دولت دکتر روحانی گذشته، الان شما در کجای سیاست خارجی هستید؟
وزارت خارجه مسوول تصمیم سازی و اجرای سیاست خارجی است. تصمیم گیری در سیاست خارجی دو حوزه دارد. در یک رشته موضوعات وزارت خارجه خود مسوول تصمیم گیری هم هست ولی در برخی حوزه ها تصمیم گیری در ارکان بالاتر نظام صورت می گیرد.این روال طبیعی است یعنی هیچ وزارت خارجه ای در هیچ شرایطی مسوول تصمیم گیری درباره همه حوزه ها نیست.در واقع این گونه نیست که این وزارتخانه زمانی به طور کامل بیرون از حوزه تصمیم گیری باشد. با این حال احساس می کنم در شش ماه گذشته وزارت خارجه چه در حوزه تصمیم سازی و تصمیم گیری و چه در حوزه اجرا به دستگاه اصلی تبدیل شده است و این یک مسوولیت سنگینی را برای من و تک تک همکاران هم درمدیریت و هم بدنه کارشناسی ایجاد کرده است.برخی معتقدند که میزان تغییرات وزارت خارجه متناسب با این میزان از بار جدید بروزارت خارجه نبوده و متناسب با تغییر دولت هم نبوده است.
یعنی چندان همسو با دولت نبوده.
نه دقیقا اینکه همسو نیست. در حال حاضر سیاست خارجی دولت را من اجرا می کنم و فکر می کنم که همسو تر از من با دکتر روحانی در دولت وجود ندارد.( با خنده) 
بدنه هم باید همسو باشد.
بدنه وزارت خارجه همسو هست، اما برخی معتقدند که تغییرات بیش از این باشد، البته این ذات وزارت خارجه است، چرا که این بخش از دولت یک دستگاه کارشناسی است و تغییرات در آن باید تدریجی باشد و این تغییرات در شرف انجام است.ما باید حدود 50 سفر را تغییر می دادیم و 50 نفر از مسوولین کنونی وزارت خارجه باید به ماموریت بروند. البته من می پذیرم که به خاطر برخی گرفتاری ها که بیشتر وقت ما را به خود اختصاص داده ،تاخیر دراین زمینه ایجاد شده است، با این حال در چند هفته آینده سفرای جدید به محل های ماموریت خود اعزام می شوند و برخی از مدیران وزارت خارجه تغییر می کنند و آن تغییر و تحول که صرف نظر از تغییر دولت بلکه به عنوان یک واقعیت باید صورت می گرفت،رخ خواهد داد.لذا در مجموع وزارت خارجه یک شان جدیدی پیدا کرده است که امیدوارم لیاقت این شان جدید را داشته باشد.
گفته می شود شما بقدری بر موضوع هسته ای تمرکز کرده اید که از برخی حوزه ها از جمله تعیین سفیرانی همسو با سیاست های دولت غافل مانده اید.
نه، من به هیچ وجه از ضرورت های مدیریتی وزارت خارجه غافل نبوده ام. من چارچوب و روش مدیریتی برای خود دارم که در آن قالب عمل می کنم. در واقع من معتقدم که بزرگترین سرمایه وزارت خارجه کارشناسان آن هستند و نمی توان این کارشناسان را به صرف همسو بودن و یا نبودن یک سیاست از کار برکنار کرد.کارشناس در وزارت خارجه دو وظیفه دارد؛ یکی ارائه تحلیل است و دیگری اجرای تصمیمات صرف نظر از موافق و یا مخالف بودن با آن.لذا جهت گیری سیاسی در وزارت خارجه مفهوم جدی پیدا نمی کند. البته هر فردی حق دارد دیدگاه سیاسی خود را داشته باشد،اما ملاک و میزان برای من جهت گیری سیاسی همکارانم نبوده بلکه توانایی آنها در پیگیری سیاست ها بوده است. البته اگر کسی بخواهد در مقابل سیاست های دولت مقاومت کند، آن به هیچ وجه قابل قبول نیست. همه همکاران من نه تنها حق دارند بلکه وظیفه دارند تحلیل و دیدگاه سیاسی خود چه موافق و چه مخالف را اعلام کنند، اما هیچ کس اجازه ندارد در برابر سیاست های دولت و نظام مسیر دیگری را دنبال کند.اصولا این موضوع همسو بودن و نبودن در وزارت خارجه چندان برجسته نیست. 
سفیرانی که تغییر می کنند دوران ماموریتشان تمام شده؟
تمام سفرایی که تغییر می کنند دوران ماموریتشان تمام شده است.
 چند سفیر تغییر می کنند؟
شاید بالای 40 سفیر و سرکنسول را طی یکی دو ماه آینده تغییر می دهیم.
مدیران میانی چطور؟
مدیران داخلی بیشتر افرادی هستند که به ماموریت اعزام می شوند و یا از دیدگاه من برای مسوولیت های دیگر شاید مناسب تر باشند به همین دلیل از این افراد در بخش های دیگر استفاده می شود.
سفیرانی که انتخاب می کنید لزوما از بدنه وزارت خارجه هستند و یا از چهره های شاخص خارج از وزارتخانه نیز استفاده می کنید؟
شاید بیش از 90 درصد سفرا از بدنه وزارت خارجه هستند که البته خیلی از آنها هم از چهره های شاخص هستند (باخنده)
آقای دکتر! دستگاه سیاست خارجی و مسوولان آن تا پیش از این لزومی نمی دید در بسیاری از زمینه ها اطلاع رسانی کند. حتی خود را در مقابل مجلس پاسخگو نمی دانست. دیپلمات ها معتقد بودند که از جای دیگری دستور می گیرند و به همان جا هم باید پاسخ بدهند، اما وزارت خارجه در دوره شما وارد مرحله تازه ای شد. الان وزارت خارجه خود را ملزم به پاسخگویی و اطلاع رسانی می داند. شما با حضور در شبکه های اجتماعی و ارتباطتان با جامعه کاری کردید که نسل جوان و دانشجو مصاحبه های شما را با علاقه دنبال کند. در حالیکه در گذشته این گونه نبود.شما دیپلماسی را برای نخستین بار به عرصه عمومی کشاندید. آیا این نگاه جدیدی در وزارت خارجه است که در آینده هم دنبال می شود یا وابسته به شماست و با رفتن شما تغییر می کند؟
پاسخگویی ضرورت هر حکومت مردمسالار است ولی متاسفانه با وجود اینکه وزارت خارجه در این دولت وظایفش به نسبت گذشته بیشتر و در عین حال پاسخگویی اش بیشتر بوده و با وجود صراحتی که من در برخورد با موضوعات داشتم، بیشترین اتهام محرمانه حفظ کردن موضوعات متوجه من بوده که فکر می کنم بخشی از آن مقتضای پاسخگویی است.واقعیت این است که طبیعت مذاکره اقتضا می کند برای اینکه طرف مقابل حداقل ها و حداکثرهای شما در زمان مذاکره را نداند، رشته ای از موضوعات محرمانه باشد. این به این معنا نیست که مردم امین نیستند و یا مردم حق ندارند که بدانند، بلکه به این معناست که طرف مقابل امین نیست. البته امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که دنیای جهانی شده است. همه چیز جهانی است و هیچ اطلاعات محلی وجود ندارد. به عنوان مثال اگر من در یک مسجد کوچک حرفی بزنم به احتمال قریب به یقین می تواند در خبرگزاری های مختلف منعکس شود و به اطلاع طرف مقابل که قرار است من با آنها عصر دوشنبه مذاکره کنم، برسد.بنابراین ضرورت دارد تا زمانی که من به تفاهمی نرسیده ام، رشته ای از اطلاعات از طرف مقابل پنهان شود و همه اطلاعات علنی نشود ، اما زمانی که ما به تفاهم رسیدیم، همه اطلاعات باید به اطلاع مردم برسد. به همین خاطر بود که پس از توافق ژنو ما عین متن توافق را منتشر کردیم. من این شیوه عمل دستگاه دیپلماسی ایران را پاسخگویی می دانم. جالبه بدانید که به تازگی رییس کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نامه ای به اوباما نوشته و گفته توافق ژنو را در اختیار ما قرار دهید. یعنی تا امروز آمریکایی ها حاضر نشده اند متن توافق را منتشر کنند.اگر چه ما منتشر کردیم،اما آنها چیزی به عنوان « Fact sheet» منتشر کردند.موضوعی که برای من باعث تاسف شده این است که من از ابتدا قصد داشتم همه مسائل را با مجلس در میان بگذارم و قصد داشتم از مجلس به ویژه کمسیون امنیت ملی مجلس به عنوان یک همکار و همراه و همفکر استفاده کنم. ضرورت این کار این است که دوستان عضو کمیسیون این مسوولیت را می پذیرفتند که موضوعاتی که ما به عنوان محرمانه تلقی می کنیم، آنها هم محرمانه بدانند. متاسفانه در جلساتی بین نمایندگان و رییس کمسیون دکتر بروجردی بحث هایی در می گرفت مبنی بر اینکه ما نمی پذیریم که موضوعی محرمانه است ،تشخیص این امر که چه مقدار از این سخنان را می توان بیرون از کمسیون نقل کرد و چه مقدار محرمانه است، با ما نمایندگان است.درحالیکه می دانید که افشای مسائل طبقه بندی شده در هر کشوری جرم است.نمی خواهم مثال بزنم اما دولت آمریکا این روزها در همه دنیا دنبال ادوارد اسنودن است به ادعای اینکه اقدامات غیرقانونی آن دولت و البته محرمانه و طبقه بندی شده را افشا کرده است.حتی امروز فردی چندین سال است که در زندان آمریکاست به خاطر اینکه اطلاعات طبقه بندی شده این کشور را در اختیار ویکی لیکس قرار داده است. بنابراین اسناد طبقه بندی شده دولت ها یک موضوع بدیهی و طبیعی است وهیچ اشکالی هم ندارد.اینکه برخی دوستان سر و صدا می کنند که ظریف مردم را محرم نمی داند، برای من عجیب است. آیا آنها قصد دارند سیستم طبقه بندی را حذف کنند؟! آیا می خواهند مهرهایی که با عنوان سری، محرمانه و بسیار محرمانه برروی اسناد دولتی زده می شود، نادیده بگیرند؟! چرا عوام فریبی می کنند؟! چرا به مردم دروغ می گویند؟! چرا حرف هایی را می زنند که خودشان هم می دانند جرم است و قابل پیگیری؟!در هر کشور و سیستم اداری چارچوبی برای سخنان محرمانه و غیرمحرمانه وجود دارد. نباید مردم را به این باور رساند که محرم نیستند،چرا مردم محرم هستند اما اسنادی هست که باید از طرف مقابل پنهان شود و این واقعیت امروز دنیاست.
اما به نظر می رسد که افکار عمومی مردم استدلال شما را پذیرفته اند ،یعنی با توجه به مخاطبان شما در شبکه های اجتماعی عموم مردم محدودیت های چارچوب شغلی شما را پذیرفته اند، شاید شما تنها با عده خاصی مشکل دارید.
واقعیت این است که من با هیچکس مشکلی ندارم ،گویا یک عده با من مشکل دارند( با خنده).با اینکه من با صراحت صحبت می کنم. یعنی بسیاری از اقداماتی که امروز انجام می شود بابت آنها امتیاز گرفتیم ،اقداماتی بوده که پیش از این هم انجام می شده است، تنها به مردم اطلاع داده نمی شد.
بعد از حضور مجدد شما در وزارت خارجه تغییراتی هم در رفتار دیپلماتیک ایجاد شد، از انتخاب تیم هسته ای تا سایر موضوعات. درنخستین ارزیابی وندی شرمن به « سی ان ان » گفت بعد از دو سال و نیم مذاکرات به زبان انگلیسی انجام شد که روند مذاکرات را تسریع کرد. در گذشته تصاویری می دیدیم که رییس تیم مذاکره کننده حتی به چهره طرف مقابل نگاه نمی کرد، امروز کار به جایی رسیده که نتانیاهو می گوید ایران با دیپلماسی لبخند می خواهد کار خود را پیش ببرد. سوالم این است که شما عرصه دیپلماتیک را چگونه تعریف می کنید، برخی می گویند رابطه کشورها مثل رابطه آدم هاست، آیا شما این را قبول دارید؟ آیا معیارها و اولویت هایتان تغییرکرده است؟
من معتقدم که ما یک رشته موازین عقیدتی و شرعی داریم و موظفیم که آنها را بدون کم و کسر اجرا کنیم.من 30 سال سابقه کار دیپلماتیک دارم و بعید می دانم در این مدت کسی بتواند موردی را پیدا کند که از قوانین شرعی و اجرایی تخطی کرده باشم و یا در این 30 سال از خطوط قرمز عدول کرده باشم.اما اعتقاد دارم که دین ما، دیدگاه مذهبی مان به معنی عبوس بودن ویا بداخلاق بودن نیست.اگر ما متاسی به پیامبر اسلام می شویم،ایشان می فرماید: «و انک لعلی خلق عظیم» یعنی تو دارای رفتار بسیار بزرگی هستی و یا در جای دیگری در قرآن آمده است که «فبما رحمته من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» از رحمت های خدا بر تو این بوده که تو آرام و لینی، و اگر انسان تندخویی بودی مردم از کنار تو پراکنده می شدند.اگر می خواهیم پیرو او باشیم ،قرار نیست هر جا که رفتیم قیافه ای بگیریم که هیچکس نتواند ما را تحمل کند. من معتقدم که عمل کردن براساس آنچه که در دین و سنت به آن سفارش شده است، تنها به دیپلماسی مربوط نیست و برگرفته از آموزه های دینی است که ما برای نشان دادن آنها به جهانیان انقلاب کردیم.ما انقلاب نکردیم که عصبانیت را به دنیا نشان دهیم، ما انقلاب کردیم که رفتار رحمه للعالمین را به دنیا نشان دهیم.ما لبخند می زنیم و در موقع لزوم هم جدی هستیم و برخورد می کنیم .جایی که موضوع حقوق مردم کشورمان مطرح می شود ،ذره ای کوتاه نخواهیم آمد. اما در عین حال فکر می کنیم که می توان با منطق هم صحبت کرد.وقتی خداوند به موسی و هارون که قصد برخورد با سلطه گری چون فرعون را دارند می فرماید:« فقولا له قولا لینا» با فرعون با زبان معقول و آرام سخن بگویید، بنابراین لازم نیست که همیشه با زبان تند و گزنده سخن بگوییم ، می توانیم همه چیز را با منطق بیان کرد.
حالا آمریکا فرعون است؟
من معتقدم وقتی که در قرآن عنوان می شود که این قصص را برای انسان ها گفته ایم تا بیاموزند، بنابراین از فرعون بدتر که نیست. با آن هم با زبان منطق باید گفت و گو کرد.
انگلیسی حرف زدن چه طور؟ این نکته الان از نظر عده ای یک نقطه ضعف تیم مذاکره کننده هسته ای تلقی می شود.
باید این نکته را درباره این موضوع که مذاکرات به انگلیسی انجام می شود، تاکید کنم علت این امر این نیست که من معتقدم انگلیسی زبان برتر است، بلکه معتقدم براساس مطالعاتی که انجام شده است هیچ مترجمی نمی تواند 100 درصد مفهومی که ارائه می شود را منتقل کند. اولا اینکه مترجم اختصاصی در همه رشته ها نداریم ،چرا که هر عرصه ای زبان مختص خود را دارد .یعنی وقتی درباره خلع سلاح مذاکره می شود PROLIFERATION یک معنی می دهد در مبحث دیگر معنی متفاوتی دارد. مترجمی هم نیست که بتواند ظرافت های یک موضوع را با موضوع دیگر تشخیص دهد. حتی بارها من دیده ام با وجود اینکه تسلط من به زبان عربی چندان خوب نیست، اما گاهی متوجه می شوم که درمباحث تخصصی دچار اشتباه شده است و بنابراین مجبور هستم که تصیحش کنم.
پس عربی هم می دانید؟
(باخنده) آنقدربلدم که بفهمم، اما نه به اندازه ای که صحبت کنم. من سال ها پیش عربی تدریس می کردم اما آنقدر مسلط نیستم یعنی آنقدر اعتماد به نفس ندارم که صحبت کنم. با این حال می فهمم که مترجم اشتباه می کند.برخی افراد که انتقاد می کنند چرا من به انگلیسی مذاکره می کنم باید بدانند اگر من به فارسی صحبت کنم نمی توانم از اهداف ،منافع و حقوقمان آنگونه که از طریق زبان انگلیسی امکان دارد، دفاع کنم. مذاکرات به زبان انگلیسی است ،اما متن گزارش ها به فارسی منتشر می شود. البته فردی گفته بود که ظریف به انگلیسی صحبت نمی کند تا با هم بفهمیم. بنابراین همین جا اعلام می کنم هر سوالی که درباره سخنان من بود بپرسید من به فارسی پاسخ خواهم داد.
بحث دیگری که وجود دارد مربوط به فعالیت اقتصادی وزارت امورخارجه است با توجه به پیامدهایی که این توافق ممکن است در عرصه اقتصادی داشته باشد و یا سفر هیات های سیاسی و اقتصادی اروپایی، آیا بخش اقتصادی وزارت خارجه همچنان فعال است و اولویت بندی می کند ؟
وقتی من مسوولیت وزارت خارجه را برعهده گرفتم بخش اقتصادی نداشت. یعنی معاونت اقتصادی این وزارتخانه حذف شده بود. البته اینجا قصد ندارم آن را کار خوب یا بدی بدانم. در دوران 30 ساله بعد از انقلاب این معاونت 3 یا 4 بار حذف و یا اضافه شده است. لذا اینکه میزان حضور وزارت خارجه در مشاوره اقتصادی دادن محل سوال بوده است. البته وزارت خارجه ستاد هماهنگی روابط اقتصادی دارد که در حال حاضر در سطح قائم مقام وزیر به صورت مرتب و با حضور نمایندگان دستگاه های مختلف برگزار می شود. آنچه که امروز برای من مهم است این است که سیاست خارجی توانسته این امکان را فراهم کند که بنگاه های اقتصادی نسبت به سفر به ایران احساس امنیت کنند. این را در سفر های متعدد مثل هیات های فرانسوی یا حتی میزان استقبال از حضور رییس جمهوری در مجمع جهانی اقتصاد شد، می توان دید. وزارت خارجه به عنوان نیرویی است که پشت این تحولات هم در حوزه سیاسی واقتصادی عمل می کند.
یعنی به طور مشخص در زمینه اقتصادی فعالیت نمی کند؟
خیر. ما بخش اقتصادی نداریم اما در حوزه اقتصادی برای دستگاه هایی که در این زمینه فعالیت می کنند ،زمینه ساز هستیم. در بحث برنامه اقدام مشترک ما مجبور هستیم یک رشته هماهنگی هایی را انجام دهیم که دبیرخانه پیگیری آن موضوع در وزارت خارجه است و دستگاه های اقتصادی ما مشکلاتی را که با آن روبرو می شوند، بیان می کنند.
مسئله این است که دستگاه های اقتصادی در داخل و نهادهای بین المللی اقتصادی می گویند برای شش ماه نمی توان برنامه ریزی کرد. شما چشم انداز مذاکرات و توافقات احتمالی را چگونه می بینید، در واقع سوالم این است که چه تضمینی به فعالان اقتصادی می دهید که بتوانند فعالیت خود را آغاز کنند؟
نخستین گام این است که فضای روانی تغییر کرده است.این را می توان مشاهده کرد . نمونه آن حضور بنگاه های اقتصادی است که تا هشت ماه پیش پاسخ تلفن طرف های ایرانی را نمی دادند.یکی از اقوام ما به من گفت پیش از این توافق به یکی از فعالان اقتصادی تلفن کرده و وقتی بعد از مدتی مکالمه متوجه شد که ایرانی هستم قصد داشت همان چند دقیقه که با من صحبت کرده بود را هم پس بگیرد. مدام تکرار می کرد که باید مشخص شود من با یک ایرانی صحبتی نداشته ام.در حالیکه امروز چنین نیست.اما شیطنتی که برخی در داخل آمریکا انجام می دهند القای این موضوع است که این وضعیت دائمی نیست. این ناشی از برخورد انفعالی آنهاست.چرا که احساس کردند همان طور که ما گفتیم فضای روانی که در هشت سال گذشته ایجاد شده بود ،از بین رفته است. فضایی که متاسفانه به کمک برخی سیاست هایی که از سوی ایران دنبال می شد و اجماع جهانی علیه ایران ایجاد شده بود تا جایی که هرگونه تماس با ایران به منزله خدشه وارد کردن به اعتبار کشورها و بنگاه های اقتصادی بود.ما با تحریم های بین المللی ناعادلانه و تحریم های غیرقانونی آمریکا مواجه بودیم که باعث می شد بسیاری کارها پیش نرود و بنگاه های اقتصادی اعلام کنند این روابط ممنوع است.شرکت های بسیاری اعلام می کردند همکاری با ایران برای ما هزینه حیثیتی دارد. امروز اینREPUTATION COST شکسته است. آمریکایی ها تلاش می کنند که این فضا را حفظ کنند ولی به نظر من کار از کار گذشته و فضا تغییر کرده است. به یاری خدا و با حمایت مردم و با حمایتی که تا امروز و ان شاء الله رهبر معظم انقلاب از هیات مذاکره کننده داشته اند، این مسیر پیش می رود و به نتیجه می رسد، البته با حفظ حقوق مردم و این وضعیت موقت به دائمی تبدیل خواهد شد.
فکر می کنید که اتحادیه اروپا تا چه حد منافع خود را ترجیح دهد به همسویی اش با آمریکا؟به نظر شما نگاه آنها متفاوت از آمریکاست؟ با توجه به سفرهایی که به تازگی به ایران داشته اند.
من فکر می کنم شرایطی را باید فراهم کنیم که همه به این نتیجه برسند هر کشوری که دنبال محدود کردن ایران است راه باطل می رود و این موضوع در دستان ماست.اینکه عده ای با ایران دشمن هستند و گروهی ما را نمی خواهد و سر عناد دارند در اختیار ما نیست ،اما اینکه ما آنها را یا آنها ما را منزوی کنند در اختیار ماست. احساس می کنم ما قادر هستیم چنین کنیم.البته به باورم ،سیاست ایران این نیست که بین کشورها اختلاف ایجاد کنیم. سیاست ما پیش بردن منافع خودمان است در این مسیر تندروهایی که به دنبال فشار ،جنگ و تحریم اند خود به خود منزوی خواهند شد، نه تنها در میان اروپایی ها و آمریکایی ها بلکه در داخل جامعه آمریکا. بنابراین من معتقدم که با این سیاست حتی بدون همراهی آمریکا ما موفق خواهیم بود.
شما همیشه تاکید می کنید که مذاکرات هیات ایرانی با شرمن یا جان کری تنها در زمینه هسته ای است.چه اصراری دارید بر این موضوع تاکید کنید؟ آیا از نظر افکار عمومی یا آن نهادهایی که اختیار به شما داده اند اشکالی دارد که راجع به موضوعات دیگر هم گفت وگو شود؟
سیاست جمهوری اسلامی و آنچه که مایه افتخار است، این است که سیاستش را خودش تعریف می کند. تعیین اینکه راجع به چه موضوعی صحبت کنیم نشانه استقلال ما است که نباید آن را با هیچ چیز عوض کرد. این ما هستیم که تصمیم می گیریم.در حال حاضر براساس یک رشته محاسبات سیاسی که مورد توجه مقام معظم رهبری هم قرار گرفته است و بارها نیز بر آن تاکید کرده اند، نه براساس یک نگرش جزم اندیشانه تصمیم گرفته ایم که در موضوع مشخص با آمریکا مذاکره کنیم.این تصمیم ماست .هیچ نگرانی بابت اینکه درباره موضوعات دیگر صحبت شود، نداریم. ما با همه کشورها می توانیم درباره همه موضوعات صحبت کنیم. اراده ملی ما این است که خودمان براساس محاسباتمان منافعمان را بهتر تشخیص می دهیم و تصور نمی کنیم آمریکایی ها باید تشخیص دهند که بر سر چه موضوعی باید گفت وگو کرد. این تصمیم ماست که در شرایط حاضر تنها بر سر موضوع هسته ای مذاکره کنیم.هیچ زمان هم اعلام نکرده ایم که این امر همیشگی است.فعلا اقتضای سیاستمان این است که تنها راجع به این موضوع گفت و گو کنیم و راجع به سایر موضوعات ما با آمریکا گفت و گوی دو جانبه نداریم.ضمن اینکه من با خانم شرمن صحبت نمی کنم ،آقای عراقچی مذاکره می کند(باخنده).
براساس اظهارات مقامات آمریکایی احتمال دارد که آمریکایی ها درباره موضوع حقوق بشر و سامانه موشکی صحبت کنند،اگر این موضوع مطرح شد پاسخ شما چه خواهد بود؟ 
به آنها خواهیم گفت که این موضوعات ربطی به این مذاکرات ندارد. یعنی ما اصرار داریم که موضوعاتی دراین مذاکرات بحث شود که درتفاهم قبلی ما یعنی برای مشترک اقدام تفاهم کرده ایم.برنامه اقدام مشترک به طور کامل مشخص است، در آن گفته شده است که در دور بعدی مذاکرات راجع به چه موضوعاتی باید بحث شود.اتفافا دلیلی که ما اصرار داشتیم در گام اول بدون توافق درباره اهداف مشترک گام نهایی برداشته نشود،همین بود که قبل از شروع به اقدام بدانیم چه مسیری را طی خواهیم کرد. ما راجع به موضوعاتی که درتوافق ژنو هست ،صحبت می کنیم اگر موضوعی دراین متن برنامه اقدام مشترک نیست، به طور قطع درباره آنها گفت وگو نخواهیم کرد این امری روشن و صریح است.ما به وین می رویم که ابعاد و گام نهایی برنامه اقدام مشترک را روشن کنیم. اگر آن را مطالعه کنید درمی یابید که قرار است راجع به چه موضوعاتی گفت و گو شود. 
غربی ها خواستار تعطیلی تاسیسات فردو و اراک هستند،حتی به رغم اینکه توافق شش ماهه ای که با کشورهای غربی منعقد شده ،اما برخی مخالفان در داخل اعلام می کنند که هدف نهایی و غایی غربی ها تعطیلی فردو و اراک است.از نظر شما خط قرمز ما در جریان دور جدید مذاکرات با شش کشور غربی چیست؟ 
آنچه که ما قرار است در این مذاکرات درباره آنها صحبت کنیم چگونگی حصول اطمینان از صلح آمیز بودن مسائل هسته ای است.اینکه برخی بخواهند خواسته هایی داشته باشند که هیچ ارتباطی با اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران ندارد، به طور قطع مورد پذیرش نیست. ما گفته ایم که هیچ تاسیساتی را تعطیل نخواهیم کرد.اما گفته ایم که تلاش می کنیم و هدف مذاکرات هم این است که به نگرانی های منطقی پاسخ دهیم .اینکه برخی سخنان مطرح می شود و اظهارنظراتی می شود که در کل باعث نگرانی می شود مثل گفته ها درباره فردو، این اظهارات جایگاهی درمذاکرات ندارد.از نظر ما به طور قطع روش های معقولی وجود دارد برای اینکه طرفین به تفاهم درباره موضوعات قید شده در برنامه اقدام مشترک برسند.از روز اول اعلام کردیم که هیچ کشوری و هیچ مقام سیاسی نباید در مذاکرات برای ما تعیین تکلیف کند.ما نمی توانیم بپذیریم که فردی بگوید راه حل این است و باید آن را پذیرفت،اگر قرار بود چنین کنیم که این همه سال مقاومت نمی کردیم.مردم ما در مقابل زور و تحمیل مقاومت می کنند.به خاطر دارم که در جریان یکی از جلسات مذاکره به طرف آمریکایی گفتم که ما به این مسائل آلرژی داریم.یعنی مردم ایران به گونه ای هستند که اگر کسی بخواهد به آنها تحکم کند و مسئله ای را تحمیل کند،مردم واکنش نشان می دهند.به طور قطع ما هم به عنوان نمایندگان برخاسته از این ملت اجازه نخواهیم داد کشوری برای ما تعیین تکلیف کند که این تاسیسات باید بسته شود و یا در مقابل اجازه فعالیت تاسیسات دیگر وجود دارد.ما نمی پذیریم و چنین اتفاقی هم در مذاکرات نخواهد افتاد. 
دکتر ظریف!گفته می شود که راکتور آب سنگین اراک جای چانه زنی بسیار برای ایران دارد، حتی دکتر صالحی نیز گفته اند که حاضریم فرمولی را ارائه دهیم که برای طرف مقابل اطمینان از پلوتونیم بدست آمده از آب سنگین حاصل شود چرا که حفظ این راکتور برای ایران مهم است. 
همین است.حتما روش های علمی برای کاهش نگرانی وجود دارد. چرا که ما از راکتور اراک به دنبال پلوتونیوم و بمب اتمی نیستیم. اصرار داریم که فناوری و دستاوردهای ما حفظ شود،اما به دنبال استفاده غیرصلح آمیز نیستیم. بنابراین آمادگی داریم که نگرانی های آنها را رفع کنیم ،اما آمادگی نداریم که آنها برای ما نسخه بپیچند که روش های رفع نگرانی چیست.در واقع ما باید با هم درباره این روش ها توافق کنیم. به طور حتم جناب آقای دکتر صالحی که علاوه براینکه دیپلمات کهنه کار هستند یک دانشمند هسته ای هم محسوب می شود،روش هایی را برای این منظور در نظر دارند که من نیز حتما از آنها یاد خواهم گرفت. 
با توجه به فشاری که بر تیم مذاکره کننده هسته ای وارد می شود، آیا شما به عنوان مذاکره کننده ارشد در مذاکرات آتی برای رسیدن به توافق جامع، اختیار و آزادی عمل لازم را دارید تا مذاکرات را در چارچوب جدید پیش ببرید؟
بالاخره هیچکس در دنیا اختیار تام و کامل ندارد و تنها ذات اقدس باری تعالی است که اختیار و قدرت تام و کامل دارد.بقیه انسان ها همه چارچوب ها و معیارهایی برای اقدامات خود دارند.اما برای پیشبرد برنامه هسته ای باید بگویم که بنده چارچوب فعالیت هایم مشخص است، رهبرمعظم دیدگاه های کلی را تعیین می کنند،رییس جمهوری ساز و کارهای لازم برای اجرای این برنامه ها و سیاست گذاری های کلی را مشخص می کنند ،ما هم در وزارت خارجه مسوول اجرای این سیاست ها هستیم. همه این سیاست ها هم در چارچوب منافع و مصالح نظام و کشور است.این به این معنا نیست که هر یک قدمی که برمی داریم نیاز است که اجازه بگیریم و یا درباره آن سوال کنیم. ما گزارش همه اقدامات و سخنان را ارائه می کنیم، اگر لازم هم باشد از شرایط موجود پیش بینی هم خواهیم داشت.در موردی که لازم بدانند به ما دستور خواهند داد و ما آن نظرات را پیگیری می کنیم . البته باید تاکید کنم که ما برای تمام ارکان نظام احترام قائل هستیم ،اما معتقدیم که هر یک از ارکان نظام وظایف و صلاحیت اقداماتشان در قانون اساسی مشخص شده است. باور ما براین است که بهترین وضع کشور زمانی محقق می شود که هر رکنی به وظایف قانونی خود عمل کند. 
چند روز پیش جمله ای از یکی از مقامات کشور نقل شد مبنی براینکه توافق ژنو می توانست بهتر از این هم باشد و یا اینکه این توافق مطلوب و ایده آل ما نیست. 
من آنچه را که فکر می کنم امکان پذیربوده و در توان من و همکارانم بوده انجام داده ام.ادعا نمی کنم که از این بهتر هیچکس نمی توانست توافق کند. حتما دوستانی که معتقدند بهتر از این می توانست باشد، باورشان این است.من مخالفتی هم با آن ندارم ،اما می توانم ادعا کنم که بسیار بعید می دانم که در شرایط کنونی حاصل مذاکره با هر میزان از توان و تمهید می توانست بسیار بهتر از این ها باشد .نظر همه برادران محترم است، اما مطمئنم آنچه که انجام دادم درحد توانم بود «لا یکلف الله نفسا الا وسعها».هیچ وقت نامزد این کار نبودم ،هر کسی هم که هر زمان این مسوولیت را از دوش من بردارد ،سپاسگزار هستم ، اما تا زمانی که این مسوولیت بردوش من هست، با کمال اقتدار و تمام ارادتی که برای دیگران قائلم، آنچه را که تشخیص می دهم در قالب دستورات مقامات عالی کشور انجام خواهم داد و فکر می کنم که به بهترین نحو هم آن را انجام می دهم. 
از رصد سخنان مقامات آمریکایی در روزهای اخیر وبعد از توافق ژنو می توان دریافت که تحریم های آمریکا علیه ایران با وجود توافق صورت گرفته لغو نخواهد شد.شاید یکی از انتقادات به توافق ژنو این است که آمریکایی ها اعلام کرده اند که تحریم جدید در قالب پرونده هسته ای وضع نخواهد شد ،اما تحریم های قدیمی ادامه پیدا می کند،واکنش شما به این مطلب چیست؟ آیا در دور بعدی مذاکرات آیا دراین خصوص هم بحث خواهید کرد که به فهرست شرکت ها و افراد ،نام های جدید اضافه نشود؟ 
ما در چند مورد تفاهم کردیم یکی این بود که ایران متعهد شد برنامه هسته ای خود را گسترش ندهد، در مقابل آنها هم متعهد شدند که تحریم های خود را افزایش ندهند.اقدام آمریکایی ها مبنی بر قراردادن نام افراد و شرکت های جدید در لیست تحریم ها عملی در جهت فضای مثبت مذاکرات نبود و چون طرفین متعهد بودند که فضای مذاکرات را براساس حسن نیت حفظ کنند،این اقدام مخالف با روح توافق است.البته بر برخی تحریم های گذشته مثل تحریم پتروشیمی توافق کردیم که رفع هم شد. 
یعنی در مذاکرات اعلام کردند که تحریم های قبلی ادامه پیدا خواهد کرد؟ 
مگر ما اعلام کردیم که غنی سازی ما ادامه پیدا خواهد کرد؟ اما ادامه پیدا خواهد کرد. در مذاکرات دو طرف برسر برخی موضوعات مذاکره خواهند کرد، درباره برخی مطالب سخنی بیان نمی کنند.آنچه که توافق نمی کنید یعنی توافق نشده و نوشته هم نخواهد شد.ما درخصوص حقوق بشر هیچ صحبتی نکردیم، نوشته هم نشده است.به عنوان مثال درباره سیاست های نظامی گری آمریکا هیچ صحبت و یا توافقی نکردیم. ما دوست نداریم که آنها در افغانستان نیرو داشته باشند،اما موضوع بحث ما این نبود. موضوعات مورد بحث تنها مواردی بوده که روی کاغذ آمده است و هر دو طرف موظف به انجام آن هستند.طرف آمریکایی کارهای بسیاری انجام می دهد که خلاف روح توافق و فضای مذاکرات است،اما راجع به همه این موضوعات صحبت نشده است البته ما نسبت به همه این اقدامات برخورد می کنیم و واکنش نشان می دهیم.درمذاکرات پیش رو هم نسبت به این اقدامات برخورد می کنیم.اما به این معنی نیست که در این مذاکرات راجع به همه موضوعات عالم صحبت می کنیم.ما تنها راجع به حوزه مشخص که قرار بوده که یا ما اقدام کنیم و یا آنها توافق کرده ایم.
این روزها سناتورها و مقامات آمریکا از تحریم های مضاعف حرف می زنند و شکست توافق ژنو را فاجعه می دانند. شما آینده مذاکرات را چگونه می بینید؟
گروهی در آمریکا تصور می کنند که تحریم ها کارگشاست.این افراد بهتر است که کلاه خود را قاضی کنند و ببینند که تحریم ها در 8 سال گذشته چه نتیجه ای داشته است.بنابراین اگر آنها روند تحریم های خود را ادامه دهند ما هم به تعهدات خود پایبند نخواهیم بود. من در خط تهدید نیستم و فکر می کنم که این زبان ها غیرقابل استفاده است.بحث هایی در داخل آمریکا برای خوشایند برخی گروه های فشار و گروه هایی که برخی اعضای کنگره احساس می کنند باید نسبت به آنها خوش خدمتی کنند، مطرح می شود و همین هم برخی اعضای دولت آمریکا را به موضع گیری می کشاند، اما واقعیت این است که اگر راه مذاکره پیش نرود همه چیز به روند گذشته باز می گردد.فکر نمی کنم آمریکایی ها بتوانند ادعا کنند که در هشت سال گذشته موفق بوده اند. درباره حرف نخ نمایی مثل گزینه های روی میز هم ، واقعیت این است که دنیای متمدن چند انتخاب را سال هاست که از روی میز برداشته است، آمریکایی ها هم هر وقت از این انتخاب استفاده کردند ،ضررکردند.آیا آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق از این گزینه منفعت برده که برای دنیا شاخ و شانه می کشد؟ ابزار نظامی کارآمدی اش را امروز از دست داده است.این واقعیتی است که آمریکایی ها هم به آن رسیده اند ،اما نمی توانند زبان خود را کنترل کنند.اگر من جای آنها بودم حرف هایی نمی زدم که حیثیت کشورم را زیرسوال ببرم و بعد هم مجبور شوم مثل وضعیت سوریه با وجود اعلام اینکه همه گزینه ها روی میز است، پشت کنگره پنهان شوم. این حرف ها منفعتی برای کسی ندارد. 
از شما با عنوان معمار سیاست خارجی جدید ایران یاد می شود. به غیر از موضوع هسته ای چه شاخص دیگری برای سیاست خارجی تعریف کرده اید. 
البته من از این عناوین چندان خوشم نمی آید(باخنده) در حد «بنا» هم باشیم خودمان را قبول داریم. «معمار»مقام معظم رهبری و دکتر روحانی هستند. اگر در همین حد هم به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بتوانیم کمک کنیم ،افتخار می کنیم.سیاست خارجی دولت تدبیرو امید در برنامه ای که به مجلس داده ام،متبلور است ما دنبال تعامل سازنده با دنیا و همسایگان هستیم. به خاطراینکه ما به خودمان باور داریم. مهمترین مشخصه این دولت بهره گیری از گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است که همانا خودباوری است.بزرگترین هدیه انقلاب اسلامی این بود که پذیرفتیم که می توانیم.ما یک ملت بزرگ هستیم.ما به توان خود باورداریم و این باور ما را قادر می کند که از مذاکره نترسیم و مجبور نباشیم به جای مذاکره سخنرانی کنیم.ما سمت حریف می رویم و درباره مهمترین موضوعات بحث می کنیم و ان شاء الله از این بحث موفق بیرون خواهیم آمد. 
سابقه همکاری و یا مذاکره با خانم اشتون به کی باز می گردد؟چون شما یک دیپلمات باسابقه هستید بعید است که پیش از این آن را ندیده باشید. 
خانم اشتون تازه وارد این عرصه شده است.وی رییس مجلس اعیان انگلیس بود و بعد واردعرصه دیپلماسی شد.بنابراین وی در دوران عزلت من وارد شد و از این رو من با افراد جدید هیچ سابقه همکاری ندارم. 
اولین باری که شما اشتون را دید چه زمانی بود؟ 
اولین بار در نیویورک در حاشیه مجمع عمومی مهر ماه سالجاری بود.پیش از آن هم دو بار تلفنی با وی تلفنی صحبت کرده بودم. 
فیلمی از شما منتشر شد که ما خبرنگاران را کنجکاو کرد. در این فیلم که مربوط به روز های نخست مذاکرات است شما در حال عبور جمله ای به اشتون می گویید که باعث خنده بلند وی می شود. این واکنش بعد از فضایی که سالها بر مذاکرات ایران و 1+5 حاکم بود، تازگی داشت، آن هم از سوی یک مقام انگلیسی. آن جمله چه بود؟ 
 ... الان نمی توانم صحنه را در ذهنم بازسازی کنم. واقعا یادم نمی آید(باخنده)مذاکره ایجاب می کند که ما هم خودمان و هم فضای مذاکرات را کنترل کنیم.نیاز است در یک جا از مذاکره تند شویم اما اگر این تندی بدون مهار ادامه پیدا کند ،باعث شکست می شود.بنابراین لازم است جایی حرفی ،متلکی و یا سخنی گفته شود تا فضا را تلطیف کند. 
یکی از آنها را بگویید؟ 
انواع و اقسام مختلف و بستگی به موقعیت و شرایط مذاکرات دارد. شاید اگر خارج از آن فضا بیان کنم به نظر شما جالب نیاید. ضمن اینکه به خاطرندارم. 
به عنوان خبرنگاران زن، دوست داریم بدانیم که شما وی را از حوزه دیپلماتیک چگونه ارزیابی می کنید؟ 
به نظرم خانم اشتون برای شغلی که انتخاب شده، بسیار مناسب است. چرا که هماهنگ کردن موضع 28 کشور در اتحادیه اروپا و شش کشور حاضر در مذاکرات کار بسیار دشواری است، وی از عهده این کار به خوبی برمی آید. البته باید دید وقتی به مذاکرات جدی می رسیم تا چه میزان می توان با وی کار کرد.اما به نظر می رسد که طرف نامناسبی برای مذاکرات 1+5 نباشد. 
به نظر شما جان کری از خانم اشتون حساب می برد و یا خانم اشتون از جان کری؟ 
همه از خانم ها حساب می برند (با خنده) 

غرویان: برای سطح فکر برخی از نمایندگان مجلس تاسف می خورم

حجت الاسلام و المسلمین محسن غرویان استاد برجسته حوزه ضمن انتقاد از مخالفان طرح آشتی ملی روحانی گفت: برخی مانند بعضی از اعضای افراطی جبهه پایداری روحیه جنگ و درگیری دارند و ژن هایشان، ژن نزاع، خشونت، تنازع و درگیری است.وی در بخش دیگری بیان داشت: پوسترهایی نیز در روز 22 بهمن دیدم که بر روی آن طناب دار کشیده شده بود.  من کاری به اشخاص ندارم اما این کار توهین به لباس روحانیت و امامت و نیز قداست زدایی است.

اهم اظهارات این استاد برجسته حوزه علمیه قم در پی می آید:

{در مورد مخالفت ها با آشتی ملی مطرح شده توسط روحانی} آشتی ملی مفهومی است که هم بار دینی و هم بار سیاسی دارد. قرآن می فرماید در کار خیر تعاون داشته باشد و در کار گناه و دشمنی همکاری نکنید. آشتی ملی مصداق همین آیه است، یعنی در امور خیر سیاسی و انچه به صلاح جامعه است، تعاون وجود داشته باشد. به طور کلی برخی مانند بعضی از اعضای افراطی جبهه پایداری روحیه جنگ و درگیری دارند و ژن هایشان، ژن نزاع، خشونت، تنازع و درگیری است. برخی انسان ها روحیه صلح و آشتی و رفاقت دارند از جمله دکتر روحانی. طبع ایشان، طبعی صلح امیز  ومطابق با انچه در اخلاق اسلامی آمده می باشد.رئیس جمهور برای صلح تلاش می کند اما در مقابل افراطیون برای جنگ کوشش می کنند. درست است که اختلاف نظر در کشور وجود دارد اما ما باید اختلافات را کمرنگ تر و اشتراکات را پررنگ تر کنیم اما در این میان، برخی از افراطیون چه در مجلس و چه در احزاب و گروه ها مثل جبهه پایداری دائما بر طبل جنگ می کوبند. در واقع علت مخالفت آنان مصداق این شعر است: نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.بنده پوسترهایی در روز 22 بهمن دیدم که بر روی آن طناب دار کشیده شده بود.  من کاری به اشخاص ندارم اما این اقدام، توهین به لباس روحانیت و امامت و قداست زدایی است. اینگونه اقدامات نه تنها اثر مثبتی ندارد بلکه در جامعه اثر منفی می گذارد . این نوع تصویر کشیدن ها در نظر جوانان توهین به عالم دینی محسوب می شود و بنابراین غیراخلاقی و نادرست است.{انتقاد برخی از نمایندگان از ظریف بابت انگلیسی سخن گفتن} این دسته از انتقادات نشان می دهد که بهانه های این افراد براساس اغراض گروهی و جناحی است. قرآن نیز می گوید ما پیامبران را با زبان خودشان فرستادیم. زبان انگلیسی زبان بین المللی است و در موسسات قم نیز به طلبه ها برای سفرهای تبلیغی به خارج از کشور و تحصیل آموزش داده می شود. در حقیقت، طرح این انتقادات سطح کودکانه و خیلی نازلی داشته و ارزش اعتنا و توجه ندارد.این افتخاری است که آقای ظریف به زبان بین المللی مسلط هستند و از طریق آن راحت تر مطالب خود را به طرف مقابل می فهمانند. واقعا برای سطح فکر بسیار پایین برخی از نمایندگان مجلس تاسف می خورم که اینگونه مسائل را را مطرح می کنند. البته فکر می کنم از نظر وجهه بین المللی خیلی ها در دنیا به خاطر این سخنان بخندند. این افراد همان هایی هستند که  فرق MPT و NPT را نمی‌دانند، حالا این آبروریزی اش بیشتر است یا سخن گفتن به زبان انگلیسی، در واقع تسلط آقای وزیر به زبان انگلیسی باعث افتخار است.آقای محمد جواد لاریجایی نیز در یک شبکه ی امریکایی به انگلیسی گفتگو می کردند و حتی در تمجید از ایشان در روزنامه اطلاعات یادداشتی نوشته شده بود. این ها جز افتخارات است، واقعا نمی دانم، چرا برخی اینقدر کج سلیقه و منفی نگر هستند.{در خصوص کم سواد خطاب کردن منتقدان توسط روحانی} با سوادی و کم سوادی مفهومی نسبی دارد. آقای رئیس جمهور گفتند توقعشان این است که انسان هایی که در مسائل سیاسی تخصص دارند، به صحنه بیایند.  ایشان می گفتند افراد باسوداتر هم وارد عرصه شوند و سکوت نکنند . حالا برخی، همین را هم بهانه کرده اند. بالاخره کسی که دنبال بهانه باشد از هر مسئله ای برای انتقادهای بی پایه استفاده می کند.

مرتضوی: جلسه من با مدیران سابق تامین اجتماعی دروغ است

سعید مرتضوی خبر برخی سایت ها مبنی بر اینکه اخیرا در جلسه ای با مدیران سابق تامین اجتماعی اعلام کرده در موضوع فاضل لاریجانی از سوی احمدی نژاد تحت فشار بوده، تکذیب کرد و آن را از اصل و اساس دروغ دانست.مدیر عامل سابق سازمان تامین اجتماعی روز دوشنبه در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار حقوقی و قضایی ایرنا با اعلام این مطلب افزود: اساسا اینجانب در یک ماه گذشته با هیچ خبرنگار و رسانه ای مصاحبه یا گفت و گو نداشته ام. وی اضافه کرد: همچنین نه تنها در خیابان شهید بهشتی بلکه در هیچ جای تهران دفتری ندارم که مطلب مورد اشاره صحیح باشد و هیچگونه جلسه ای نیز با مدیران سابق سازمان تامین اجتماعی به نحوی که در اخبار آمده نداشته ام لذا اصل خبر و محل آن و جلسه با مدیران سابق سازمان تامین اجتماعی ساختگی و دروغ است.

توضیحات وزارت نفت: خودسوزی بعد از خروج روحانی اتفاق افتاده است

وزارت نفت با ارسال توضیحاتی تاکید کرده است خودسوزی یکی از کارکنان صنعت نفت مقابل وزارت نفت پس از خروج رئیس‌جمهور از ساختمان وزارت نفت اتفاق افتاده است. وزارت نفت با ارسال توضیحاتی درباره خبر خودسوزی یکی از کارکنان صنعت نفت در مقابل ساختمان وزارت نفت تاکید کرده است خودسوزی فرد یاد شده پیش از ظهر امروز و پس از خروج رئیس جمهور از وزارت نفت رخ داده است.با این وجود شاهدان عینی مختلف ساعت وقوع این حادثه را بین 9:30 تا 9:45 دقیقه صبح  اعلام کرده‌اند.حسن روحانی رئیس‌جمهور ساعت 8:15 صبح امروز وارد وزارت نفت شد و پس از شرکت در هیئت مدیره شرکت ملی نفت و گفت‌وگو با مدیران ارشد صنعت نفت ساعت 10:45 دقیقه این وزارتخانه را ترک کرد.

آخرین استفتاء از مقام معظم رهبری درباره تبلیغ لباس توسط بانوان و آقایان

کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی روزهای اخیر درباره فعالیت کاری آقایان و بانوانی که در راستای ترویج پوشش‌های مناسب و مورد تأیید اسلامی فعالیت تبلیغاتی انجام می‌دهند، استفتائی از مقام معظم رهبری انجام داده است که متن پرسش و پاسخ به شرح زیر است: «سؤال: آیا فعالیت کاری آقایان و بانوانی که در راستای ترویج پوشش‌های مناسب و مورد تأیید اسلامی فعالیت تبلیغاتی انجام می‌دهند یعنی عکس و تصویر ایشان در جراید یا رسانه‌های مورد تأیید منتشر می‌گردد و یا دیگران لباس پوشیده شده توسط ایشان را می‌بینند، از لحاظ شرعی ایراد دارد؟پاسخ: با حفظ پوشش کامل و حریم ضوابط شرعی و مقررات اسلامی، مانعی ندارد.شماره استفتاء: 412818  »پیش از این نیز در استفتاء دیگری از مقام معظم رهبری درباره حکم خرید و فروش و نگهدارى مجلاّت لباس‌هاى زنانه که عکس زنان اجنبى در آنها وجود دارد و براى انتخاب لباس بکار می روند، نیز این گونه پاسخ داده شده است که «مجرّد وجود عکس‏هاى زنان اجنبى در این مجلاّت مانع جواز خرید و فروش و بهره ‏بردارى از آنها براى انتخاب لباس نیست مگر آنکه عکس‏ها، به گونه‏ اى باشد که موجب مفسده شود.»رهبر معظم انقلاب در سخنرانی هایشان بارها صراحتاً به موضوعات مد لباس، طراحی لباس ملی، الگوسازی های ملی و... پرداخته اند.بخشی از بیانات ایشان در جمع جوانان همدان به این ترتیب است که «تقلید فرهنگى خطر خیلى بزرگى است، اما این حرف اشتباه نشود با این‌که بنده با مُد و تنوع و تحول در روشهاى زندگى مخالفم؛ نخیر، مُدگرایى و نوگرایى اگر افراطى نباشد، اگر روى چشم و همچشمىِ رقابتهاى کودکانه نباشد، عیبى ندارد.لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا مى‌کند، مانعى هم ندارد؛ اما مواظب باشید قبله‌نماى این مُدگرایى به سمت اروپا نباشد؛ این بد است. اگر مدیست‌هاى اروپا و آمریکا در مجلاتى که مُدها را مطرح مى‌کنند، فلان‌طور لباس را براى مردان یا زنانِ خودشان ترسیم کردند، آیا ما باید این‌جا در همدان یا تهران یا در مشهد آن را تقلید کنیم؟ این بد است. خودتان طراحى کنید و خودتان بسازید.بنده زمان ریاست‌جمهورى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى قضیه‌ طرح لباس ملى را مطرح کردم و گفتم بیایید یک لباس ملى درست کنیم؛ بالاخره لباس ملى ما که این کت و شلوار نیست. البته من با کت و شلوار مخالف نیستم؛ خود من هم گاهى اوقات در ارتفاعات یا جاهاى دیگر ممکن است کاپشن هم بپوشم؛ ایرادى هم ندارد؛ اما بالاخره این لباس ملى ما نیست.عربها لباس ملى خودشان را دارند، هندى‌ها لباس ملى خودشان را دارند، اندونزیایى‌ها لباس ملى خودشان را دارند، کشورهاى گوناگون شرقى لباسهاى ملى خودشان را دارند، آفریقایى‌ها لباسهاى ملى خودشان را دارند و در مجامع جهانى هر کس لباس ملى خود را دارد؛ افتخار هم مى‌کنند. ما در جایى رئیس‌جمهورى را دیدیم که لباس ملى‌اش عبارت بود از دامن! مرد بزرگ، دامن پوشیده بود! پاهاى او هم لخت بود! یک دامن تقریباً تا حدود زانو، و هیچ احساس حقارت هم نمى‌کرد. با افتخارِ تمام در آن جلسه شرکت مى‌کرد؛ مى‌آمد و مى‌رفت و مى‌نشست. این، لباس ملى اوست؛ ایرادى هم ندارد.عربها با تفاخر، لباس ملى خودشان را مى‌پوشند - پیراهن بلند و چفیه و عقال - و ممکن است به نظر من و شما هیچ منطقى هم نداشته باشد؛ اما لباسِ آنهاست و آن را دوست دارند. من و شما که ایرانى هستیم، لباسمان چیست؟ شما نمى‌دانید لباس ما چیست. البته من نمى‌گویم طرح این لباس حتماً باید برگردد به لباس پانصد سال قبل؛ ابداً. من مى‌گویم بنشینید براى خودتان یک لباس طراحى کنید. البته الان این را از شما نمى‌خواهم؛ این را من در شوراى عالى انقلاب فرهنگى مطرح کردم. آن روز ما یک بخش دولتى را مأمور کردیم و گفتیم دنبال این کار بروید. یک کارِ مقدماتى هم کردند، اما آن را به جایى نرساندند؛ دوره‌ ریاست‌جمهورى ما هم تمام شد! من مى‌خواهم بگویم اگر شما موى سرتان را مى‌خواهید آرایش کنید، اگر مى‌خواهید لباس بپوشید، اگر مى‌خواهید سبک راه رفتن را تغییر دهید، بکنید؛ اما خودتان انجام دهید؛ از دیگران یاد نگیرید.»مقام معظم رهبری 29 بهمن ماه 1390 نیز در جای دیگری درباره طراحی لباس های ملی فرموده اند: «ما طراح داریم، خیاط داریم، هنرمند داریم؛ بنشینند بر اساس همین سنتهاى گذشته، براى زنمان، براى مردمان، یک لباس درست کنند و آن را الگو قرار دهند؛ این کارها را مى‌شود کرد؛ منتها اگر شما امروز این کار را شروع کنید، بیست سال دیگر نتیجه خواهد داد.»

پشت پرده بازدید سرزده حسن روحانی از وزارت نفت چیست؟

خبرهاي مبني بر افزايش قيمت بنزين تا سقف 1050 تومان منتشر شد كه بسياري را نگران كرد. اين خبرها كه برخي مسئولين آنرا شايعه خواندند زماني قوت گرفت كه حسن روحاني رييس‌جمهور به صورت سرزده به وزارت نفت رفت. البته هنوز مشخص نيست كه آيا از اول اسفند به بعد باك‌ها با بنزين 1050 توماني پرخواهند شد يا خير اما نكته اينجاست كه برخي خبرها حاكي از آماده‌باش جايگاه‌داران سوخت است. رئيس انجمن جايگاه‌داران سوخت کشور با اشاره به نشست ويژه روز يکشنبه هفته جاري شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي استان تهران با جايگاه‌داران براي افزايش احتمالي قيمت بنزين از اول اسفند ماه سال جاري، اعلام کرد:«علاوه بر جايگاه‌ها، شهرداري‌ها و برخي نهادهاي ديگر براي افزايش احتمالي قيمت بنزين در آماده باش هستند.» بيژن حاج محمدرضا گفت:«در اين نشست، شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي از جايگاهداران درخواست کرد خود را براي افزايش قيمت بنزين از ابتداي اسفند ماه سالجاري آماده کنند.» رئيس انجمن جايگاهداران سوخت کشور با تاکيد بر اينکه تاکنون سناريوهاي قيمتي و ساز و کار عرضه بنزين به جايگاهداران اعلام نشده است، تصريح کرد: «با اين وجود، شنيده‌هاي جايگاهداران هم از افزايش قيمت بنزين به 700 و 1050 تومان حکايت دارد اما اين سناريوها رسما توسط شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي اعلام نشده است.» اين مقام مسئول با يادآوري اينکه علاوه بر جايگاهداران سوخت، شهرداري‌ها و برخي نهادهاي ديگر در آماده باش براي افزايش قيمت بنزين هستند، بيان کرد:«از روز گذشته با تمامي‌جايگاهداران سوخت براي افزايش احتمالي قيمت بنزين از ساعت 24 بامداد پنج شنبه يکم اسفند ماه مذاکره و اطلاع رساني را آغاز کرده‌ايم.» وي خواستار همکاري مردم با جايگاه‌داران در صورت هرگونه افزايش قيمت بنزين شد و افزود:«با جايگاهداران سراسر کشور هم مذاکره و گفتگو کرده‌ايم که رفتار مناسب در برابر مردم داشته باشند.»پيش از اين هم، رئيس کانون کارفرمايي جايگاهداران سوخت سراسر کشور با اشاره تجهيز تمامي‌جايگاه‌هاي سوخت براي هر گونه تغيير احتمالي نرخ از روز پنج شنبه يکم اسفند ماه، اعلام کرد:«گمانه زني‌ها حاکي از عرضه بنزين با دو نرخ جديد 700 و 1050 توماني است، ضمن اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران از تمام جايگاهداران درخواست کرده است که خود را براي افزايش قيمت بنزين با دو نرخ جديد آماده کنند.» ناصر رئيسي‌فرد گفت: «شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران از تمام جايگاهداران درخواست کرده است که خود را براي افزايش قيمت بنزين با دو نرخ جديد آماده کنند.»رئيس کانون کارفرمايي جايگاهداران سوخت سراسر کشور با تاکيد بر اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي هنوز نرخ جديد بنزين را براي اعمال از روز اول اسفند به جايگاهداران اعلام نکرده است، تصريح کرد:«اما گمانه زني‌ها حاکي از عرضه بنزين با دو نرخ جديد 700 و 1050 توماني است.» رئيسي فرد با يادآوري اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران براي تغيير نرخ جايگاه‌ها تنها با يک برنامه نويسي نرم افزاري مي‌تواند تغيير نرخ را اعمال کند، بيان کرد:«جايگاهداران سوخت سراسر کشور هم تابع تصميم‌گيري‌ها و سياست‌هاي جديد دولت و مجلس وراي اسلامي‌هستند.»

اکنون هم می‌گویم فایده‌ای ندارد و بجایی نخواهد رسید


 در آستانه سالروز قیام تاریخی ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ مردم تبریز، هزاران نفر از مردم این شهر با رهبر انقلاب دیدار کردند. در این دیدار، مقام معظم رهبری با تقدیر از حضور حماسی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال تاکید کردند: زبان از توصیف و تقدیر از ملت بزرگ ایران بخاطر شکوه و عظمتی که در ۲۲ بهمن از اقتدار خود نشان دادند عاجز است و باید جبهه سپاس و ستایش در مقابل پرورگار عالم به خاک سایید.

* پیام شعارهای مردم، استقامت بر روی آرمان‌های انقلاب و وحدت بود. دولت آمریکا مظهر نظام سلطه است و ملت ایران تأکید کرد هرگز تسلیم زورگویی و باج خواهی امریکا نخواهد شد.

* یک عده سعی نکنند با بزک کردن چهره آمریکا، زشتی‌ها، وحشت آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره آمریکا بزدایند. کشتار انسان‌های بیگناه، حمایت از دیکتاتورها، حمایت از تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی در سیاهه اعمال دولت آمریکا ثبت است. رئیس‌جمهور آمریکا با کمال وقاحت از فتنه گران در سال ۸۸ حمایت کرد و اخیرا هم دارند حمایت میکنند.

* تصور برخی مسئولان دولت قبل و دولت کنونی این بود که اگر در قضیه هسته‌ای با آمریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می‌شود. روز اول امسال در مشهد اعلام کردم که مخالفتی ندارم، اما خوش بین نیستم که به جایی برسد. ببینید بجایی نرسیده و پی در پی اظهارات سخیف آمریکایی‌ها را ببینید.

* سناتور بی‌آبروی امریکایی از صهیونیست‌ها پول می‌گیرد که به ملت ایران دشنام صریح بدهد، روسای امریکا در سطوح مختلف نیز همین کار را می‌کنند. البته در ۲۲ بهمن تو دهنی را از ملت ایران خوردند.گستاخی، پررویی، زیاده‌طلبی، بددهنی و بی‌ادبی مسئولین امریکا، موجب شد مردم با غیرت دینی در ۲۲ بهمن امسال، گرم‌تر به میدان بیایند.

* پیام مردم به همه مسئولین و زحمت‌کشان اداره کشور در سیاست داخلی و خارجی این بود که “خاطرتان جمع باشد؛ ملت ایران ایستاده و در صحنه است؛ در مواجهه با دشمن احساس ضعف نکنید.

* مسئله هسته‌ای بهانه آمریکا برای دشمنی است. سخنگویان آمریکا اکنون بحث حقوق بشر و موشکی را به میان می‌آورند. آمریکا با این‌همه فضاحت، آیا خجالت نمی‌کشد که اسم حقوق بشر را به زبان می‌آورد؟

* کاری که وزارت خارجه و مسئولان دولتی ما شروع کردند ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نقض قرار نمی‌کند، اما اکنون هم می‌گویم که فایده‌ای ندارد و بجایی نخواهد رسید. آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و پرچمی که شما مردم بلند کردید، دشمن است.

* راه علاج دشمنیها، تکیه بر توان و اقتدار ملی و استحکام هر چه بیشتر ساخت درونی کشور است. راه علاج مشکلات، پیمودن راه اقتصاد مقاومتی است. ثروتها و منابع کشور فوق العاده است، چشم به دست دیگران ندوزیم.

مرتضوی: احمدی‌نژاد سناریوی فاضل لاریجانی را طراحی کرد

سعید مرتضوی اخیراً در جلسه‌ای با برخی از مدیران سابق تأمین اجتماعی که در دفتر وی در خیابان شهید بهشتی برگزار شده، ادعا کرده است: از روزی که فشارها برای برکناری من از رأس سازمان تأمین اجتماعی افزایش پیدا کرد، احمدی نژاد سناریوی فاضل لاریجانی را برای من ترسیم و طراحی کرد.مرتضوی گفت: در دوهله اول با این اقدام مخالفت کردم و برای آقای احمدی نژاد برهان و منطق خود را بازگو کردم که این کار خلاف اخلاق اسلامی و مصلحت نظام است اما ایشان برای خودشان منطق خاصی داشتند.وی تاکید کرد: اصرارهای من مؤثر واقع نشد و در نهایت بافشاریهای احمدی نژاد مجبور شدم طراحی آن موضوع را با کمک برخی از دوستان در تأمین اجتماعی دنبال کنم. مرتضوی گفت: روز استیضاح وزیر کار نیز باز با پخش فیلم مذکور از سوی احمدی نژاد در صحن علنی مجلس مخالف بودم و مخالفت خود را به آقای مشایی اعلام کرده بودم اما احمدی نژاد در این رابطه حرف هیچ کسی را گوش نکرد و تنها به دنبال زدن ضربه زدن به رئیس مجلس بود.مرتضوی اظهار کرد: وارد مهلکه‌ای شده‌ام که از اول با آن مخالف بودم، حالا به جای پاسخگویی احمدی نژاد من باید پاسخگو باشم!" محمود احمدی‌نژاد، بهمن ماه سال گذشته، در جلسه علنی مجلس که برای استیضاح وزیر تعاون٬ کار و رفاه اجتماعی برگزار شد، با پخش نوار مکالمه‌ای، برادران لاریجانی را به سوء استفاده از قدرت در فعالیت‌های اقتصادی متهم کرد.احمدی نژاد گفت که این نوار که حدود ۲۵ دقیقه است، گزیده‌ای "رقیق" از ۲۳ یا ۲۴ ساعت مکالمه فاضل لاریجانی با سعید مرتضوی است که به طور کامل در اختیار رئیس مجلس و روسای کمیسیون ها قرار گرفت.فاضل لاریجانی برادر علی لاریجانی (رئیس مجلس) و صادق لاریجانی (رئیس قوه قضائیه) است.به گفته احمدی نژاد، فاضل لاریجانی در جلسه ای که با سعید مرتضوی، رئیس سازمان تأمین اجتماعی داشته، از او خواسته مقدمات آشنایی او را با یک فعال اقتصادی فراهم کند که خواستار خرید بعضی شرکت های سازمان مذکور بوده است.وی گفت که فاضل لاریجانی تلویحا به آقای مرتضوی گفته بود که اگر شخص مذکور او را به عنوان مباشر خود تلقی کند، او خواهد توانست با توجه به نفوذ برادرانش مشکلاتی را که معمولا برای فعالیت های اقتصادی پیش می آید حل کند.این افشاگری علیه فاضل لاریجانی که همراه با فیلم و اسناد بود هرگز از سوی قوه‌ی قضاییه مورد بررسی قرار نگرفت، اما مرتضوی، که خود متهم حوادث کهریزک و متهم به برخی فسادهای مالی است برای "اتهام‌زنی" به برادر روسای قوه قضاییه و مقننه، به دادگاه فراخوانده شد.

توضیحات سپاه درباره شبکه “عصر”

مسئول روابط‌ عمومی کل سپاه، انتشار برخی اخبار مبنی بر اقدام این نهاد در راه‌اندازی شبکه رادیو-تلویزیونی خصوصی موسوم به شبکه «عصر» را تکذیب کرد.به گزارش روابط‌عمومی کل سپاه، در پی انتشار خبری در برخی سایت‌ها مبنی بر اقدام سپاه در راه‌اندازی شبکه رادیو-تلویزیونی خصوصی، موسوم به شبکه «عصر»، سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف با تکذیب این خبر، گفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچگاه درصدد راه‌اندازی رادیو-تلویزیون خصوصی نبوده و شبکه «عصر» نیز از شبکه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در کنار ظرفیت‌سازی‌های دیگر رسانه ملی برای پاسخ به نیازهای مخاطبین پیش‌بینی شده است.سردار شریف خاطرنشان کرد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در راستای وظایف ذاتی خود از بسیاری از مؤسسات و سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی به صورت موردی حمایت به عمل آورده است که سازمان فرهنگی و هنری و رسانه‌ای اوج بعنوان یکی از سازمان‌های مردم‌نهاد نیز در برخی فعالیت‌ها از چنین حمایت‌هایی برخوردار بوده است.مسئول روابط‌عمومی کل سپاه با تأکید بر اینکه شبکه عصر با تصمیم سازمان صدا و سیما و به منظور تقویت و ترویج گفتمان انقلاب اسلامی و فرهنگ دفاع مقدس پیش‌بینی شده است، تصریح کرد: این شبکه مانند شبکه‌های دیگر رسانه ملی فعالیت کرده و سازمان مردم‌نهاد اوج در چارچوب قراردادی با سازمان صدا و سیما تنها در تأمین و تولید بخشی از نیازمندی‌ها، شبکه «عصر» را کمک خواهد کرد.

رفع حصر موسوی و کروبی محسوس نخواهد بود

علی مطهری٬ نماینده مجلس به نقل از یک منبع موثق گفته که حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی به شیوه‌ای رفع خواهد شد که «محسوس» نباشد.مطهری روز یک‌شنبه (۲۷ بهمن) در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه مفید قم این مطلب را بیان کرده است.وی گفته «اراده‌ای» در نظام می‌خواهد حصر موسوی و کروبی برداشته شود٬ اما می‌خواهند این حصر به «مرور رفع شود به گونه‌ای که خیلی هم احساس نشود.» نماینده مردم تهران در مجلس در عین حال افزوده حصر موسوی و کروبی قرار بود عید «غدیر» رفع شود٬ اما از آنجا که اصلاح‌طلبان این موضوع را «پیروزی» قلمداد کردند٬ این تصمیم عملی نشد. وی در عین حال اضافه کرده که گروهی در جمهوری اسلامی این رهبران «جنبش سبز» را «مفسد فی الارض» می‌دانند و مخالف رفع حصر آن‌ها هستند. مطهری در بخش دیگری از سخنان خود درباره دخالت‌های سپاه در انتخابات سخن به میان آورده و گفته درباره این دخالت‌ها به خصوص در انتخابات مجلس دهم اسناد و مدارکی در اختیار دارد. وی همچنین اضافه کرده که در انتخابات سال ۸۸ عده‌ای تبلیغ می‌کرند که نظر رهبری رای به احمدی‌نژاد است که این اقدام «اشتباه بزرگی» بود. این نماینده مجلس اضافه کرده «از زمانی که وارد مجلس شدم تا امروز به این نتیجه رسیده‌ام که مشکل کشور ما این است که برداشت صحیحی از ولایت فقیه و حفظ حقوق شهروندی نداریم.» وی افزوده «اصلاح نظام در این است که اشتباهات را بگوییم و انتقاد کنیم؛ نگوییم به خاطر حفظ نظام از حقوق مردم بگذریم؛ برداشت غلط از سخنان امام و رهبری نکنیم.»

سپاه انحصار ۳۵ ساله صدا و سیما را شکست

با آغاز به کار نخستین شبکه تلویزیونی سپاه پاسداران به نام «عصر» که از سوی سازمان «اوج» اداره می‌شود٬ انحصار ۳۵ ساله رادیو و تلویزیونی صدا و سیما در جمهوری اسلامی شکسته شد. شبکه «عصر» وابسته به قرارگاه «قُرب» سپاه و با مدیریت سازمان هنری ـ رسانه‌ای اوج» از ۲۱ بهمن ماه امسال فعالیت خود را آغاز کرده است. قرارگاه «قُرب» با هدف فعالیت‌های فرهنگی در سپاه پاسداران راه‌اندازی شده و در حال حاضر بسیاری از پروژه‌های رسانه‌ای و فرهنگی سپاه از سوی این قرارگاه حمایت می‌شود.  «به‌‌ همان ترتیب که قرارگاه خاتم الانبیاء در بخش‌های عمرانی فعالیت دارد، قرارگاه قُرب نیز در بخش‌های فرهنگی فعالیت خود را آغاز کرده است.» صدا و سیما پس از دو سال کشمکش با سپاه پاسداران در ‌‌نهایت با راه‌اندازی این شبکه «نیمه مستقل» موافقت کرده است. برنامه‌های این شبکه آن‌طور که «آنا» نوشته از دو هفته دیگر روزانه به مدت چهار ساعت برنامه خواهد داشت. براساس این گزارش حسین افشار مدیر خانه «مستند»، مسئولیت فنی راه‌اندازی این شبکه را به عهده دارد. این خبرگزاری همچنین نوشته پس از کش و قوس‌ میان سپاه و صدا و سیما بر سر تعیین مدیر این شبکه٬ حبیب‌الله والی‌نژاد٬ مدیر سابق گروه «حماسه و مستند» شبکه یک سیما٬ مدیر این شبکه شده است. بخش‌های مهمی از برنامه‌های شبکه «عصر» قرار است توسط خانه‌های وابسته به سازمان «اوج» تولید شود. ‌خانه‌های «سرود انقلاب اسلامی»، «فیلم نامه نویسی»، «فیلم داستانی»، «انیمیشن»، «فیلم مستند» و «طراحان گرافیک» مجموعه‌هایی هستند که کار تولید فیلم برای سازمان «اوج» را به عهده دارند. حجم زیادی از برنامه‌های شبکه «عصر» توسط خانه «فیلم مستند» تهیه شده و این خانه سفارش ساخت مستندهای داخلی و خارجی فراوانی را داده است. رمضان شریف٬ مسئول روابط عمومی سپاه نیز در واکنش به این گزارش با تائید حمایت سپاه از سازمان «اوج» گفته که این سازمان تنها بخشی از برنامه‌های شبکه «عصر» را تامین می‌کند. شریف افزوده شبکه «عصر» متعلق به سپاه نبوده و این نهاد نظامی «درصدد راه‌اندازی رادیو-تلویزیون خصوصی» نیست. آذر ماه امسال نیز خبرگزاری فارس و سایت  «مشرق‌نیوز» گزارش کرده‌ بودند که این شبکه متعلق به سپاه در راستای ترویج «گفتمان انقلاب اسلامی» از ۲۲ بهمن فعالیت خود را آغاز خواهد کرد. 

اعتراض نماینده معروف کهگیلویه به انتخاب خرس به عنوان نماد استان!

نماینده مردم شهرستان های "کهگیلویه ، بهمئی ، چرام و لنده " استان "کهگیلویه و بویراحمد " در مجلس شورای اسلامی انتخاب "خرس قهوه ای " را به عنوان نماد " جانوری " برای "کهگیلویه و بویراحمد " توهین آشکارا به مردم شریف استان دانست و گفت : خرس نماد نفهمی است نه نماد استان کهگیلویه و بویراحمد با آن همه پیشینه تاریخی ممتاز و مردمان شایسته آن !

سید "علی محمد بزرگواری " در گفت و شنود اختصاصی با "عصردنا " از تهران با بیان این مطلب افزود : انتخاب خرس قهوه ای به عنوان نماد استان را توهین به مردم کهگیلویه و بویراحمد می دانم و حتما از جایگاه نظارتی مجلس به سازمان محیط زیست کشور و کسانی که در انتخاب این نماد نقش داشته اند تذکر داده و آنرا پیگیری می کنم .

وی با اشاره به برگزاری جشنواره برفی با این نماد در  منطقه "کاکان " کهگیلویه و بویراحمد ادامه داد : برگزار کنندگان این مراسم از من برای حضور در مراسم اختتامیه آن دعوت کرده بودند که پس از حضور در جمع شرکت کنندگان و برگزار کنندگان آن مئوجه پوستری با عکس "خرس قهوه ای " با عنوان نماد کهگیلویه و بویراحمد شدم که در اعتراض به این اقدام توهین آمیز مراسم را ترک کردم .

نماینده چهار شهرستان کهگیلویه و بویراحمد در مجلس شورای اسلامی با طرح این سئوال که آیا بهتر نبود از نماد دیگری برای معرفی کهگیلویه و بویراحمد استفاده می شد ؟ تاکید کرد : خرس نماد نفهمی است و انتخاب این نماد توهین آشکارا به مردم کهگیلویه و بویراحمد است و ما به عنوان خادمان مردم در مجلس شورای اسلامی اجازه نمی دهیم عده ای کوته بین اینچنین به مردم استان توهین کنند .

بزرگواری تاکید کرد : اگر قرار باشد نمادی هم برای معرفی جاذبه های گردشگری و محیط زیستی استان انتخاب شود باید نمادی مناسب انتخاب شود که توهین به مردم کهگیلویه و بویراحمد نباشد.

گفتنی است پیش تر مهندس باقری رئیس سازمان میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد به "عصردنا " گفته بود که خرس قهوه ای به عنوان نماد جانوری استان انتخاب شده است .

انتقاد آیت الله مکارم به نمایش فیلم رستاخیز

یکی از مراجع تقلید شیعیان با ارسال نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی کشور، انتقاد خود را از نمایش فیلم رستاخیز اعلام کرد و گفت: آیا بنا بر این است که سازمان سینمایی قداست مقدّسات را بشکند و از خطوط قرمز بگذرد.پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی اعلام کرد: پس از استفتاء جمع کثیری از مؤمنین و مقلّدین از این مرجع تقلید در مورد فیلم رستاخیز و نمایش چهره تعدادی از شهدای کربلا در آن، نامه‌ای از سوی آیت الله مکارم شیرازی به ریاست سازمان سینمایی کشوری ارسال شد که به شرح ذیل است:

ریاست محترم سازمان سینمایی کشور جناب مستطاب آقای ایوبی

با اهداء سلام و تحیّت:

عدّه قابل توجهی به دفتر ما شکایت کرده‌اند که چرا در فیلم رستاخیز چهره حضرت قمر بنی هاشم و جمعی دیگر از شهدای کربلا (علیهم السلام) به طور مشخص نشان داده شده و می‌دانیم این کار آثار نامطلوبی دارد و نیز به بعضی از وقایع تاریخی آن ایراد کرده‌اند. آیا بنا بر این است که سازمان سینمایی قداست مقدّسات را بشکند و از خطوط قرمز بگذرد!!!

نظر رهبر معظم انقلاب درباره نظارت بر نهادهای زیر نظر «رهبری»

سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس گفت: رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای این کمیسیون نظرشان را درباره نظارت بر نهادهای زیر نظر رهبری، اعلام فرمودند.  مصطفی افضلی‌فرد نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی و سخنگوی کمیسیون اصل 90 خانه ملت درباره جزئیات حسابرسی از سازمان صداوسیما، گفت: فصل حسابرسی مشخص است و در فصل خود این حسابرسی پیگیری خواهد شد، البته جزئیات این موضوع را حسابرسان مشخص کرده و زمان انجام آن را اعلام می‌کنند.وی با بیان اینکه حسابرسی از سازمان صداوسیما باید انجام شود، اظهار داشت: نظر مقام معظم رهبری هم همین است؛ ایشان در دیدار کمیسیون اصل 90 فرمودند، همه ارگان‌هایی که زیر نظر ایشان هستند باید نظارت شده و عملکردشان رصد شود.افضلی‌فرد، رهنمودهای مقام معظم رهبری به کمیسیون اصل 90 را بسیار مطلوب، راه‌گشا و امیدوارکننده ارزیابی کرد و افزود: ایشان در بخش دیگری از بیانات خود گفتند اگر شما به تخلفات مسئولان برخورد کرده و متوقف شدید، بسیار نامطلوب است اما اگر تا ته قضیه رفتید، من هم پشتیبان شما هستم.سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس ادامه داد: یکی از موارد هم این است که ارگان‌های زیر نظر مقام معظم رهبری به بهانه اینکه زیر نظر رهبر معظم انقلاب هستند، نمی‌توانند خودشان را از رصد نهادهای نظارتی مصون ببینند.

سه هدف مذاکره‌کنندگان 1+5 در گفتگوهای هسته‌ای در وین چیست؟

روزنامه الشرق الاوسط در یادداشتی به قلم "میشل ابونجم" نوشت: از روز سه شنبه آتی دور جدید مذاکرات میان گروه 1+5 با هدف توافق نهایی و فراگیر بر سر برنامه هسته‌ای ایران آغاز می‌شود.در ادامه این یادداشت به نقل از منابع عالی رتبه اروپایی اظهاراتی در رابطه با این دور از مذاکرات هسته ای ایران و غرب آمده است که بدین شرح است: انتظارمی‌رود مذاکرات هسته ای در فضایی مثبت پس از توافق گام به گام طرفین مذاکره کننده در روز 24 نوامبر گذشته که به تعلیق فعالیت هسته ای ایران در مقابل لغو محدود تحریم‌های اقصادی و مالی علیه این کشورمنجر شد،در شهر وین جریان داشته باشد.این منابع اروپایی در ادامه تاکید کردند: گروه 1+5 در دور جدید مذاکرات هسته ای ایران به دنبال سه اصل اساسی است که نخستین هدف اجرای آشکار بندی از مفاد متن توافق‌نامه بین ایران و گروه 1+5 موسوم به توافق‌نامه گام به گام بوده و آن امتناع ایران از دستیابی به قدرت نظامی هسته ای است به طوریکه این کشور تضمین‌هایی در این باره از جمله غنی سازی اورانیوم و امضای پروتکل الحاقی براساس قوانین آژانس بین المللی انرژی اتمی بدهد و بازرسان آژانس بتوانند آزادانه از تمامی تاسیسات ایران بازدید کرده و حتی با دانشمندان هسته ای این کشور دسترسی داشته باشد. دوم اینکه سازوکاری ترتیب داده شود که ایران نتواند در مدت زمان کوتاهی به آنچه که به آستانه هسته ای شدن نامیده می‌شود، برسد و برنامه زمانی پدید آید که جامعه جهانی توانایی پاسخ به این اقدام ایران را داشته باشد، و سوم ارائه توضیحات درخصوص "بُعد نظامی" برنامه هسته ای ایران و نقاط مبهم این برنامه و همچنین پاسخ به هفت پرسشی است که آژانس در این باره مطرح کرده اما هنوز پاسخی به آن داده نشده است، از سوی مذاکره کنندگان ایرانی است.روزنامه الشرق الاوسط در ادامه نوشت: به رغم خوش‌بینی که در سخنان رئیس جمهور و وزیر امورخارجه ایران در مورد توافق هسته ای وجود دارد اما غربی‌ها هرگونه توافق فراگیر و نهایی را ظرف 6 ماه آینده بعید دانستند.

کدام فیلم هابیشترین سیمرغ‌ها را گرفتند؟

فیلم «رستاخیز» احمدرضا درویش با دریافت 8 سیمرغ بلورین و «چ» ابراهیم حاتمی‌کیا با 6 سیمرغ بیشترین جوایز سی‌ودومین جشنواره‌ی فیلم فجر را کسب کردند اما کارگردان این دو فیلم غایبان مراسم اختتامیه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر بودند.
 «رستاخیز» در رشته‌های جلوه‌های ویژه میدانی، چهره‌پردازی،طراحی صحنه و لباس،بازیگر نقش مکمل مرد،موسیقی متن،فیلمبرداری،کارگردانی و بهترین فیلم سیمرغ‌های بلورین جشنواره را گرفت و فیلم «چ» سیمرغ‌های جلوه‌های ویژه بصری،جلوه‌های ویژه میدانی،صدای فیلم،بازیگر نقش مکمل مرد و تدوین را دریافت کرد و یک سیمرغ طلایی (ملی) هم به عنوان جایزه‌ی ویژه نگاه ملی به این فیلم تعلق گرفت. سومین فیلم که بیشترین جوایز جشنواره‌ی فجر را دریافت کرد،«شیار 143 » به کارگردانی نرگس آبیار که سه سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول زن، جایزه ویژه هیات داوران و جایزه‌ی تماشاگران به این فیلم تعلق گرفت.دو فیلم «آذر،شهدخت،پرویز و دیگران» بهروز افخمی (بهترین فیلم و فیلم‌نامه) و «چند متر مکعب عشق» جمشید محمودی (بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نوعی نگاه) هر کدام دو سیمرغ بلورین دریافت کردند.فیلم‌های چون همه چیز برای فروش (یک سیمرغ و دو دیپلم)، خط ویژه (یک سیمرغ و یک دیپلم)،سیزده (یک سیمرغ و یک دیپلم)، امروز (یک سیمرغ) طبقه حساس (یک سیمرغ)،آرایش غلیظ (یک سیمرغ)، سیزده (یک سیمرغ) حق سکوت (یک سیمرغ)،اشباح (دو دیپلم افتخار)، خانه ای کنار ابرها(یک دیپلم)، خانوم (یک دیپلم)، ناخواسته (یک دیپلم)، پایان خدمت (یک دیپلم) دیگر آثار برگزیده‌ی این دوره از جشنواره بودند. 

فیاض:  حداد عادل هیچ‌وقت با انقلاب‌ها همراه نبوده است !

 ابراهیم فیاض (استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران) در مصاحبه‌ ای که اخیرا با هفته نامه آسمان انجام داده، تئوری خاص خود پیرامون تقسیم بندی انقلابی و ضد انقلابی را ارائه داده است. او در بخش هایی از این مصاحبه گفته است:

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/06/27/13910627190330160_PhotoL.jpg

انقلابی های چپ و مذهبی در فرآیندی که دولت سازندگی کاتالیزورش بود راست و اصلاح طلب شدند و بیشتر به سوسیال دموکراسی گرایش پیدا کردند . خاتمی یک سوسیال دموکرات بود که سعی کرد دولتش هم منتقد دولت هاشمی رفسنجانی و رویکرد پرگماتیست آمریکایی آن باشد و هم از آزادی و جامعه مدنی سخن بگوید ، بنابراین بیشتر به سوسیال دموکرات های اروپایی گرایش داشت . در همین دوره ساختار دیگری به صورت زیرپوستی در حال حرکت بود که کاملا ضدانقلابی است . این ساختار تفکر فلسفی قبل از انقلاب است که با نظام شاهنشاهی عجین شده وحتی اول انقلاب هم نقش ضدانقلاب را بازی کرد . سیدحسین نصر و احمد فردید چهره های برجسته این جریان هستند که در فلسفه اسلامی و فلسفه هایدگری به نوعی وحدت معرفتی و استراتژیک رسیدند . این طیف در دوره هاشمی و خاتمی خودشان را در مقابل آنها نشان می دادند و سعی می کردند قبل از انقلاب را در بعد از انقلاب بازتولید تئوریک کنند .... فردید و نصر هر دو صوفیست اسلامی هستند ولی هر کدام گرایش خاص خود را دارند . شاگردان نصر بعد از انقلاب می خواستند صوفیسم اسلامی را در خودش بازتولید کنند ، اما فردید تلاش داشت صوفیسم اسلامی را به کمک پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم آلمانی با محوریت هایدگر  احیا کند . هر دو این جریان ها رقیب مشترکی به نام روشنفکری دینی با محوریت عبدالکریم سروش داشتند . یکی از مسائلی که سروش را به موضع گیری علیه سنت و وضعیتی که الان دارد رساند این بود که چطور می شود قبل از انقلابی ها خودشان را به صورت انقلابی نشان دهند . فردید اساسنامه حزب رستاخیز شاه را نوشته بود و سعی می کرد یک فلسفه شاهنشاهی بازتولید کند مثل همان کاری که سید حسین نصر انجام می داد . بعد از ماجرای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در راستای اینکه برای حکومت مشروعیت اسلامی درست بشود و از حالت ملی گرایی صرف بیرون بیاید ، سیدحسین نصر تلاش می کند نظام شاهنشاهی را به صورت اسلامی بازتولید کند . صوفیسم اسلامی و فلسفه اسلامی از جمله محورهای این بازسازی بودند و اصل و اساس آن فلسفه شاهنشاهی و به شدت ضدانقلاب است .
...حرکت جوهری یک نظریه کاملا ضدانقلابی است . بر اساس این نظریه حرکت در وجود و هویت است نه ماهیت که شاخصه خارجی وجود است . در حالی که انقلاب یک مقولیه ماهوی است نه وجود شناختی ، ملاصدرا به شدت ضدانقلاب است وبه همین دلیل سیدحسین نصر و شاگردانش و فردیدی ها همه ضدانقلاب اند . شاگردان  شان مثل دینانی و داوری ادامه دهنده همین جریان هستند ....در دوره انقلاب آیت الله خویی انقلابی نبود و امام انقلابی است . آقای خویی اصولی نجفی بود و شاگردانش مثل آیت الله وحید خراسانی هنوز همین راه را طی می کنند . حتی مرحوم علامه طباطبایی هم در جرگه این جریان قرار می گیرد . در شرایط کنونی صدرایی ها و اصولیون مفهوم ضدانقلاب را تشکیل می دهند . افرادی مثل آقای اعوانی ، آقای داوری اردکانی و آقای دینانی از نظر فکری طیف های ضدانقلابی را تشکیل می دهند که ترکیبی از فردیدی و نصری ،هستند . حتی حداد عادل را هم جزو این گروه باید قرار داد و هیچ وقت با انقلاب ها همراه نبوده است .

حصر به زبان بسیار ساده

درباره حصر موسوی و کروبی گفتنی ها بسیار است. اما فارغ از حوادث بعد از انتخابات و گناهان بزرگی که رخ داد و نحوه مدیریت آنچه گذشت و ۹ دی و باقی داستان ها، این روزها درباره حصر حرفهایی زده می شود که به نظر می رسد نزدیک به واقعیت نیست و برخی تلاش می کنند با غیرقانونی بودن آن مقدمات آزادی این دو را فراهم کنند. در این یادداشت مختصر و کوتاه به موضوع حصر و چرائی این مساله پرداخته می شود. کوتاه و مختصر و البته راه برای نقد دیگران باقی است.
سوال؛ گناه این دو نفر چه بود؟ و چرا حصر؟ و چرا ادامه حصر؟ پشتوانه منطقی و قانونی آنچه در ماجرای حصر گذشته است چیست؟
برای پاسخ به این سوال بد نیست فتنه هم به زبان ساده بیان شود. نکته اول اینکه توجه شود که فتنه ادعای تقلب نبود بلکه نحوه اعتراض بود. برای اعتراض ۲ راه وجود دارد. یا اعتراض درون نظام و یا خارج از آن. اگر اعتقاد به اصلاح درون ساختار نظام وجود دارد باید اعتراض و اصلاح در چارچوب قانون صورت گیرد. به تعبیری اگر ظلمی هم صورت گرفت باید از طریق همین ساختار موجود اصلاح شود. این اصلاح البته سعه صدر می خواهد. چون اساسا اصلاحات درون نظام تدریجی است.اما اگر امیدی به اصلاح از طریق قوانین موجود وجود نداشت باید انقلاب کرد. چیزی شبیه اتفاقی که در چنین روزهائی در سال ۵۷ افتاد. البته کسانی که این راه را انتخاب می کنند باید پای هزینه های آن نیز بایستند.
و اما گناه اهل حصر چه بود؟
ساده است. به قانون محل نگذاشتند. قانون شکستند و از این حیث مجرمند. کدام قانون شکنی؟ مهمترینش دعوت به حضور مردم در خیابان ها که نتیجه آن کشته شدن عده ای زیادی از مردم بی گناه شد.
کدام مجوز؟
طبق اصل ۲۷ قانون اساسی برگزاری راهپیمائی و تظاهرات حق قانونی گروه هاست. اما در همین قانون دو قید وجود دارد. یکم اینکه با حمل سلاح باشد. دوم اینکه مخل مباني اسلام باشد. تشكيل راهپيمايي با يكي از دو قيد مذكور نيز ممنوع است.
سوال؛ آیا برای آن روزها مجوز وجود داشت؟
خیر. سازوکار اجرای قانون اساسی را قوانین عادی و آئین نامه ها و دستورالعمل هاو غیره تعیین می کنند. در خصوص همین اصل در زمان دولت آقای خاتمی آئین نامه ای با نام چگونگي تأمين امنيت اجتماعات و راهپيمايي‌هاي قانوني تصویب شد که صریحا بیان شده که هدف از تدوين اين آيين‌نامه، برقراري نظم و امنيت عمومي و حفاظت از مراسم‌هاي قانوني است و كميسيون موضوع ماده (۱۰) قانون بايد قبل از صدور مجوز راهپيمايي، نظرات رييس شوراي‌تأمين محل را اخذ نمايد. به همین استناد قبل از برگزاری هر تجمعی باید نظر مرجع قانونی مورد اشاره اخذ شود. آیا مجوز داشتند؟ خیر. بدون مجوز به خیابان کشیدند و عده ای نیز کشته شدند. پس مجرمند.البته ممکن است بگویند ما اصلا این ایین نامه و قانون را قبول نداریم چه آنکه گفتند این شورای نگهبان را قبول نداریم. در این مرحله حرف شان منطقی است. نیازی به اخذ مجوز ندارند. باید انقلاب کنند. خب البته باید هزینه دهند.
اما چرا حصر؟
فارغ از اینکه جرم این دو نفر چیست و نظام چه برخوردی داشته است و مجازاتشان چیست، یک سوال وجود دارد و آن اینکه چرا حصر انتخاب شده است؟
آیا این حصر قانونی است یا خیر؟
حصر با تصمیم شورای عالی امنیت ملی گرفته شده است. تصمیمی که اغلب سران کشور در تصمیمات آن سهم دارند. شورای امنیت ملی در مواردی ورود می کند که موضوع امنیت جامعه در ابعاد ملی مطرح باشد.برخی ممکن است بگویند چرا موسوی و کروبی بدون دادگاه حصر شدند و معتقدند تصمیم نظام برای حصر این دو خلاف قانون است.در این رابطه یک مقدمه کوتاه ضروری است. فصل مشترک همه حکومت ها و مکاتب و ایدئولوژی های سیاسی این است که حقوق و آزادی های فردی باید محترم شناخته شود اما در تزاحم حق فرد با جامعه، حق را به جامعه می دهند.در همین رابطه حتی اسناد حقوق بشر غربی نیز تاکید دارد که امنیت جامعه بر آزادی فردی اولی است. در نظام بین‌الملل حق امنیت به عنوان پیش شرط استفاده از بسیاری از حق‌ها نظیر آزادی بیان و غیره است و این امر باعث شده تا مسئله تزاحم حق امنیت با سایر آزادی‌ها مورد توجه نظام بین‌الملل قرار بگیرد. بند «ب» ماده (۲۹) اعلامیه جهانی حقوق بشر و موادی از میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، امنیت و نظم عمومی را در مقام تعارض با سایر حقوق ارجح دانسته است.فراتر از حق فردی، حتی در تعارض حق الله با حق جامعه نیز حق جامعه اولی است اگر به حکم شارع باشد. نمونه هائی از این دست نیز در تاریخ بسیار است. غرض تاکید بر اهمیت مساله است نه قیاس موضوعی.
تشخیص شورای امنیت ملی چیست؟
شورای امنیت ملی اینطور تشخیص داده است که برگزاری دادگاه به مصلحت امنیت کشور نیست. رها ساختن آن نیز به طریق اولی به صلاح جامعه نیست. چون مجدد دوستانشان را به خیابان می کشند و مجدد خون های بی گناه به زمین ریخته می شود.بنابراین شورای امنیت در شان نهاد حاکمیتی که وظیفه در نظر گرفتن امنیت جامعه را بر عهده دارد می تواند حکم به حصر دهد. البته حصر مجازات این دو نیست؛ بلکه برخوردی تنبیهی و البته موقت است برای زمانی که شرایط اجتماعی برگزاری دادگاه فراهم شود. امیرالمومنین با علم به فساد قاضی شریح برای محاکمه وی صبر کرد و حتی مصلحت جامعه را اولی بر مبارزه با فساد این قاضی دانست.بنابراین حکم حصر متناسب با تزاحم حق فردی با امنیت اجتماع است و چیزی به نام حصر در قوانین کیفری ما وجود ندارد. البته در ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی حصر خانگی فرد و محدود شدن وی از یک سری حقوق اجتماعی مانند رفت و آمد، محل اقامت و غیره به عنوان مجازات تکمیلی آمده است که توسط حاکم شرع تعیین می شود.پس همانطور که شورای امنیت می تواند برای ایفای حق مردم در مساله کرسنت، مانع "حق آزادی بیان" شود و طی مصوبه ای اعلام کند که نقد کرسنت در رسانه ها ممنوع است، همین شورا نیز در دفاع از حق امنیت مردم می تواند حق فردی را موقتا نادیده بگیرد. این تصمیم البته فصل مشترک همه نظامات شرقی و غربی و غیره است. در نظام اسلامی مساله احکام حکومتی نیز وجود دارد که فراتر از این بحث است و نیازی به طرح آن نیست.

«فائزه هاشمی» رییس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات شد

سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات گفت: در نشست شورای این انجمن، فانزه هاشمی به‌عنوان رئیس، بدرالسادات مفیدی به‌عنوان نایب رئیس و عباس صفایی‌فر به‌عنوان دبیر و سخنگوی این انجمن انتخاب شدند.عباس صفایی‌فر ، با اشاره به دیدار اعضای این انجمن با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، اظهار کرد: در ملاقاتی که اعضای انجمن با آیت‌الله هاشمی داشتند، او به پرهیز از افراط و تفریط در رسانه‌ها و رعایت قانون و پایبندی به آرمان‌های انقلاب توصیه کردند.او درباره‌ی سابقه‌ی فعالیت انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، توضیح داد: این انجمن سال ۱۳۷۷ ایجاد شد و در سال ۱۳۸۰ مجوز خود را از وزارت کشور گرفت. در این سال‌ها، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به‌عنوان یک نهاد غیردولتی در میان فعالان حوزه‌ی آزادی بیان بود و همواره با تأکید بر رعایت اخلاق حرفه‌ای و محدودیت‌های حاکم بر نظام رسانه که به‌عنوان معیارهای حقوقی پذیرفته شده و در چارچوب قانون اساسی، فعالیت کرده است.صفایی‌فر در پاسخ به این پرسش که چرا در سال‌های اخیر، نامی از این انجمن شنیده نمی‌شد؟ بیان کرد: بعد از سال ۱۳۸۸، به‌دلیل شرایطی که ما به آن «انسداد گفت‌و‌گو با دولت» می‌گوییم، فعالیت این نهاد کم‌رنگ‌تر شد و بیشتر به موضوع‌های محتوایی و پژوهشی می‌پرداخت. پیش از این، محسن کدیور رئیس و ماشاءالله شمس‌الواعظین سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بودند.

هزینه‌کردن نمایندگان برای مرتضوی کار اشتباهی بود

همه چیز از بامداد روز یکشنبه 17 بهمن 91 شروع شد.  «محمود احمدی‌نژاد» در ادامه تردستی‌‏های سیاسی خود این‌بار می‌خواست برگ برنده‏‌ای برای خاندان لاریجانی رو کند و به‌همین‌خاطر فیلمی دست‌وپا کرده بود تا بتواند سطح کشمکش‌‏های سیاسی در کشور را به سمت و سوی تازه‏ای سوق دهد. فیلم سه قهرمان پیدا و پنهان داشت، «سعید مرتضوی»، «فاضل لاریجانی» و هنرمندی «بابک زنجانی» به‌عنوان نقش افتخاری و غایب فیلم. فیلم که در صحن علنی مجلس برای نمایندگان نمایش داده شد، یخ خیلی از مسایل آب شد و برخی ناگفته‌ها از پرده برون افتاد. 17 بهمن 91 در واپسین ماه‌های حضور احمدی‌نژاد در قدرت، فاصله‌ها میان طیف‏‌های مختلف جبهه اصولگرایی مشخص‌‏تر می‌شد، چنانچه مجلس اصولگرای نهم این‌بار تمام‌قد «نه» بزرگی به «احمدی‌نژاد» گفت و سر آخر یک هفته بعد ماجرای برنامه‌‏ریزی‌شده حمله به سخنرانی «علی لاریجانی» در 22 بهمن قم اتفاق افتاد. آن هم بر اساس یافته‌های کمیته تحقیق‌وتفحص مجلس، با اطلاع بسیاری از دستگاه‌های امنیتی شهرستان و حتی مشارکت برخی از نمایندگان و شخصیت‌های متنفذ استان. البته برخی نمایندگان اصولگرای نزدیک به «محمود احمدی‌نژاد» هم سنگ‌تمام گذاشته بودند و بعدها کمیته حقیقت‌‏یاب حادثه 22 بهمن قم، شواهدی رو کرد که از سخنرانی‏‌های هدایت‌شده و‌ برانگیزاننده برخی نمایندگان در مسجد «اهل بیت» حکایت می‌کرد؛ آن هم درست چندروز مانده به ایراد سخنرانی لاریجانی در قم. حالا «جواد جهانگیرزاده» از نمایندگان نزدیک به «علی لاریجانی» که سال گذشته در جایگاه هیات‌رییسه می‏‌نشست و همان روز از سوی «لاریجانی» به شهادت گرفته شد، درباره پشت‌صحنه ماجرای پخش آن فیلم حرف‏‌های تازه‏ای زده، حرف‏‌هایی که شاید بخش‌های پنهان ماجرا را برای مخاطب بازگو کند.او البته با وجود تایید اینکه هدف احمدی‌نژاد از پخش فیلم، تخریب خاندان لاریجانی بوده، نقطه مغفول‌مانده را عدم‌رسیدگی به ماجرای مطرح‌شده درباره «فاضل لاریجانی» می‌داند. حالا پای دو بازیگر اصلی فیلم آن روز احمدی‌نژاد‌ گیر است، «بابک زنجانی» در گوشه اوین است و گویا سرمایه‏‌اش کفاف بدهی به وزارت نفت را نمی‌دهد. «سعید مرتضوی» هم دیر یا زود باید به‌خاطر یکی از چند پرونده تخلفش راهی دادگاه صالحه شود. اما تکلیف یکی از شخصیت‌های فیلم آن روز هنوز مشخص نیست، «فاضل لاریجانی» آن روزها در یکی، دو گفت‌وگو منکر فیلم شد و در جایی هم آن را «پاپوش» نامید اما هنوز هیچ کمیته‏‌ای صحت و سقم سفارش «ب. ز» نزد مرتضوی از سوی او را بررسی نکرده، یا اگر بررسی کرده نتایج آن به گوش ما نرسیده است. 

‌ماجرای روز یکشنبه 17 بهمن 91 دقیقا از کجا شروع شد؟ 
داستان به خیلی پیشتر از این روز برمی‌گردد، جایی‌که برخی نماینده‌ها دنبال جمع‌آوری امضا برای حمایت از سعید مرتضوی بودند. آنها می‏‌گفتند که مساله شخص مرتضوی در میان نیست و ماجرا به حمایت نمایندگان از سازمان تامین‌اجتماعی بازمی‌گردد. اتفاقا به همکار عزیزی از مجلس که این کار را انجام می‌داد و دوستی از سازمان مدیریت و برنامه‏‌ریزی بارها گفتم که جمع‌کردن امضا برای مرتضوی به نفع نمایندگان نیست. 
‌منظورتان همان همکار عزیزی که اتفاقا فامیل‌شان هم «عزیزی» است؟ 
 (خنده) 
‌اصلا چه دلیلی داشت که نماینده‌ها در پی امضا برای حمایت از مرتضوی باشند؟ 
هیچ، به آنها گفتم که اتفاقا این امضاها می‌تواند به ضرر مرتضوی تمام شود، چون حساسیت نمایندگان مجلس نسبت به مرتضوی بالا بود و شاید نتیجه عکس می‌داد.  البته خیلی هم نتیجه عکس نداد و تا جایی که یادم هست بیش از صد امضا پای نامه حمایت از مرتضوی رفت. 
به هر شکل هزینه‌کردن نمایندگان و مجلس برای یک شخص، بدون شک کار اشتباهی بود. 
‌ماجرای جمع‌آوری امضا برای مرتضوی به گوش آقای لاریجانی هم رسیده بود؟ 
بله، رییس مجلس در آن زمان مخالف جمع‌آوری امضا برای مرتضوی بودند و می‌گفتند هرگونه تخریب جایگاه مجلس به صلاح نیست. استدلال این بود که مجلس محل آمال مردم است. قرار نیست از این عدالتخانه برای اشخاص خاص هزینه شود. به‌همین‌خاطر تلاش کردند که این اتفاق نیفتد. صرفا توصیه‌هایی کردند. در چنین شرایطی یا افراد توصیه را می‌پذیرند یا نه. جمع زیادی همیشه حرف ایشان را قبول دارند اما حرف استراتژیک آن روز آقای لاریجانی موردتوجه واقع نشد. 
‌خب برگردیم به زمینه‌هایی که در نهایت به ماجرای پخش فیلم منتهی شد. 
بله، یکی از مسوولان تامین‌اجتماعی که در مجلس کار می‌کرد حضوری به من گفت که مرتضوی تمایل دارد خدمت آقای لاریجانی برسد و مواردی را توضیح دهد و از من خواستند زمینه‌‏ای فراهم شود تا دیدار میسر شود. حتی یک‌بار که تماس گرفتند در ارومیه بودم. 
‌و شما چه کردید؟ 
من این کار را نکردم تا دوباره تماس تلفنی گرفتند. آن‌ور خط یکی می‏‌گفت که آقای مرتضوی می‌گوید به ایشان ظلم شده و باید هر طور شده با آقای لاریجانی حرف بزند. من هم مترصد فرصتی شدم تا مساله را با آقای لاریجانی در میان بگذارم. بار اول در جلسه جمعی بودیم و من هم بی‌‏آنکه بقیه متوجه شوند کلیت ماجرا را گفتم و ایشان هم واکنشی نشان ندادند و فرصتی برای پاسخگویی فراهم نشد. بار دوم که من و ایشان در یک جلسه دو نفره بودیم، مساله را مطرح کردم و آقای لاریجانی هم صریح نفی کردند. گفتند حاضر نیستند هیچ‌گونه قراری را بپذیرند و جلسه‏ طوری تنظیم شده که مرتضوی باید پاسخگوی مطالبات نمایندگان باشد و دیدار رییس مجلس در چنین شرایطی درست نیست. 
‌آقای مرتضوی به‌جز شما نماینده دیگری را هم واسطه کرده بود؟ بعدها شنیدم که مرتضوی، درست دو روز مانده به روز استیضاح با یکی از دوستان نماینده حرف زده که نگران حوادثی است که احتمال دارد در روز جلسه استیضاح وزیر کار پیش بیاید و باز هم اصرار کرده بود که با آقای لاریجانی حرف بزند. 
‌محتوای درخواست دیدار چه بوده؟ 
من به واسطه این را شنیدم اما می‏‌گفتند که مرتضوی به یکی از دوستان نماینده ابراز نگرانی کرده که نمی‌توانند با آقای لاریجانی تماس بگیرند. 
‌درباره اکران فیلم، دولت به شما توضیحی داده بود؟ 
آن روز ما اطلاع پیدا کردیم که احمدی‌نژاد فیلمی آورده اما دولت به ما چیزی اعلام نکرده بود، ما خودمان از شواهد و قرائن فهمیدیم. 
‌اما حراست مجلس که سفت و سخت است و عبورومرورها چک می‌شود. 
بحث حفاظت ریاست‌جمهوری مطرح بود، آنها- نمایندگان دولت- شرایط اتاق فرمان برای پخش فیلم را بررسی کرده بودند اما به مجلس فرصت ندادند که دوستان ما در اتاق فرمان اصلا بفهمند ماجرای فیلمی که آورده‌اند چیست؟ فقط شنیدیم که از دولت آمده‌اند و مستقر شده‌اند. 
‌و شما هم شک کردید؟ 
این مساله ذهنیت‏‌هایی برای ما ایجاد کرد. من بیشترین ترددها را به اتاق فرمان داشتم و این بررسی زودهنگام نمایندگان دولت متعجبم کرد. 
‌پس این طور که معلوم است شما دیرتر از آقای لاریجانی در جریان واقعیت قرار گرفتید، آقای لاریجانی از صبح زود مساله را می‌دانستند و شما پس از بازدید از اتاق فرمان؟ 
بله، بعدها فهمیدم ایشان پیش از جلسه آن روز در جریان بودند اما خیلی آرام برخورد می‌کردند و گفتند اجازه دهید اگر تخلفی در خانواده من اتفاق افتاده در انظارعمومی مطرح شود. می‏‌گفتند طرفدار تخلف نیستم و اگر مطالبه‏‌ای داشته باشند، این تخلف آثار مثبتی نه برای من دارد و نه برای مجلس. کار درستی هم نیست، اگر یکی از نزدیکان من هم تخلفی کرده باید با او مانند دیگر شهروندان حسب قانون برخورد شود. 
‌این حرفشان تاییدی بود بر اینکه کار «فاضل لاریجانی» تخلف بوده؟ 

از خود فیلم اطلاعی نداشتند و می‌دانستند که فقط فیلمی بوده. می‏‌گفتند منعی برای مطرح‌شدن موضوع ندارم اگر تخلفی از سوی خویشاوندان من صورت گرفته، پیگیری می‌کنم تا با متخلف برخورد شود. 
‌و جلسه به بعدازظهر کشید... 
بله بین دو جلسه خدمت آقای لاریجانی رسیدم، خیلی نگران بودم. 
‌نگران محتوای فیلم؟ 
نه، از تنش‌های ناشی از پخش فیلم می‏‌ترسیدم. از مشی شخصی آقای لاریجانی مطمئن بودم، بارها با ایشان سفر رفته بودیم و حتی یک‌بار که کربلا بودیم، متوجه شدم که در همان زمان دو پسر و دختر ایشان هم کربلا هستند، اما به‌جای آنکه از امکان پرواز اختصاصی و همراه با رییس مجلس استفاده کنند، ثبت‌نام کرده بودند و مانند افراد عادی راهی آنجا شده بودند. هیچ‌گاه ندیدم آقای لاریجانی از منابع بیت‌المال استفاده غیرمنطقی کنند. به‌همین‌خاطر مطمئن بودم. 
‌وقتی ماجرای پخش فیلم احمدی‌نژاد علنی‏‌تر شد، نماینده‏‌ای هم بود که بخواهد پادرمیانی کند؟ یعنی اصولا ایده‌ای مطرح شد که با گفت‌وگو جلو پخش فیلم گرفته شود؟ 
«حجت‌الاسلام ابوترابی» با احمدی‌نژاد حرف زد و گفتند کاری نکنید که افکارعمومی به چالش کشیده شود. برخی نمایندگان دیگر هم به دولت توصیه مشابهی داشتند، حتی برخی از همراهان احمدی‌نژاد در دولت هم نگران پس‌لرزه‌های نمایش فیلم بودند. 
‌کسی هم یادتان هست؟ 
آقای فروزنده، معاون پارلمانی رییس‌جمهوری، نگران بود که این مساله تنش دوباره‌ای در کشور به‌وجود آورد. 
‌خب در فرصت بین دو جلسه صبح و عصر توصیه شما به آقای لاریجانی چه بود؟ 

من ماجرا را برای ایشان توضیح دادم و پیشنهادم این بود که با رایزنی نگذاریم فضای جدیدی در کشور به‌وجود‌ آید. آقای لاریجانی اما نفی کردند که در این موضوع با احمدی‌نژاد حرفی بزنند. تاکید داشتند که باید شأن مجلس رعایت شود. به هر شکل برخی نمایندگان پیشنهادشان این بود که با احمدی‌نژاد حرف بزنند تا پخش فیلم منتفی شود. 
‌یعنی اگر حرف می‏‌زدند، احمدی‌نژاد می‏پذیرفت؟ 
به نظر من چنین گرایشی در شخص احمدی‌نژاد وجود داشت. آقای لاریجانی گفتند اگر این فیلم در شرایط موجود پخش نشود، دو روز بعد این زمزمه را ایجاد می‌کنند که چرا این فیلم پخش نشد و همان فیلم را بدتر پخش می‌کنند و آن را در «یوتیوب» می‌گذارند. به همین خاطر ایشان گفتند بگذارید هر کاری می‌خواهند انجام دهند من جلسه را اداره می‌کنم و شد آن چیزی که آن روز اتفاق افتاد و خودتان از نزدیک دیدید. 
 ‌آقای لاریجانی پس از پخش فیلم شما را به شهادت گرفتند. این کار از قبل هماهنگ شده بود؟ 
من روحم هم خبر نداشت و نمی‌دانستم. حتی چنددقیقه قبل روی صندلی‏ام نبودم. وقتی نشستم آقای لاریجانی اول آقای فرهنگی را شاهد گرفتند و من اصلا انتظار نداشتم از من سوالی بپرسند. اما آقای لاریجانی در جریان تماس واسطه مرتضوی با من بودند و می‌دانستند. من متن آماده‏ای نداشتم و حتی چندبار تپق زدم. 
‌شما به هر حال از نمایندگان نزدیک به ایشان هستید، آقای لاریجانی که از صبح در جریان ماجرا بود، چرا به شما چیزی نگفت؟ 
این روحیات شخصی آقای لاریجانی است. آدم مکتومی است و ظهور و بروز احساس ایشان را به راحتی نمی‏‌بینید و بخشی از آن به پیچیدگی ایشان بازمی‌گردد. 
‌فیلم نامفهوم بود و احمدی‌نژاد متن را از رو خواند. اشاره کوتاهی بود به تقاضای «فاضل لاریجانی» از مرتضوی برای«بابک زنجانی». چه به هنگام پخش فیلم و چه به هنگام قرائت متن چه حسی داشتید؟ 
خیلی متاثر شدم، ناراحتی‏‌ام از این جهت بود که خانواده‏‌ای که در انقلاب جایگاه داشت، به‌راحتی به‌خاطر فرصت‌‏طلبی شخصی یا سادگی یا زیاده‏‌خواهی مکدر می‌شود. این تکدر را نه به نفع رییس دولت وقت می‌دانستم و نه به نفع رییس مجلس. شرایط سختی برای من بود و واقعا استرس داشتم. 
‌«فاضل لاریجانی» را چقدر می‌‏شناختید؟ 
در تمام زندگی‌ام فقط یک‌بار ایشان را دیده‏‌ام. آن هم در دوره نخست نمایندگی. ایشان آن موقع مشاور آقای حسینی، وزیر ارشاد وقت در دانشگاه پیام نور بود. آن چیزی که از اقوال شنیدم این است که برخلاف دیگر لاریجانی‏‌ها، «فاضل لاریجانی» آدم ساده‌‏ای است و پیچیده نیست. شاید هم طمع دنیا بوده یا هر چیز دیگری. 
برای شما سوال نیست که چرا خیلی به ماجرای تخلف «فاضل لاریجانی» در این مدت پرداخته نشده؟ 
ببینید قطعا کار «فاضل لاریجانی» خلاف بوده. همچنین کار دیگرانی که چنین زمینه‌‏ای را فراهم کرده بودند هم درست نبوده، بخشی از آن هم طراحی بوده. 
‌خب همه می‌دانستند که هدف «احمدی‌نژاد» از پخش آن فیلم متزلزل‌ساختن جایگاه «علی لاریجانی» است، فکر می‌کنید چنین شد؟ 
نخست واکنش 22 بهمن قم را شاهد بودیم که عده‏‌ای به دلایلی تحریک شدند و ماجرای حمله به سخنرانی لاریجانی به وجود آمد. اما اینکه در بلندمدت می‌تواند جایگاه ایشان نفی شود، چنین اتفاقی نیفتاد. عتاب مقام‌معظم‌رهبری و واکنش سخت ایشان و غیرشرعی‌دانستن این مساله به‌نظرم بسیار تعیین‌کننده بود. 
‌خیلی‌ها معتقد بودند احمدی‌نژاد بنا داشت تا با پخش آن فیلم لاریجانی را تخریب کند و او را از ورود به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری باز دارد... 
همه متفق‌القول چنین نظری داشتند اما خب اصولا آن موقع ایشان تمایلی برای ورود به انتخابات نداشتند، نه سال 88 و نه در انتخابات اخیر. 
‌در انتهای جلسه هم که عکس تاریخی بوسه بر صورت رییس مجلس شکل گرفت، شما بعد از آن را روایت کنید. 
بعد از جلسه نمایندگان آقای لاریجانی را بدرقه کردند، ایشان هم به نمایندگان گفتند که ما سر انقلاب با کسی تعارف نداریم، از میان منسوبان و فامیل هر کسی بر خلاف اصول اقدام کند، خطاست. برای ما اصل نظام است و افراد و دوست و خویشاوند اصل نیستند. 
‌و سوال آخر اینکه فکر نمی‌کنید با وجود پرونده درخشان کمیته حقیقت‌یاب مجلس از حادثه حمله به سخنرانی لاریجانی، جای خالی سوال و رسیدگی به ماجرای «فاضل لاریجانی» احساس می‌شود؟ به‌ویژه اینکه آقای لاریجانی به گفته شما وعده داده بودند که پیگیر موضوع باشند، حتی از سوی خویشاوندانشان. 
بله به‌نظرم این مساله و سکوت، نقطه مغفول ماجراست و فردا هم در تاریخ این بخش خالی است و وظیفه همه است که برای آشکارشدن واقعیت اقدام کنند. 

انتشار اسناد “فوق محرمانه” رژیم اسرائیل درباره انقلاب ایران

روزنامه اسرائیلی “یودیعوت آحرونوت” با انتشار گزارشی به محتوای اسناد منتشر شده “فوق محرمانه” در مورد انقلاب ایران اشاره کرده است. روزنامه “یودیعوت آحرونوت” با انتشار بخشی از اسناد منتشر شده آرشیو رژیم اسرائیل در مورد انقلاب ایران به اظهارات سفیر آن زمان این رژیم در تهران، یک سال پیش از انقلاب اشاره می کند و می نویسد: “یوری لوبرانی” سفیر وقت رژیم اسرائیل در تهران در گزارشی در سال ۱۹۷۸ میلادی با اشاره به وضعیت ملتهب ایران نوشته است: “شاه ارتباط خود با واقعیات را قطع کرده است. او احساس می کند که سرنوشت اش با کناره گیری از قدرت گره خورده است.”روزنامه “یودیعوت آحرونوت” به دیدار سفیر اسرائیل در تهران با “موشه دایان” وزیر امور خارجه وقت اسرائیل اشاره می کند و می افزاید: “در این دیدار او با “دایان” در مورد ملاقاتش با شاه صحبت کرد. این دیدار تنها چند ماه پیش ازپیروزی انقلاب انجام شده بود.”در ادامه این گزارش “یودیعوت آحرونوت” به عدم توان پیش بینی در دست گیری قدرت در ایران توسط جناح اسلامگرا اشاره می کند و می افزاید: “اسناد منتشر شده نشان می دهند که در سال ۱۹۶۲ میلادی هیچ کس در اسرائیل نمی توانست پیش بینی کند که رهبری مذهبی از شهر قم بتواند زمام امور کشوری چون ایران را در دست گیرد.”

در بخش دیگری از اسناد منتشر شده آرشیو رژیم اسرائیل به گزارش های مخابره شده از سفارت اسرائیل به تل آویو در مورد فعالیت های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اشاره شده و آمده است: “در جون سال ۱۹۶۳ میلادی، سفارت اسرائیل در تهران به قیام صورت گرفته علیه اصلاحات انجام شده توسط شاه اشاره می کند. در این تلگراف آمده است که طی قیام عاشورا تظاهرکنندگان شعار “اسرائیلی به خانه ات برگرد” و شعارهای ضد امریکایی سر می دادند. درتلگراف های بعدی به جذب هواداران زیادی از میان بازرگانان و بازاریان به سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در شهرهای مختلف ایران اشاره شده است.”در بخش پایانی این گزارش نیز به پیش بینی انقلاب ایران توسط سفیر رژیم اسرائیل در تهران اشاره شده و آمده است: “در جون سال ۱۹۷۸ میلادی، لوبرانی با مخابره گزارش هایی به تل آویو ضمن هشدار به اسرائیل در مورد احتمال ایجاد تغییرات بنیادین در ایران نسبت به چشم انداز روابط تهران – تل آویو هشدار داد. او در تلگراف های خود هشدار داد که ظرف پنج سال آینده ایران با تحولات عمیقی مواجه خواهد شد. در بخشی از تلگراف ارسال شده توسط سفیر وقت اسرائیل آمده است: “روند حوادث به گونه ای پیش می رود که امکان بازگشت به عقب وجود ندارد.”در بخش دیگری از این اسناد اشاره شده که “مناخیم بگین” نخست وزیر وقت رژیم اسرائیل مدعی شده بود در صورتی که یهودیان ساکن ایران خواستار مهاجرت به اسرائیل باشند او حاضر است “هواپیماهایی را برای آنان به ایران بفرستد تا زمینه خروج شان” فراهم شود.

طلب وزارت ارتباطات از صدا و سیما

در گزارش تفریغ بودجه 91 اعلام شد که شرکت زیرساخت سال‌ها خدمات مخابراتی صدا و سیما را تامین کرده اما هزینه خدمات را طبق قراردادهای مبادله شده دریافت نکرده؛ وزیر ارتباطات رقم طلبکاری را 150 میلیارد تومان اعلام کرده است. در بندی از گزارش تفریغ بودجه 91 اعلام شده شرکت ارتباطات زیرساخت (در مجموعه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات) در سالیان متمادی خدمات مخابراتی «یکی از نیروها» و «سازمان صدا و سیما» را از طریق اجاره کانال، دکل و فضا، برق و پهنای باند ترانسپورد، تامین کرده، اما آنها هزینه این خدمات را طبق تعرفه مصوب و قراردادهای مبادله شده، نپرداخته اند.روز گذشته وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات مبلغ طلب وزارت ارتباطات از سازمان صدا و سیما را اعلام کرد.محمود واعظی که به عنوان نماینده دولت از حذف تبصره 6 الحاقی به لایحه بودجه سال 92 دفاع می کرد، در مجلس ‌گفت: وزارت ارتباطات امکانات خود را برای پاسخ به نیاز تمام نهادها و دستگاه‌ها در اختیار آنها می گذارد. دولت این امکانات را در اختیار صدا و سیما و سایر ارگان‌هایی که علاقه‌مند به استفاده از ارتباطات ماهواره‌ای، فیبر نوری و بقیه امکانات هستند، قرار می دهد.وی افزود: ما همه امکانات خود را در اختیار صدا و سیما گذاشته‌ایم. امروز نزدیک به 150 میلیارد تومان بابت اجاره کانال‌ها از صدا و سیما طلبکار هستیم، اما باز هم به خدمت‌دهی خود ادامه می‌دهیم، چرا که به هر حال این امکانات باید در اختیار همگان قرار بگیرد.

چه کسی وعده آب و برق مجانی را داد؟

سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است! اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه. البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آن‌ها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کار‌شناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم. در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا این‌ها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است: «حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کار‌شناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.» این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است. ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را می‌خواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را می‌خواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را این‌ها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن می‌سازیم، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی می‌کنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی می‌کنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. این‌ها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.» همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود.

کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت: «برای کم در آمد‌ها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحهٔ آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعدهٔ آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعدهٔ دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند! در حقیقت امام به خاطر اینکه مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدم‌ها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود. پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند. فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آن‌ها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند! به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعدهٔ تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد! پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعدهٔ دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکار‌شناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صد‌ها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آن‌ها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است! امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟! 

«مانكن» فقط روزی 1 ميليون تومان!

 مزون ها، فروشگاهها و حتي شركتهاي توزيع البسه خارجي و داخلي 10 سالي است كه پا را فراتر گذاشته و خارج از چارچوبهاي قانوني اقدام به عرضه مد و لباس از طريق دخترهاي خوش اندام و پسرهاي شيك پوش با ظاهر آراسته مي كنند. اين مزون ها كه اغلب در خانه هاي مسكوني يا تجاري متمركز هستند بيشتر از طريق تبليغات چهره به چهره شهروندان را تشويق به حضور در مزون مي كنند.برخلاف تصورات و باورهای عموم مبنی بر اینکه مد و لباس نخستين بار از غرب وارد كشور شد بنيانگذار "فشن" ابوالحسن علي بن نافع مشهور به زرياب بوده كه اصليتی ايراني و كرد داشته است. اين موسيقيدان ايراني در سال 789 به دنيا آمد و غير از ورود به دنياي مد مبتكر ساز موسيقي بربط هم بوده است. زرياب مبتكر مد و لباس آقايان و حتي دكوراسيون بود و مردها در آن زمان به تبعيت از او موهاي خود رابلند كرده و از سدر و رزماري براي صافي موهاي خود استفاده مي كردند. اين ايراني در فصول مختلف سال لباسهاي رنگارنگ با طراحي هاي ويژه بر تن مي كرد و حتي مردم اسپانيا و تركيه و خاور دور را تحت تاثير پوشش خود قرار داد. پوشش او شبيه به دراويش بود. براي همين دكتر علي اكبر ولايتي (تاريخ دان) در كتابي وي را نخستين سلبريتي دنيا عنوان كرده است.
 مد و لباس از قاجار تا وزارت ارشاد دولت دهم
 قاجار تا پهلوي: مدگرایی و مد در ایران از زمان قاجار و با سفر ایرانیان به غرب آغاز شد. در آن زمان درباریان به دنبال توسعهٔ روابط دیپلماتیک با قدرت‌های اروپایی طی سفر به اروپا برای نخستین بار با پوشش‌های غربی آشنا شدند، همچنین دانشجویانی که برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفته بودند نیز زمینهٔ تغییر دیدگاه نسبت به سبک پوشش را فراهم آوردند. در زمان سلطنت محمدرضا شاه از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ به دلیل افزایش ارتباطات با کشورهای غربی و آمریکایی سیر تحول لباس و همگون شدن آن با البسه خارجی بیشتر شد.
 دوران بعد از انقلاب: بعد از انقلاب و کاهش فراگیری مد و فرهنگ غربی در سطح جامعه و حتی در شهرهای بزرگ، فرهنگ پوشش ایرانیان دچار تحول شد و میل به ساده‌زیستی، دوری از مد و جنگ ایران و عراق، باعث شد مد در دهه ۶۰ شمسی به حاشیه برود. با پایان جنگ و از میان رفتن الزامات خاص اقتصادی و سیاسی آن و آغاز دوره تاثیر همه جانبه رسانه‌هایی چون ویدئو و ماهواره، دوباره موج مدگرایی در جامعه آغاز شد. کاهش سختگیری‌ها و افزایش واردات لباسهای خارجی هم در تشدید این فضا موثر بود بطوریکه در دهه ۷۰ کم‌کم شلوارهای پارچه‌ای جای خود را به جین‌های تنگ داد و پیراهن‌های معمولی مردانه به تی‌شرت تبدیل شد. 
 دهه 80: سرعت تحول مد در دهه ۸۰ به علت ظهور اینترنت در خانه‌های مردم بسیار بالا بود، به طوری که شاید هر سال یک مد در جامعه می‌آمد و برچسب "دمده" یا "از مدافتاده" به لباس‌های نه‌چندان کهنه داخل کمدها می‌خورد. مانتو فروشی‌ها آنقدر زیاد و متنوع بودند که قیمت آن کمتر با افزایش روبه‌رو می‌شد و جزو متنوع‌ترین و ارزان‌ترین تن‌پوش‌های دهه ۸۰ بودند. در اواخر دههٔ هشتاد آشفتگی بازار پوشاک دولت مردان ایرانی را متوجه کرد که تاکنون از این عرصه وسیع رقابتی غفلت کرده‌اند و آنان را وادار کرد تا به طراحی لباس به عنوان یک ابزار فرهنگی توجه داشته باشند و به همین جهت ساماندهی مد و لباس به وزارت ارشاد واگذار شد. این وزارتخانه با برگزاری مسابقهٔ طراحی مد و لباس فجر هنرمندان را به رقابت کشاند و برای اولین بار در ایران طراحی مد و لباس به عنوان یک هنر در کنار هنرهای دیگر مطرح شد. پس از آن و در آغاز دههٔ نود شوهای زندهٔ لباس و انواع نمایشگاه‌ها فرصت پیدا کردند خود را به عرصهٔ ظهور برسانند و حتی مؤسساتی در زمینهٔ پژوهش پوشاک ایرانی به ثبت رسیدند.
 نخستين مانكن هاي ايراني
هر چند كه مد و لباس ايراني و اسلامي شعار مسئولان فرهنگي دولت نهم و دهم قرار گرفت ولي تولد نخستين مدل ها در اواخر دهه 80 حاشيه هايي را به همراه داشت. محمدرضا گلزار نخستين مانكن مرد بود كه بر تابلوهاي بزرگ تبليغاتي (تبليغات البسه ايكات) قرار گرفت. بعد نوبت بهرام رادان بود كه در كنار برند شركت ال جي به مانكن تبليغاتي تبديل شد. البته اين شوي مانكن ها تنها به هنرمندان جوان و خوش چهره منتهي نشد و پاي هنرمندان پيشكسوت هم به عرصه مدگرايي باز شد. حضور جمشيد مشايخي در تبليغات ال جي، مهران مديري و پژمان بازغي در تبليغات چاي و حميدگودرزي و سحرذكريا در تبليغات پوشاك چرم، كريم باقري و عابدزاده و حسين رضا زاده در تبليغات بانك و شركتهاي تجاري هم در نوع خود تاثیرگذار بود. البته برخي كارشناسان و منتقدان اين رويه را ناپسند و برخي هم نوعي امرار معاش و حق مسلم هنرمندان و چهره‌ها دانستند.
مد و لباس در سياست خارجي/ بازي مانكن ها در 1+5البته مد و لباس تنها به بازيگران و هنرمندان منتهي نمي شود بلكه حتي وارد سياست هم شده است تا جائيكه در تعاملات كشورها و ميزهاي دوستي نقش به سزايي ايفا مي كند. این موضوع در مذاکرات اخیر ایران و 1+5 به وضوح مشاهده شد. دو دور مذاکره، دو لباس، دو پیام به چشم مي خورد. کاترین اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس هیات مذاکره‌کننده گروه ۱+۵ با هیات ایرانی، در مذاکرات  ژنو (۱۸ آبان – Nov 9) همچون مذاکرات قبلی (۲۲ مهر- ۱۶ Oct ) به سبک و سیاق بانوان ایرانی «کت‌مانتو» بلندی تا روی زانو اما این بار به رنگ «قرمز مگنتا» به تن دارد. اشتون در دور دیگری از مذاکرات رنگ «آبی نفتی» را انتخاب کرده بود. اما انتخاب‌های کاترین اشتون سیاستمداری با «لبخند مهربان» و «دندان‌های آهنین» چه پیامی می‌تواند به طرف مذاکره‌کننده ایرانی انتقال دهد؟ كه اين در نوع خود قابل تامل است.
لباس قرمز و سرمه اي كاترين اشتون در مقابل ايران: به عنوان مثال لباس «قرمز مگنتا» نامش را از شهر «مگنتا» در شمال ایتالیا گرفته که به معنای «شکوه و پیروزی شخصی» است. بنابراین ترکیب رنگ‌های تند اکسپرسیونیستی قرمز مگنتا و طبیعت انتزاعی و غرابت احساسی است.
 رجز خواني با لباس در مقابل صدام حسين: البته کاترین اشتون وقتی معاون تونی بلر، نخست‌وزیر انگلیس بود در جنگ افغانستان و عراق، ترکیب لباس قرمز مگنتا و سورمه‌ای پارما را می‌پوشید که برداشت انتزاعی آن ایجاد رعب و وحشت برای صدام حسین بود. وقتی صدام مفهوم رنگ قرمز مگنتا و سورمه‌ای پارما را از خانم ضاحا حدید طراح و معمار پرآوازه انگلیسی عراقی‌الاصل پرسیده بود حدید در پاسخ گفته بود این ترکیب یعنی معماری شرایط جدید با من است و گرنه خاطره و ویرانی را به ارث می‌برید.با توصيف و مروري بر وضعيت مد و لباس در گذشته ايران و حتي تاثير آن بر سياست خارجي ورود به موضوع پديده اي با عنوان "مانكن" قابل تامل است. مانكن زدگي، مانكنيسم، مانكن جنسي و عناوين ديگر از جمله دغدغه های جامعه امروزي است و در میان آسيبهاي اجتماعي نوظهور بررسی و ارزیابی مي شود. 
مانكن روزي 1 ميليون تومان!
مزون ها، فروشگاهها و حتي شركتهاي توزيع البسه خارجي و داخلي 10 سالي است كه پا را فراتر گذاشته و خارج از چارچوبهاي قانوني اقدام به عرضه مد و لباس از طريق دخترهاي خوش اندام و پسرهاي شيك پوش با ظاهر آراسته مي كنند. اين مزون ها كه اغلب در خانه هاي مسكوني يا تجاري متمركز هستند بيشتر از طريق تبليغات چهره به چهره شهروندان را تشويق به حضور در مزون مي كنند. البته رونق بازار مزون ها و مانكن ها بي تاثير از برنامه هاي ماهواره اي نبوده است تا آنجا که وزير ارشاد دولت يازدهم خبر از استفاده 71 درصدي تهراني ها از ماهواره مي دهد.از جمله دستاوردهای مدگرایی در ایران فعالیت مزونها با جذب دخترها و پسرهاي شيك پوش و خوش اندام است به طوریکه حتی در برخی موارد با اجاره، استخدام و برتن كردن لباسهای مد روز آنها را راهي كوچه و خيابان مي‌كنند. برخي هم پا را فراتر گذاشته و برنامه هاي ويژه اي با عنوان شوي لباس دارند. البته در اين ميان شركتهاي بزرگي هم ايجاد شده كه مزون ها را در اين زمینه پشتيباني مي‌كنند. صاحب يكي از اين شركتها در تهران  مي گويد: اگر مزون و يا فروشگاهي نياز به مانكن داشته باشد ما اين افراد را معرفي مي‌كنيم. البته بستگي دارد براي چه كاري باشند. مثلا برخي براي شوي لباس و برخي هم براي عكس معرفي مي شوند. مانكن ها از 80 تا روزانه 1 ميليون تومان قيمت دارند كه باز هم بستگي به زيبايي، اندام و حتي خوش نام بودن (بازيگر و...) دارند. اين صاحب مزون مدعي بود كه تنها شركتي است كه مجوز اين كار را از وزارت ارشاد گرفته است!البته جستجو براي يافتن مزون هاي زير زميني و مانكنها كمي سخت بود ولي گفتگو با برخي از دخترهايي كه براي نمايش دادن يك مد لباس در خيابان پرسه مي زدند پرده اي ديگر از حاشيه هاي مد و لباس را نشان داد. يكي از اين دخترها مي گويد: «به واسطه يكي از دوستانم به من مبلغي پرداخت شد تا با اين لباس يك هفته در خيابانهاي تعيين شده پرسه بزنم. ديگري مي گفت: به من گفته نشده كجاها بروم ولي گفته اند در ازاي جذب هر مشتري مبلغي به شما مي دهيم. دختر ديگري در حوالي خیابان جردن مي گفت: من خودم مانكنم و در شوي لباس شركت مي‌كنم. اگر هم مزوني عكس خواست در آتليه از من در ژستهای مختلف عکس گرفته مي شود. حتي براي عكس تبليغ لباس زير هم به من پيشنهاد شده است البته دوستانم رفتند و پول خوبي هم گرفتند.»
عكسهاي فيس بوكي در آتليه‌هاي تهران
گفته هاي اين افراد در حالي است كه يكي از قضات دادسراي جرايم اينترنتي تهران مي گويد: « پرونده اي معروف به آتليه ها در اين دادسرا مطرح بود كه با 60 متهم روانه دادگاه شد. در اين پرونده مهم تعدادي زيادي از دخترها و پسرها اقدام به عكس گرفتن با مدهاي مستهجن و برهنه مي‌كردند كه همگي محكوم به حبس شده اند. نكته مهم آن است كه در اين ميان پدیده ای باب شده با عنوان عكاسي فيس بوكي. بطوریکه اين افراد با اين ترفند اقدام به عكاسي مي كردند.»
برگزاري شوي لباس با 70 ميليون تومان
آخرين قيمتهاي برگزاري شوي لباس نشان مي دهد كه برگزاري هر شوي لباس به صورت ميانگين 30 تا 70 ميليون تومان هزينه دارد كه شامل تيم عكاسي، نور، استيج و غيره مي شود. در برخي از سايتها هم بدون اينكه جنسيت مرد يا زن مشخص باشد به آساني با ثبت نام اينترنتي مانكن جذب مي‌كنند. البته اين سايتها بدون فيلتر فعالیت می کنند و حتي شماره حساب، آدرس و تلفن هم دارند!
لباس شب 4 ميليون تومان / ورود به مزون با شرايط امنيتيدر این میان قيمت برخي البسه زنان در نوع خود جالب و قابل تامل است. گشت زنی در مزونها و فروشگاههاي لباس زنانه در خيابانهاي آفريقا، گاندي، سعادت آباد و الهيه نشان مي‌دهد کم نیستند افرادی كه براي يك لباس شب زنانه بيش از 4 ميليون تومان هزينه می كنند! برخي از اين فروشگاهها با تدابير شديد امنيتي اقدام به فروش مي كنند. از قفل هاي الكترونيكي تا شيشه هاي نشكن و حتي ضد گلوله .... این اماکن به نوعي طراحي شده اند كه از بيرون به هيچ عنوان نمي توان داخل فروشگاه را رويت كرد. حتي تابلو هم ندارند و تنها بايد زنگ بزني تا بعد از رويت از طريق دوربين مدار بسته وارد فروشگاه شويد. فروشنده ها هم بعضا بدون روسري و با حجابي نامناسب از مشتري ها پذيرايي مي كنند. بسياري از اين فروشگاهها و مزونها در فضای مجازی دارای سایت هم هستند.
داستان تهران: 5 سال تبعيد از تهران در انتظار مانكن ها و زنان بدحجابهر چند اين روزها پدیده مانكنهاي خياباني تا شوهای زیرزمینی لباس گسترش یافته است ولي در ارديبهشت ماه سال 86 دادستان وقت تهران اعلام كرد: مطابق ماده 638 قانون مجازات اسلامي عمل افرادي که با ظاهر و پوشش نامناسب در ملاءعام عفت عمومي را جريحه دار مي کنند جرم محسوب شده و براي مرتکب آن مجازات حبس و جزاي نقدي مقرر شده است. همچنين در صورتي که اين مجازات تاثيري در اين افراد نداشته باشد مطابق مفاد ماده 19 قانون مجازات اسلامي درخواست مجازات تکميلي و تتميمي خواهد شد که به موجب آن تا 5 سال تبعيد از تهران يا اقامت اجباري در منطقه اي ديگر درخواست مي شود.
 نكته قابل تامل
 نكته قابل تامل در اين گزارش ميداني را می توان از زبان مانكن هاي خياباني شنید. آنها می گویند نظارت جدی و يا برخوردي قاطع  از سوي سازمانهاي نظارتي و انتظامي بر فروش و عرصه بازار بزرگ لباس و مد وجود ندارد. يكي از مانكن ها مي گوید: «بسياري از مزون ها بدون هيچگونه ترس و دلهره اي هر طور كه مي خواهند كار مي كنند و مد و فشن عرضه مي كنند. به قول معروف نه الگويي است و نه آيين نامه و ضوابطي. ما هم كه مانكن هستيم و هر چه به ما بدهند تن کرده و براي تبليغ اقدام مي كنيم. به اعتقاد من گزارش گرفتن و مصاحبه كردن با مزون ها و مانكن ها مشكل شما خبرنگاران را حل نمي كند و بايد برويد سراغ مسئولاني كه هر وقت تب مي كنند دستور مي دهند و بعد از مدتي فراموش مي كنند. »يكي از طراحان مزون هم می گوید: «خدا را شكر كه در اين يك مورد هنوز كشور بي قانون است و داريم زندگي مان را مي كنيم. شما هم برويد سراغ سوژه هاي ديگر و كاري به سبک لباس و سليقه و مد مردم نداشته باشيد.»با این همه هر چند مانكن ها و مزونها از اين بي قانوني و عدم نظارت راضي هستند اما در این میان بی توجهی وزارت ارشاد، مجلس و نيروي انتظامي به عنوان متولي نظارت بر اماكن و مشاغل در نوع خود قابل تامل است.

روایتی از گوشه و کنار سیاست؛

شنیده ها درباره علت تاخیر در پخش مصاحبه حسن روحانی از تلویزیون به این شرح است:
الف- روز قبل از مصاحبه، دفتر رییس جمهور به صدا و سیما اعلام می کند، آقای روحانی نژاد و خانم سپانلو برای انجام این مصاحبه در نظر گرفته شده اند.
ب- پس از این هماهنگی، خانم سپانلو از دسترس خارج می شود،به نحوی که نه مسئولان سازمان و نه دفتر رییس جمهور نمی توانند وی را برای انجام این مصاحبه دعوت کنند.
ج-دفتر رییس جمهور روز چهارشنبه و این بار بدون هر گونه هماهنگی با صدا و سیما،خانم پوریامین را برای انجام مصاحبه دعوت می کنند.
د-رییس سازمان صدا و سیما پس از اطلاع از این مسأله تاکید می کند که این نوع برخوردها ناقض استقلال رسانه ملی است و برای جلوگیری از اجرایی شدن این تصمیم تلاش هایی را انجام می دهد که منجر به تأخیر در انجام مصاحبه می شود٠ اما سرانجام بخاطر جلوگیری از پی آمدهای نامناسب عدم پخش ،به انجام مصاحبه با همان ترکیب مورد نظر دفتر رییس جمهور،رضایت داده می شود.
ه- ارزیابی ها نشان می دهد که انجام مصاحبه های فرمایشی و یکطرفه تاثیر نامطلوبی بر افکار عمومی می گذارد. در عین حال اگر مصاحبه های تشریفاتی  و یکطرفه در گذشته مورد نقد بوده،قرار نیست این روند اصلاح نشود و پرسش های جدی مردم،در مصاحبه ها مغفول بماند.

*شنیده ایم در جلسه هفته گذشته هیات دولت، جمعی از معاونان و وزرا همچون ربیعی، قاضی زاده هاشمی، نوبخت و محمد شریعتمدار نسبت به نحوه توزیع سبد کالا و بی تدبیری های صورت گرفته اعتراض داشته اند.این اعتراض ها منجر به برکناری نعمت زاده و سپردن مسوولیت توزیع سبد کالا به علی ربیعی شد.

*علیرغم هیاهوهایی که این روزها از سوی برخی چهره ها و رسانه ها درباره احتمال کاهش حصر سران فتنه مطرح می شود، پیگیری های مشرق نشان می دهد سیاست و اراده نظام درباره حصر هیچ تغییری نکرده و بانیان فتنه 88 باید تاوان خیانت های خود را پس بدهند.

* شنیده ایم پس از مذاکرات تهران و مسکو برای فروش روزانه نیم میلیون بشکه نفت ایران به روسیه، جان کری در تماس با لاوروف نسبت به این معامله بزرگ و تاریخی اعتراض کرده است. روس ها در پاسخ گفته اند ما تابع تحریم های یکطرفه آمریکا نخواهیم بود.

*سفر هفته گذشته دکتر فرهادی رئیس هلال احمر به سوئیس در شرایطی که بخش هایی از مردم کشورمان گرفتار برف و کولاک و قطعی آب، برق و گاز بودند با بازتاب های منفی در میان مردم مناطق بحران زده همراه شد. انتشار سفر رئیس هلال احمر به ژنو، این سوال را برای افکار عمومی مطرح کرد که نجات مردم در مناطق برف زده مهم‌تر است یا حضور در اجلاسی در سوئیس‌؛ حداقل انتظاری که از آقای فرهادی می رفت این بود که به صورت نمادین از عزیمت به سوئیس خودداری می کرد و با حضور در مناطق برف‌زده باعث دلگرمی مردم می شد.

*شنیده ایم یکی از موارد اختلاف ایران و آمریکا بر سر تعداد سانتریفیوژ های نطنز است. در حالی که آمریکایی ها اصرار دارند نباید بیش از 4 هزار سانتریفیوژ نوع یک در این تاسیسات کار کند، ظریف و تیم مذاکره کننده این تعداد را حداقا 10 هزار دستگاه می دانند.

*ارزیابی های مشرق نشان می دهد تاکنون بیش از 100 استاد دانشگاه در نقد توافقنامه ژنو اقدام به انتشار مقاله و یا گفتگو کرده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد میزان نقد اساتید دانشگاه بر توافقنامه ژنو بیش از حامیان مفاد توافقنامه بوده است.

*در روزهای اخیر بحث های گسترده ای میان اعضای مجمع روحانیون درباره بازخوانی مواضع مجمع پس از انتخابات 88 مطرح شده است. برخی اعضا با اشاره به بیانیه های ساختارشکن آنان پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقدند ما باید شجاعت اعتراف به اشتباه را داشته باشیم. همچنین سکوت ما دربرابر وقایعی چون پاره کردن تصاویر امام خمینی(ره) باعث شده تا این رفتارها به نام ما ثبت شود.اما برخی دیگر از اعضا ضمن مخالفت با این پیشنهاد گفته اند اگر به اشتباهات خود اعتراف کنیم باعث می شود سخت گیری های نظام بر ما بیشتر شود. ما باید از طریق ملاقات با برخی مراجع و علما، آنها را واسطه قرار داده وبا پادرمیانی آنان به نظام برگردیم.

*شنیده ایم دولت یازدهم  به زودی طرح احیای اراضی و دشت های وسیع استان های خوزستان و ایلام  را با برداشت یک و نیم میلیارد دلاری از صندوق توسعه ملی کلید خواهد زد. بر اساس این طرح که وزارت جهاد و کشاورزی مجری آن خواهد بود با مهار آب های سطحی، هزاران هکتار از اراضی کشاورزی در این دو استان زیر کشت رفته و موجبات آبادانی و کاهش بیکاری خواهد شد.اجرای این طرح از زمان دولت دهم در دستور کار بوده است.

*سخنان افشاگرانه حجت الاسلام رحیمیان علیه دخالت اعضای مجمع روحانیون در فتنه 88 باعث شد تا کمیته ای با هدف ضربه زدن به حجت الاسلام رحیمیان شکل گرفته و تلاش هایی را برای یافتن اسناد رانت خواری و فساد وی آغاز نمایند. گزارش این کمیته پس از چند روز تلاش نشان داد وی در منزلی ساده و به دور از هرگونه تجمل و ویژه خواری زندگی می کند و در طول مدیریت 35 ساله وی، نقطه منفی و مفسده ای وجود نداشته است.

*در نشست برخی چهره های دانشگاهی حامی روحانی همچون تاجیک، خانیکی، سریع القلم، آشنا، نیلی وغنی نژاد ، این مباحث مطرح شده است: 1- باید گفتمان اعتدال را به صورت مشخص تعریف و تبیین نموده و به عنوان یک گفتمان غالب در جامعه بسط و گسترش دهیم.2-ارتباط روحانی را از جامعه نخبگان به میان پایگاه های مردمی و طبقات پایین جامعه نیز تسری بخشیم.3- برای تداوم ریاست 8 ساله روحانی برنامه ریزی نماییم.

*موسسه فقه ثقلین که وابسته به یوسف صانعی است تلاش دارد تا مجوز انتشار سه کتاب وی به اسامی فقه و زندگی، اقتصاد پویا و فقیه نواندیش را از اداره ارشاد قم دریافت نماید. صانعی به دلیل فتاوای شاذی که در فقه داشت توسط جامعه مدرسین از مرجعیت خلع شد. دیدار اخیر جهانگیری معاون اول رئیس جمهور با صانعی بازتاب های منفی بسیاری در میان علما و روحانیون به همراه داشت.

*در هفته گذشته یکی از مباحث مطرح در جلسه اصلاح طلبان به نحوه حضور محمد خاتمی در راهپیمایی 22 بهمن اختصاص داشت. برخی افراد با توجه به فضای راهپیمایی 22 بهمن معتقد بودند حضور وی قطعا منجر به سر دادن شعار علیه سران فتنه خواهد شد و با توجه به حضور پر شمار عکاسان و خبرنگاران، این حضور تبدیل به یک رسوایی خواهد شد. یکی از حاضران پیشنهاد داد وی به اتفاق هاشمی رفسنجانی به راهپیمایی بیاید که این پیشنهاد هم به اتفاق آرا رد شد. پیشنهادهای دیگری چون حضور وی همراه با روحانی و یا سید حسن خمینی هم مطرح شد که حاضران در جلسه معتقد بودند به دلیل عدم قبول روحانی و سید حسن خمینی، این پیشنهاد هم باید کنار گذاشته شود.

*فائزه هاشمی جلسه ای با اصلاح طلبان فیروز کوه داشته است. وی در این جلسه راه حل برطرف شدن مشکلات کشور را عمل به ایده های پدرش در خطبه های نماز جمعه روز قدس سال 88 دانسته است.

*با توجه به حضور سریع و گسترده نیروهای بسیج ، سپاه و ارتش در امداد رسانی به مردم استان های مازندران و گیلان که گرفتار قطع آب، برق و گاز شده بودند، قاطبه مردم از تدبیر فرماندهان نظامی و سرهنگ ها و سربازان وظیفه تشکر کرده و تاکید داشتند چرا دولت حقوقدان با تاخیر چند روزه چند وزیر خود را به استان های گیلان و مازندران فرستاده است.

*برخی منابع می گویند وزیر خارجه سوئد با دعوت محمود سریع القلم به تهران آمده است. وی پیش از دیدار با ظریف، ابتدا با روحانی و سپس با سریع القلم دیدار و گفتگو داشته است.

*پس از شکست طرح های عربستان در منطقه به ویژه سوریه، اختلافات در خاندان آل سعود شعله ور شده است. در هفته های اخیر بسیاری از اختیارات بندر بن سلطان و سعود الفیصل گرفته شده و به عبدالعزیز بن عبدالله واگذار شده که نگاه مثبتی به جمهوری اسلامی ایران دارد.
گفته می شود فورد سفیر غیر مقیم آمریکا در دمشق در این سناریو نقش داشته و کمیته سه نفره ای مرکب از عبدالعزیز بن عبدالله، مقرن بن عبدالله و عبدالعزیز خوجه جهت پیگیری تحولات سوریه تشکیل شده است.

*کارشناسان بین المللی از حضور مقتدرانه نمایندگان بشار اسد در مذاکرات ژنو 2 شگفت زده شده اند. ریاست هیات سوری را ˈولید المعلمˈ وزیر خارجه سوریه بر عهده داشت و ˈبثینه شعبانˈ مشاور امور سیاسی و رسانه ای رییس جمهوری ، ˈفیصل المقدادˈ معاون وزیر خارجه و ˈبشار الجعفریˈ نماینده سوریه در سازمان ملل از دیگر اعضای این هیات بودند.مواضع مقتدرانه هیات اعزامی دولت سوریه به کنفرانس ˈژنو 2 ˈ که متشکل از 15 دیپلمات باتجربه بود، موجب سردرگمی و ایجاد اختلاف میان معارضه سوری و ناکامی آمریکا و کشورهای غربی و عربی در ژنو2 شد.

احمدی نژاد در میدان مین حرکت می کرد/ ناگفته های عزل وزیر اطلاعات

عبدالرضا داوری یکی از حامیان و مدافعان دولت احمدی نژاد محسوب می شود. هرچند که سابقه آشنایی او با رییس دولت نهم و دهم به سال 85 برمی گردد و تنها هفت ماه به عنوان مشاور وزیر کشور و رئیس مرکز مطالعات راهبردی و آموزش این وزارتخانه فعالیت کرده، اما دفاعیات صریحی از دکتر احمدی نژاد و انتقاد صریحی از عملکرد اصولگرایان دارد. در گفتگویی که با او به مسائل متنوعی از فعالیت های سابقش تا تغییر موضع سیاسی او، قرار گرفتن نامش در کنار احمدی نژاد و مشایی و دلیل برخی رفتارهای دولت سابق پرداخته شده است . 
عبدالرضا داوری این روزها چه می کند؟ 
بخشی از زمان من مثل گذشته در حوزه فعالیت های پژوهشی و مطالعاتی و رسانه ای می گذرد و بمابقی اوقاتم را هم در بخش خصوصی فعالیت می کنم. درواقع سعی می کنم تجربه هایی که در حوزه اقتصادی دارم را در راه تامین معاش خانواده ام قرار دهم. 
سابقه فعالیت های تان در انجمن اسلامی و گرایش های سیاسی چه بود؟ 
اواخر دهه شصت دیپلم گرفتم و بعد از آن با رتبه 401 در رشته مهندسی مکانیک گرایش حرارت و سیالات در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شدم. بعد از یک سال از ورود به دانشگاه، عضو انجمن اسلامی دانشکده شدم و تا سال 1376 که اواخر دوره کارشناسی ارشد در همان دانشگاه بود، در انجمن اسلامی بودم. در این مدت سه سال عضو شورای مرکزی بودم و یک سال هم عضویت هیات رییسه انجمن اسلامی دانشگاه را داشتم. در عین حال با بعضی روزنامه ها مانند جمهوری اسلامی و کیهان همکاری می کردم. البته فضای آن دوره با امروز متفاوت بود. چون بعد از سال 1376 فضای فعالیت های دانشگاهی بازتر شد. قبل از آن دوران ریاست جمهوری  هاشمی بود و عمده جهت گیری ها و سیاست های انجمن اسلامی دانشگاه ها در نقد سیاست های دولت  هاشمی بود و من هم در همین مسیر حرکت می کردم. در سال 75 با رتبه 38 در آزمون کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک گرایش تبدیل انرژی دانشگاه تهران پذیرفته شدم که سال 77 درسم  پایان یافت . در سال 78 در مقطع دکتری مکانیک دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم که پس از امتحان جامع و در اواسط تدوین رساله به دلیل اختلافاتی که با استاد راهنمایم پیش آمد انصراف دادم و سال 84 مجددا در آزمون دکتری رشته مهندسی مکانیک گرایش نانوتکنولوژی دانشکده فنی دانشگاه تهران شرکت کردم که در این  آزمون با رتبه اول پذیرفته شدم و پس از امتحان جامع به دلیل مشغله های کاری سالهای اخیر، نتوانستم پایان نامه دکترایم را به اتمام برسانم . در عین حال از سال 2009 تا 2012 در دانشگاه کارلینس نیویورک به صورت آموزش از دور تحصیل کردم و موفق شدم مدرک دکترای اقتصاد در گرایش توسعه صنعتی را دریافت کنم. 
امروز عبدالرضا داوری را چگونه تعریف کنیم؟ 
من در حد یک شهروند ایرانی سعی می کنم در حد بضاعت و توانایی ام در خدمت کشورم باشم. اما اینکه تا چه اندازه در این مسیر موفق هستم، مردم قضاوت می کنند. چون به هر حال من هم یک شهروند کوچک در شبکه بزرگ مردم ایران هستم و تلاش دارم در جهت منافع ملی و عزت مردم و کشورم قدم بردارم. در عین حال هیچگاه جایگاه خاصی برای خودم قائل نبوده ام.
سخنرانی مشهور ابوالفضل فاتح در دفاع از ولایت فقیه
نام شما در کنار ابوالفضل فاتح به عنوان یکی از بنیانگذاران ایسنا مطرح بود. چگونه از چپ سنتی به راست چرخیدید. شما را اصولگرا تعریف کنیم یا اصلاح طلب؟ اصلا این تعریف را قبول دارید؟
رفاقت من  با دکتر فاتح به ایسنا مربوط نیست. من از سال 72 با او آشنا شدم . هیچ وقت سخنرانی های شورانگیز دکتر فاتح را در دانشگاه تهران از یاد نمی برم. اولین بار سال 71 بود که ابوالفضل فاتح در سمینار دکتر شریعتی به نام «احیای تفکر دینی» سخنرانی قرایی در نقد تفکر سقیفه و دفاع از ولایت فقیه و رهبری پس از امام خمینی داشت. دیدگاه های او برای من خیلی جالب بود.
درمجموع به اعتقاد من انجمن اسلامی دانشگاه تهران در آن دوران، نماد همگرایی چهار عنصر آزادی خواهی، عدالت خواهی، استقلال خواهی و معنویت خواهی بود و من در آن زمان فکر می کردم که هیچ یک از جریانهای سیاسی کشور نمی توانند جامع این چهار محور باشند. یعنی جریان های ما یا آزادی خواه بودند اما عدالت خواه نبودند؛ یا عدالت خواه بودند اما از آزادی خواهی باز می ماندند. به همین دلیل بود که هیچ جریان سیاسی در آن دوران برای من علقه ای ایجاد نمی کرد.به عنوان مثال جریان چپ آن زمان را می دیدم که اهتمام زیادی به آزادی دارد اما به تدریج از مقوله عدالت فاصله می گیرند. و یا جریان راست را می دیدم که شعار اسلام خواهی سر می دهند اما در برابر مقوله مهمی مانند آزادی بی تفاوت هستند و یا حتی در برخی موارد با آزادی خواهی مخالفت می کنند. واقعیت آن است که در تمام دوران حیات سیاسی و اجتماعی ام تنها جریانی که جامع این چهار محور  دیدم که عدالت خواهی را در بستر آزادی خواهی، استقلال خواهی و معنویت گرایی دنبال می کند، نگاه و تفکر جریان  احمدی نژاد بود.
پس شما معتقدید که آرمان هایی که در دوران دانشجویی پیگیری می کردید، سال ها بعد در احمدی نژاد پیدا کردید؟
بله همین طور است. وقتی دیدگاههای دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی را شناختم، آنها را جامع آرمان هایی دیدم که سال ها در پی آن بودم.
سعید حجاریان گفت شما به چپ خیانت کردید
اما شما سال ها در کنار دکتر فاتح و گروه چپ سنتی فعالیت می کردید. چه شد تغییر موضع دادید و به جریان احمدی نژاد پیوستید؟
من این نوع دسته بندی ها را قبول ندارم. به عنوان مثال من در سال 76 به آقای خاتمی رای دادم، اما سال 80 رای من به آقای خاتمی نبود.  انجمن اسلامی دانشگاه تهران که در آن فعال بودم  در آن زمان هویت خاصی داشت. درواقع جنس آدم هایی که در انجمن اسلامی دانشگاه تهران فعال بودند، متنوع بود. به عنوان مثال در سال 76 به یاد دارم که آقای سعید حجاریان در یک گفتگوی تلفنی به آقای ابوالفضل فاتح گفته بود «تو به جریان چپ خیانت کردی.» چون انجمن اسلامی دانشگاه تهران سال 76 بنا به دلایلی حاضر نشده بود در حمایت از کاندیداتوری آقای خاتمی بیانیه ای صادر کند. به هر حال دکتر فاتح و بدنه اصلی انجمن اسلامی دانشگاه تهران در آن زمان معتقد بود که باید  دفاع از مقولاتی نظیر ولایت، رهبری، قانون و آزادی هماهنگ به پیش برود. البته شاید امروز  آقای فاتح و اعضای جدید انجمن اسلامی دانشگاه تهران نگاه دیگری داشته باشند، من از امروز دوستان قدیم اطلاعی ندارم اما آن زمان چنین نظری در میان انجمن اسلامی دانشگاه تهران نظر غالب بود. 
به ما می گفتند چپ پرورشی
آن زمان در دفتر تحکیم وحدت ، به ما اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران  عنوان «چپ پرورشی» را داده بودند، و منظورشان این بود که انجمن اسلامی دانشگاه تهران بخشی از جریان چپ است که در دامن مقام معظم رهبری رشد کرده است. این عنوان را اولین بار سیدسراج الدین میردامادی به ابوالفضل فاتح گفت که: «شاید شما چپ باشید، اما چپ پرورشی هستید که در دامان ولایت فقیه رشد می کنید!» به طور کلی انجمن اسلامی دانشگاه تهران در نیمه اول دهه هفتاد به این عنوان معروف شده بود.
ماجرای جلسات انجمن اسلامی با رهبر انقلاب
این عنوان بر چه اساسی به اعضای انجمن اسلامی داده شده بود؟
اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران تقریبا ماهی یک بار برای اقامه نماز ظهر به دفتر مقام معظم رهبری می رفتند و در آنجا نماز ظهر و عصرشان را به آیت الله خامنه ای اقتدا می کردند. حداقل هر شش ماه یک بار هم جلسه خصوصی با آیت الله خامنه ای داشتیم که مهندس سیدعلی مقدم، مدیر ارتباطات مردمی دفتر رهبری، این جلسه را هماهنگ می کرد. درمجموع روابط ما با آیت الله خامنه ای همیشه یک رابطه بسیار صمیمی بود. به خاطر دارم که یکی از دوستان ما در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران که مقداری گرایش های روشنفکری داشت، در یکی از ملاقات ها با رهبری که برای اولین بار همراه ما می آمد قبل از  ملاقات از من پرسید «اگر آقا را از نزدیک ببینی، دست آقا را می بوسی؟» جواب مثبت دادم و گفتم «من هروقت آقا را دیده ام، دست شان را بوسیده ام.» او گفت «من این کار ار نمی کنم» و دلیل آورد که ایشان هم یک انسان است و دلیلی برای این کار وجود ندارد. جالب این است که وقتی ملاقات به آخر رسید و ما داشتیم با آقا خداحافظی می کردیم، همین دوست روشنفکرمان تقلا می کرد تا خودش را زودتر از ما به آقا برساند و دست شان را ببوسد! البته موفق هم شد. چون جذبه معنوی جلسات خصوصی  با رهبری بسیار قوی بود و روی تمام افراد حاضر در آن جلسات اثر می گذاشت. هنوز هم در شبکه های اجتماعی می بینم که آن رگه ها تا حدی باقی مانده است. بنابراین به ما چپ سنتی نمی گفتند، بلکه به چپ پرورشی معروف بودیم چون تلاش می کردیم  میان نگاه آزادی خواهانه، ولایت مدارانه، مردم گرایانه و عدالت خواهانه تعادل برقرار کنیم . من هم سعی کردم این نگاه را در مسیری که در زندگی سیاسی پیش بردم برای همیشه حفظ کنم.
پدربزرگم مصدقی بود
شما در رشته فنی تحصیل کرده اید. چه شد وارد عرصه سیاست شدید؟ خودتان فکرش را می کردید روزی به جای مکانیک سر از سیاست درآورید و قرار باشد از دیدگاههای سیاسی دفاع کنید؟
من در یک خانواده سیاسی به دنیا آمدم و بزرگ شدم. پدربزرگم مرحوم محمد مجیبی زنجانی، یکی از مبارزین ملی شدن صنعت نفت بود که سال ها سردبیری روزنامه «تجدد ایران» را بر عهده داشت و بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هم سالها به زندان افتاد و تمام اموال و دارایی هایش توقیف شد. پدربزرگم اطلاعیه معروف آیت الله کاشانی در 30 تیر 1331 علیه قوام السلطنه  را  علیرغم ممنوعیت های شدید آن زمان، در چاپخانه خود چاپ و توزیع کرد البته پدربزرگم مصدقی بود و خاطرات زیاد و منتشر نشده ای از مرحوم مصدق را از وی شنیدم و ضبط کردم. پدرم هم عضو حزب جمهوری اسلامی بود. حتی در میان بستگان من از اعضای حزب توده و سازمان مجاهدین خلق هم حضور داشته اند.. در مجموع در خانواده ما گرایش های متنوع سیاسی فعال بود و با طیف های حزب اللهی تا طیف های مارکسیست همیشه ارتباط  و آشنایی و گفتگو داشته ام. من هم در چنین شرایطی بزرگ شدم. البته در سالهای نخست انقلاب  اکثر خانواده های ایرانی دچار چنین تلاطماتی بودند. همین فضا باعث شد به محض ورود به دانشگاه، وارد انجمن اسلامی شوم و در حوزه های سیاسی فعالیت کنم.
چرخش به سمت احمدی نژاد در سال 85
رسانه ها نام شما را در سال های گذشته در کنار نام محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی شنیده اند. چه شد که به دولت احمدی نژاد راه یافتید؟
از سال 85 اندیشه های دکتر احمدی نژاد را به طور دقیق پیگیری کردم و متوجه شدم رگه هایی از همان آرمان هایی را تبلیغ و ترویج می کند که من سال ها به دنبال آن بودم. 
پس این آشنایی در چه زمانی شکل گرفت؟
در انتخابات سال 84 فقط بحث های  دکتر قالیباف را پیگیری می کردم. اما چند روز مانده به انتخابات در اتومبیلم مشغول رانندگی بودم که از رادیو سخنرانی دکتر احمدی نژاد پخش می شد. لحن صدا و محتوای گفته های او ذهن من را تکان داد. اولین باری که سخن دکتر احمدی نژاد به دلم نشست و پدیده احمدی نژاد برایم جدی شد، گفتگویی بود که در آستانه دور دوم انتخابات سال 84 با یکی از نشریات خارجی داشت. خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد پرسید: « شما قیافه تان به ریاست جمهوری نمی خورد.» دکتر احمدی نژاد هم بلافاصله جواب داده بود: «قیافه ام به نوکری مردم که می خورد.» در همان موقع فهمیدم جنس این شخص با بقیه متفاوت است. چون این پرسش خبرنگار بسیار تند بود، اما نه تنها ذهن احمدی نژاد  در برابر این سوال تند و تحقیرآمیز به هم نریخت بلکه چنان جواب هوشمندانه و منحصربفردی می دهد که آن خبرنگار را آچمز کرد. آن موقع متوجه شدم احمدی نژاد پدیده ای متفاوت با شخصیتی منحصربفرد است که در چنین موقعیتهایی هم می تواند بر خودش مسلط باشد و هم می تواند دقیق ترین جواب را بدهد. 
مرزی بین احمدی نژاد و مشایی نیست
در مورد  مشایی چطور؟
به مرور احساس کردم همگرایی میان مهندس مشایی و دکتر احمدی نژاد در دیدگاه های کلان وجود دارد. درواقع فعل و انفعالات فکری در مهندس مشایی مانند دکتر احمدی نژاد است. اعتقاد دارم هیچ مرز و تمایزی نمی توان میان این دو نفر ترسیم کرد.البته شاید به لحاظ کاراکترهای شخصیتی با هم متفاوت باشند. مثلا دکتر احمدی نژاد در جلسه ای مطرح کرد که من یک مقدار تند هستم ولی  مهندس مشایی آرام تر از من با مسائل برخورد می کند. اما از لحاظ بنیادی این دو نفر یک روح هستند در دوبدن. دکتر احمدی نژاد بیشتر جنبه جلال را دارد، اما مهندس مشایی بیشتر جنبه جمال دارد. یعنی شاید مهندس مشایی  صبور تر است و در مقابل شدت عمل احمدی نژاد بیشتر است.
احمدی نژاد برایم آرمان است
سوالی که مطرح می شود این است که ریشه و دلیل اصلی این مقدار ستایش شما از احمدی نژاد چیست؟ چون مدیر دولت او بودید اینطور از او یاد می کنید.
احمدی نژاد برای من یک آرمان است و هیچ وقت نخواستم او را  به عنوان یک رییس جمهور ببینم. به همین دلیل امروز که او دیگر رییس جمهور نیست، حس بهتری به او دارم. چون احساس می کنم به طور ناخودآگاه در پرزیدنت احمدی نژاد تکلف هایی ایجاد می شود.برای ما محمود احمدی نژاد اهمیت دارد که مجموعه ای از آرمان ها و اعتقادات است. در دوره ای که احمدی نژاد رییس دولت بود، برای من سخت بود که درباره او این طور صحبت کنم، چون هراس داشتم اینگونه تلقی شود که چاپلوسی یک ارباب قدرت را می کنم. اما امروز تمجید از احمدی نژاد برایم شیرین تراست. مثلا من سالها دلم می خواست دست احمدی نژاد را ببوسم. تا زمانی که رییس جمهور بود، این آرزو را داشتم اما هیچگاه در دوران ریاست جمهوریش دست او را نبوسیدم چون نمی خواستم این تلقی ایجاد شود که من دست یک رییس جمهور را می بوسم. ولی اولین باری که بعد از اتمام ریاست جمهوری احمدی نژاد را دیدم به ایشان گفتم «هشت سال این آرزو را داشتم که دست شما را ببوسم. این اجازه را به من می دهید؟» البته او هم اجازه نمی داد، اما با اصرار موفق به این کار شدم. باور دارم احمدی نژاد در جامعه ما آنطور که باید شناخته نشده است.
احمدی نژاد خانه نشینی نکرد؛ خلوت گزینی کرد
ماجرای عزل وزیر اطلاعات توسط احمدی نژاد که ماجرای خانه نشینی را پدید آورد همچنان از رازهای دولت احمدی نژاد است. آیا آنگونه که دوستان شما روایت می کنند عزل و نصب و بود و نبود یک معاون وزیر ارزش این همه ماجراجویی را داشت؟
آن اتفاق، خانه نشینی نبود، بلکه خلوت گزینی بود. ماجرا از این قرار بود که کدورتی بین دکتر احمدی نژاد و وزیر اطلاعات افتاد. مصلحی تصمیم گرفته بود معاون هماهنگی وزارت اطلاعات را عزل کند و این کار را انجام داد. اما دکتر احمدی نژاد مخالف این کار بود. البته یکی دو اتفاق دیگر هم بود که مصلحی خلاف نظر دکتر احمدی نژاد عمل کرده بود. دکتر احمدی نژاد به او گفت: «من با تصمیماتی که گرفتید مخالف هستم و از آنجایی که رییس جمهور در برابر اقدامات همه وزرا پاسخگوست، طبق قانون اساسی شما باید به دستور رییس جمهور عمل کنید. پس وقتی تبعیت نمی کنید دیگر نمی توانید وزیر من باشید.» به این ترتیب وزیر اطلاعات را برکنار کرد. در این میان  مصلحی با نامه رهبری به وزارت اطلاعات برگشت. در اینجا این سوال برای احمدی نژاد پیش آمد که آیا من می توانم  از این پس و با این شرایط ، دولت را مدیریت کنم؟ چون وزارت اطلاعات که مانند وزارت تعاون یا وزارت ورزش و جوانان نیست.  وزارت اطلاعات شاه کلید دولت و وزارتخانه مادر است که تمام روندهای کشور در این وزارتخانه طراحی و تعیین می شوند، از پایش استراتژیک کشور و ریل گذاری ها تا تایید انتصابات دولتی و تایید صلاحیت افراد برای مناصب مختلف. درواقع تصمیم سازی های کشور در بخش های کارشناسی این وزارتخانه صورت می گیرد. بنابراین وزارت اطلاعات یک مجموعه بی اهمیت نیست که رییس جمهور بتواند در شرایطی کار کند که وزیر اطلاعاتش از او تبعیت نمی کند. به نظر من احمدی نژاد صداقت داشت و با این سوال چند روز با خود خلوت کرد. او نمی خواست با جامعه بازی کند، درحالیکه می توانست بازی سیاسی راه بیندازد و اهداف خود را به پیش برد. احمدی نژاد بعد از چند روز تامل و بررسی شرایط کشور صادقانه تصمیم گرفت به کارش ادامه دهد.  
خلوت گزینی نقطه قوت احمدی نزاد بود
پس شما این ماجرا را نقطه ضعف نمی دانید. بلکه به نظر شما این اتفاق از نقاط قوت دولت احمدی نژاد بود!
بله. خلوت گزینی نه تنها نقطه ضعف نبود، بلکه از نقاط قوت احمدی نژاد بود. چون صادقانه با موضوع بازگشت وزیر عزل شده اش برخورد کرد و خواست تصمیم بگیرد آیا می توانم در شرایطی که وزیر اطلاعاتم دیگر از من تبعیت نمی کند و خود را با من تنظیم نمی کند، کار کنم یا نه. به هر حال او تصمیم گرفت که در این شرایط سخت هم بماند و به مردم خدمت کند  
اما احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری تقریبا به نوعی با همه مسئولان قدیم و جدید درگیر شد. از هاشمی و میرحسین موسوی گرفته تا ناطق نوری و قالیباف و لاریجانی و... واقعا این همه درگیری لزومی داشت؟
برای پاسخ به این پرسش باید توجه داشته باشیم که در نظام جمهوری اسلامی یک ساخت حقوقی قدرت داریم و یک ساخت حقیقی قدرت. ساخت حقوقی همان است که ساختارها و نهادها بر اساس آن شکل گرفته اند.ساخت حقیقی هم مربوط است به مناسبات بین نهادها و افرادی که در این شبکه قرار گرفته اند. ساخت حقوقی نظام جمهوری اسلامی را امام خمینی (ره) بنا کردند. اما ساخت حقیقی شامل چیدمان نیروها، مناسبات آنها و جهت گیری ها را آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال 60 به این سو پیاده سازی کرده اند. اگر خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی و شیوه مدیریت او در دولت و مجلس را ببینیم، متوجه می شویم ساختار حقیقی قدرت در نظام جمهوری اسلامی را طی دوران جنگ و بعد از آن، آیت الله هاشمی رفسنجانی بنا کرد. این در حالی است که احمدی نژاد اعتقاد داشت ساخت حقیقی نظام در این سالها بر ریل درستی حرکت نکرده و این ریل باید اصلاح شود. بنابراین وقتی به سمت اصلاح ریل ساختار حقیقی پیش رفت، طبیعی است که اصطکاک هایی با بخشی از ساخت قدرت پیدا کرد که در بعضی نقاط حاد شد. احمدی نژاد اعتقاد به اصلاح ساخت حقیقی قدرت در نظام جمهوری اسلامی دارد. او باور دارد بسیاری از مناسباتی که در این سی سال در ساختار حقیقی قدرت نظام پیاده شده، با آرمان های امام و انقلاب اسلامی ،و منافع مردم همخوانی ندارد. به همین دلیل احمدی نژاد نمی خواست صرفا یک مدیر اجرایی و یک تدارکاتچی برای ساخت حقیقی قدرت باشد، بلکه آمده بود تا اصلاحاتی در مناسبات و تعاملات رایج  در کشور ایجاد کند. البته به نظر من تا حد زیادی موفق بود. 
این موفقیت را در کجا می بینید؟
اینکه امروز دولت آقای روحانی ناچار است در بسیاری از زمینه ها بر همان ریل گذاری های دولت احمدی نژاد حرکت کند، هرچند که شاید در ظاهر شعار دیگری بدهند.
احمدی نژاد به میرحسین موسوی علاقه داشت
به نظر شما احمدی نژاد در شرایطی که برای میرحسین موسوی پیش آمد، نقشی نداشته است؟
اصلا. البته معتقدم میرحسین موسوی در شرایطی بدی وارد عرصه انتخابات شد. او به جای 88 باید سال 92 کاندید می شد. این نکته که احمدی نژاد در مناظره به موسوی گفت من به شما علاقه دارم، واقعیت داشت و این حرف را صادقانه زد.

 احمدی نژاد از اول با حصر خانگی موسوی مخالف بود و این مخالفت را هم به برخی ارکان نظام اعلام کرد. حتی با بعضی از شیوه های برخورد بعد از سال 88 هم مخالف بود و اعتقاد داشت خیلی راحت تر هم می شود مسائل را مدیریت کرد.  
از این گونه رفتار احمدی نژاد دفاع می کنید؟
بله. اما طبیعی است که این مسیر هزینه هایی دارد هرچند که قطعا فوایدی هم داشته است و به اعتقاد من با یک تحلیل هزینه و فایده، فایده حرکت ها و اقدامات احمدی نژاد از هزینه های آن بیشتر بوده است.
 احمدی نژاد دنبال اصلاحات ساختاری بود
به هرحال فکر نمی کنید با این درگیری ها یا به گفته شما، اصطکاک ها، فضای کشور متشنج و آرامش بر هم می خورد؟
در این مورد می توان این سوال را مطرح کرد که احمدی نژاد سرعت حرکت اصلاحات ساختاری مورد نظرش را به چه نحوی باید تنظیم می کرد. این موضوع را رد نمی کنم و قابل بحث می دانم. اما اراده او برای اصلاحات ساختاری را نباید نفی کنیم. باید بپذیریم  اراده احمدی نژاد که بر اصلاح ساختار حقیقی قدرت در نظام جمهوری اسلامی قرار داشت،  اراده ای ارزشمند است. اما می توان در این مورد اولویت گذاری های احمدی نژاد و سرعت حرکتش بحث کرد. 
 پس شما بر تصمیم گیری ها و اولویت بندی های احمدی نژاد انتقاد دارید!
انتقاد ندارم بلکه آن را قابل بحث و تحلیل می دانم. بازهم تاکید می کنم چون اراده احمدی نژاد بر اصلاح ساختار حقیقی قدرت در نظام سیاسی حاکم در ایران بود، این اراده قابل تقدیر است. چون بحث درباره اولویت بندی ها و تندی و کندی تغییرات، مباحث تاکتیکی است اما معتقدم در حوزه رویکردی و استراتژیک باید از احمدی نژاد دفاع کرد، چون رویکرد و راهبرد درستی را انتخاب کرده است. طبیعی است که هر عملکردی حاوی نقاط ضعف و اشکال هم هست. احمدی نژاد هم ممکن است مثل هر انسان دیگری در حوزه عملکردی اشتباهاتی داشته باشد.
تقصیر تبلیغات صدا و سیما بود
چه تعریفی از فراز و فرود احمدی نژاد دارید؟ بالاخره او در سال 84 با رای قابل قبولی رئیس جمهور شد و در سال 92 در حالی از ریاست جمهوری می رفت که فضای عمومی جامعه ( به عنوان مثال استقبال کم در سفرهای استانی) خواستار تغییر مدیریت کشور از احمدی نژادی به مدیریت دیگری بودند. چه اتفاقی در این سال ها افتاد؟
کمرنگ جلوه دادن سفرهای استانی، تبلیغات صدا و سیما بود. با یقین می گویم اگر شخص احمدی نژاد یا کاندید مورد حمایتش، در سال 92 کاندید می شد این جریان بیشتر از سال 88 رای می آورد.همین امروز صدا و سیما حتی سفرهای استانی روحانی را هم با جهت گیری خاصی نمایش می دهد. آن زمان اراده ای در نظام شکل گرفته بود که احمدی نژاد باید حذف می شد. صدا و سیما هم بخشی از پروژه را به پیش برد و تلاش کرد تا  نشان دهد احمدی نژاد پایگاه مردمی ندارد. تردید نداشته باشید اگر مهندس مشایی که کاندید مورد حمایت احمدی نژاد بود در انتخابات 92 احراز صلاحیت می شد، حداقل سی میلیون رای کسب می کرد. این را بر اساس نظرسنجی های دقیق می گویم. اما به مهندس مشایی و حامیان آقای احمدی نژاد مجوز حضور در رقابتها را  ندادند چون اراده ای در نظام شکل گرفته بود تا جریان احمدی نژاد حذف شود. یه نظر من آقای روحانی در یک میدان بدون رقیب برنده شد. وزن  واقعی آرائ آقای روحانی را باید در سال 96 ببینیم.
شما پیروزی روحانی در انتخابات را پیش بینی  می کردید؟ 
 ما از ابتدای خرداد 92  می دانستیم که آقای روحانی در این انتخابات رای می آورد. در عین حال احمدی نژاد در سال 92 در اوج محبوبیت نسبت به سال 88 بود. مردم شرایط را درک می کنند و می دانند آنچه که در اقتصاد کشور اتفاق افتاده نه تنها محصول عملکرد احمدی نژاد نیست، بلکه اتفاقا محصول دست و پا بسته شدن  احمدی نژاد است. اگر احمدی نژاد می توانست در سیاست و اقتصاد برنامه های خود را پیش ببرد، شرایط به گونه ای دیگر بود. اما اجازه ندادند. 
در چه موردی اجازه ندادند؟
یکی از موارد، موضوع لوایح بودجه سنواتی بود که مجلس هربار با تغییرات بسیار، آن لوایح را به طرح های مورد نظر خود تبدیل می کرد، چون می خواست سیاست های خود را پیش ببرد. درواقع احمدی نژاد در میدان مین حرکت می کرد و عامه مردم متوجه این موضوع بودند. شک نداشته باشید اگر احمدی نژاد و جریان حامی او اجازه پیدا کند در هر انتخاباتی حضور داشته باشد، هیچ جریانی در داخل کشور توان رقابت با جریان احمدی نژاد را ندارد. این موارد را بر اساس تجربه می گویم، چون مسئول مرکز مطالعات وزارت کشور بودم و اطلاعات عمیق و دقیق در این مورد داشتم.
برای مشایی پروژه طراحی شده بود
با این وجود بود که مشایی رد صلاحیت شد؟
برای مشایی پروژه ای طراحی کردند که منجر به عدم احراز صلاحیت او شد. درواقع در طول دو سال پروژه ای به نام جریان انحرافی علیه مشایی طراحی و اجرا کردند. اما امروز کسی نمی داند این جریان چه شد و به کجا رفت.چون تمام شده و به هدفش که حذف  مشایی و جریان احمدی نژاد بود، رسید. به عبارت دیگر جریان انحرافی یک، پروژه انتخاباتی بود تا اجازه ندهند مهندس مشایی کاندیدا شود. هرچند موفق شدند مشایی و احمدی نژادی ها را حذف کنند اما از آنجا که گاهی از قضا سرکنگبین صفرا می فزاید در آخر داستان فهمیدند که  در این بازی آنها برنده نیستند بلکه جریان آقای هاشمی برنده شد.
نقش هاشمی در ماجرای جریان انحرافی
پس شما برای  هاشمی نقشی در این جریان قائل نیستید؟
من معتقدم ریل گذاری پروژه جریان انحرافی را آقای هاشمی انجام داد اما قطار  پروژه جریان انحرافی با نیروی محرکه اصولگرایان بر روی این ریل حرکت کرد. درنهایت اصولگرایان که این قطار را به پیش می بردند آن را در ایستگاه آقای هاشمی متوقف کردند. بعد از راهپیمایی 9 دی 88 اصولگرایان دیدند آقای هاشمی و اصلاح طلبان حذف شده اند و تنها احمدی نژاد و جریان او باقی مانده اند که برای اصولگرایان مزاحم هستند. اصولگرایان تصمیم گرفتند خودشان سوار بر اسب ریاست جمهوری شوند. اما متوجه نشدند اگر توفیقاتی هم در بعضی از انتخابات داشتند، مربوط به احمدی نژاد است و ماجرای حذف احمدی نژاد داستان یکی بر سر شاخ و بن می برید است. اصولگرایان شاخه احمدی نژاد را بریدند و ندانستند که به خودشان لطمه می زنند. چون حذف احمدی نژاد به معنی سقوط اصولگرایان بود و آنها از این تاریخ به بعد دیگر در هیچ انتخاباتی موفق نخواهند شد.
چطور این نتیجه را برای تمام اصولگرایان پیش بینی می کنید؟
این ها را بر اساس تجربه کار و نتایج مطالعاتی می گویم و هیچ شکی در آن ندارم.
اگر مدیر دولت احمدی نژاد نبودید باز هم او را همینگونه ستایش می کردید؟
شاید ارتباطات کاری من در دولت احمدی نژاد و باعث شد حقیقت وجودی احمدی نژاد و مشایی را بی واسطه تر ببینیم. چون بسیاری از شناخت ها نسبت به این دو نفر واقعی نیست، بلکه شناختی است که از فیلتر رسانه ها به دست آمده است. درحالیکه تصویر واقعی احمدی نژاد و مشایی با تصویری که رسانه ها از آن دو می سازند، خیلی تفاوت دارد. من چهره واقعی تری از احمدی نژاد و مشایی دیده ام که امروز هم با آنکه در قدرت نیستند از آنان دفاع می کنم. 
شما در خاطرات گاه و بیگاهی که از  هاشمی در صفحات فیس بوک خود نقل می کنید ایشان را مدیری بزرگ دانسته اید و اخیرا نیز خاطره ای به نقل از یکی از دوستان خود نقل کرده و احمدی نژاد و هاشمی را در مدیریت کشور در کنار یکدیگر قرار داده اید. در حالی که همه معتقدند احمدی نژاد به اعتبار مخالفت با هاشمی در دور اول و دوم رئیس جمهور شد. این تفاوت دیدگاه را قبول دارید؟
به نظرم ما فقط دو خط مشی در کشور داریم: خط مشی آقای هاشمی و خط مشی آقای احمدی نژاد. مابقی خطوط تابع همین دو خط مشی اصلی هستند. طبیعی است که این دو خط مشی تفاوت های بنیادی در مسائل خارجی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی دارند.  
انتقادات شما از اصولگرایان شهره عام و خاص است و گاه از اصلاح طلبان نیز تندتر انتقاد می کنید. ریشه این انتقادات در انتقادهای احمدی نژاد از این جریان است؟
طبیعی است که با او همفکر هستم.
 بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران، در مصاحبه ای گفته بودید پیروزی روحانی را کاملا پیش بینی کرده بودید. این پیش بینی شخصی شما بود یا  احمدی نژاد و مشایی هم چنین تحلیلی داشتند؟
بله. من تقریبا سه هفته قبل از انتخابات 24 خرداد 92 در مصاحبه ای این موضوع را اعلام کردم و حدود رای ایشان را هم 16 میلیون گفتم که با نرخ مشارکتی که کمتر از نرخ مشارکت واقعی پیش بینی کردم رای ایشان را دقیق پیش بینی کرده بودم.اما احمدی نژاد سال 90 یعنی دو سال قبل از انتخابات گفت «از قول من بدانید که آقای هاشمی شخصا در عرصه انتخابات آینده ریاست جمهوری کاندید می شود.» اسفند 91 هم در جلسه ای به ما گفت «اگر جریان حامی دولت در انتخابات حذف شود، یا شخص آقای هاشمی رییس جمهور می شود و یا کاندید مورد حمایت ایشان. و هیچ وقت پای اصولگرایان به پاستور نمی رسد.» ما این پیش بینی را می دانستیم و دلایل و استدلال های او را هم شنیده بودیم.
پیش بینی ردصلاحیت مشایی را می کردیم اما...
پیش بینی رد صلاحیت  مشایی را هم داشتید؟
می دانستیم که در گام نخست قطعا مشایی را رد صلاحیت می کنند اما برخی از نزدیکان مهندس مشایی احتمال می دادند با توجه به ابزارهایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد مانند حکم حکومتی که سال 84 برای تایید صلاحیت دکتر معین استفاده شد،  چنین ابزارهایی برای مهندس مشایی هم استفاده شود.هرچند من اعتقاد داشتم که هیچ وقت این ابزار برای مهندس مشایی استفاده نمی شود چون انگیزه تایید صلاحیت دکتر معین در سال 84 با حکم حکومتی انگیزه مشخصی بود که در سال 92 این انگیزه فلسفه وجودی نداشت .   این تحلیلم را فردای روز رد صلاحیت به مهندس مشایی هم گفتم.
پس درخواستی برای حکم حکومتی نداشتید؟
احمدی نژاد اعلام کرد که پیگیری می کند اما من در جریان  روند پیگیری های ایشان نیستم. اما مسئله کاندیداتوری مهندس مشایی بیش از اینکه بحث ریاست جمهوری باشد، برای اتمام حجت بود. چون فردای روزی که احراز صلاحیت ها اعلام شد، مهندس مشایی را دیدم که خیلی آرام و خوشحال بود و گفت «بار از دوش من برداشته شد.» چون آمده بود اتمام حجت کند و این اتفاق افتاد.
ماجرای اتمام حجت چه بود؟
رساندن این پیام به اصولگرایان و جریان حاکم که اگر جریان احمدی نژاد را حذف کردید، فکر نکنید آنهایی که مدنظر شما هستند پیروز می شوند. شما به مقصود نمی رسید و جریان هاشمی پیروز می شود. 
احمدی نژاد دیگر کاندیدا نمی شود!
امروز خیلی ها جریان احمدی نژاد را در عرصه سیاسی کشور تمام شده می دانند. تحلیل شما چیست؟
از لحاظ سیاسی دیگر جریان احمدی نژاد اراده معطوف به قدرت ندارد و در هیچ انتخاباتی کاندیدا نخواهد داشت. چون این جریان از سطح قدرت و حاکمیت خارج شده و وارد بدنه اجتماعی شده است .واقعیت این است که در بدنه اجتماعی ایران هیچ جریانی به این اندازه اقبال مردمی ندارد. به عنوان مثال در شبکه های اجتماعی می توانید هواداران احمدی نژاد را رصد کنید. در میان هواداران احمدی نژاد از حزب اللهی ترین افراد تا سکولارترین افراد حضور دارند. فردی مثل فرهاد جعفری و شبکه هایی که با او مرتبط هستند و نگاه سکولار به مدیریت جامعه دارند از احمدی نژاد بر اساس تحلیل های خاص شان حمایت میکنند، تا افرادی مانند مسعود دهنمکی که حزب اللهی و اهل نمازجمعه هستند در  طیف هواداران احمدی نژاد حضور دارند. این تنوع طیف هواداران را در مورد هیچ شخصیتی در کشور نمی توان پیدا کرد و این نشان می دهد نگاه احمدی نژاد، نگاهی ملی و فراتر از  خطوط متعارف سیاسی است. به عنوان مثال طیف هواداران آقای خاتمی طیفی محدود است و افراد حزب اللهی کمتر در آن دیده می شود و یا در میان طرفداران آقای جلیلی سکولارها دیده نمی شوند. اما در مورد احمدی نژاد اینطور نیست. به دلیل اینکه احمدی نژاد از منظر دیگری با پدیده مردم برخورد می کند. با مردم و انسان از موضع فطرت انسانی شان برخورد می کند، نه به عنوان یک پدیده پیچیده ایدئولوژیک و ابزارهایی برای تولید قدرت.  
بهترین و بدترین خاطره
بهترین خاطره شما از سال های دولت احمدی نژاد چیست؟
در تمام سفرهای استانی و به خصوص سفر به کرمان، عشق و علاقه ای که مردم نسبت به احمدی نژاد داشتند، دیدنی و جذاب بود. در عین حال حفظ کرامت و ارزش مردم از طرف احمدی نژاد برایم خیلی قشنگ بود که بارها تکرار شد.
بدترین خاطره؟
روزی که احمدی نژاد بعد از چند روز خلوت گزینی پس از ماجرای عزل وزیر اطلاعات وارد هیات دولت شد، غمی پشت نگاهش بود که خیلی برای من تلخ بود. 
تاسف انجام نشدن کدام کار را می خورید؟ و یا بزرگترین اشتباه احمدی نژاد را چه می دانید. یا به عبارتی کدام کار را نمی کرد بهتر بود یا اگر می کرد وضعیت جور دیگری رقم می خورد؟
کارهای زیادی در حوزه های مختلف وجود داشت که باید انجام می شد. مثلا هدفمندی یارانه ها به عنوان یک پروژه بزرگ ملی باید فاز دومش اجرا میشد و به نتیجه می رسید که نگذاشتند. حتی پرونده هسته ای با مدیریت احمدی نژاد می توانست به مسیر بهتری برود.
این موارد را نقاط ضعف دولت احمدی نژاد نمی دانید؟
بخش کوچکی از آن قطعا به دلیل نقطه ضعف دولت بود. اما بخش اصلی آن به دلیل سنگ اندازی سایر نهادها بود.  
افراد زیر را در یک جمله تعریف کنید:
عبدالرضا داوری: یک بنده گنهکار خدا
محمود احمدی نژاد: مردم
اسفندیار رحیم مشایی: مهر و محبت و آرامش
آیت الله هاشمی رفسنجانی: بازیگر زیرک و صبور سیاست
محمدباقر قالیباف: تکنوکرات مسلمان
حسین شریعتمداری: اجازه دهید سکوت کنم
میرحسین موسوی: سرمایه ای که سوزانده شد
علی اکبر جوانفکر: یک فرد پرتلاش
بابک زنجانی: بعد از دادگاهش قضاوت می کنم 
سید محمد خاتمی: اهل فکر، اما نه اهل عمل. 

ترک جلسه سخنرانی لاریجانی توسط هیأت آمریکایی

هیئت نمایندگی آمریکا، روز جمعه، نشست مجلس موسسان تونس را که به مناسبت گرامیداشت تصویب قانون اساسی این کشور برگزار شده بود، در اعتراض به سخنان انتقادی رئیس مجلس ایران، ترک کردند. «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی ایران که ریاست هیئت نمایندگی این کشور را در مراسم جشن تصویب قانون اساسی تونس بر عهده داشت، در سخنرانی خود در این مراسم «اسرائیل را غده سرطانی در منطقه» توصیف و «آمریکا را به تلاش برای عقیم نگه داشتن انقلاب های اسلامی» متهم کرد.در همین راستا، سفارت آمریکا در تونس در بیانیه ای اعلام کرد « نماینده ایران به جای آنکه در سخنان خود از دستاوردهای تونس تمجید کند، از تریبون مجلس موسسان تونس استفاده نادرستی کرد و ایالات متحده را محکوم کرد.»این بیانیه افزود «هیئت آمریکایی بعد از این اتهامات دروغین و اظهارات نامناسب نماینده ایران جلسه را ترک کردند.»