کامران دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وزیر سابق علوم در گفت و گویی به بیان برخی ناگفته ها از برکناری رئیس دانشگاه مدرس پرداخته است. بخش های برگزیده این گفت و گو از نظر گرامیتان می گذرد:

· پس از به رأی گذاشتن قانون اساسی هیچ انتخاباتی نداشتیم که به اندازه انتخابات سال 88مردم مشارکت کنند، بیش از 80 درصد از افراد واجد شرایط در این انتخابات شرکت کرده بودند.

· در به کار بردن کلمه فتنه اصرار دارم زیرا مقام معظم رهبری در این چهار سال بیش از 200 بار کلمه فتنه را به کار برده‌اند.

· یکی از دلایل فرصت‌سوزی در فتنه بحث حسادت و کینه خواص با یکدیگر بود، کینه‌ای که پس از انتخابات سال 84 سرچشمه گرفت، پس از انتخابات سال 84 خواص به جای رقابت به یکدیگر حسادت کردند و این مسائل تا سال 88 ادامه یافت.

· در فضای رقابتی سال 84 کسی تصور نمی‌کرد احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری برسد و پس از انتخاب احمدی‌نژاد از سوی مردم افراد پرتوقع‌تر به مشکل خوردند، البته در سال 92 نیز کسی فکر نمی‌کرد که روحانی رئیس‌جمهور شود.

· میرحسین موسوی متوجه شکست شده بود چرا که اگر متوجه شکست خود نشده بود به هیچ عنوان ساعت 23 شب انتخابات از پیروزی خودش صحبت نمی‌کرد، زمانی این مسئله را مطرح کرد که هنوز در برخی شعبه‌ها رأی‌گیری در حال انجام بود.

· موسوی 24هزار ناظر بر سر صندوق‌های رأی داشت و پس از وی به ترتیب کروبی و احمدی‌نژاد بیشترین ناظر را داشتند.

· در آن زمان رئیس ستاد انتخاباتی کشور بودم و 3میلیون رأی تا زمان مصاحبه میرحسین موسوی خوانده شده بود که 74 درصد آرا نشان از پیروزی احمدی‌نژاد می‌داد.

· فتنه در درون دانشگاه‌ها، ادارات، سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای عمومی در حال بازسازی است زیرا فتنه‌گران تصور می‌کنند فرصتی برایشان پیش آمده است که می‌توانند مقاصد شیطانی خود را اجرایی کنند.

· در حال حاضر آنها تجربه سال 88 را نیز دارند و دیگر به آن صورت بی‌محابا ورود نمی‌کنند بلکه به اندازه کافی به تمام نهادها نفوذ می‌کنند و سپس به صحنه عمل وارد می‌شوند. میکروب فتنه در حال بازسازی است و اگر اجازه فعالیت به آن داده شود نیاز به آنتی‌بیوتیک جدید برای شکست دارد.

· در سال 88 محسن رضایی نیز اعتراض کرد ولی پس از آنکه متوجه واقعیت شد مسیر خود را از فتنه‌گران جدا کرد و این مسئله نیت درست وی را نشان می‌دهد ولی نمی‌توانیم بگوییم که موسوی و کروبی نیز نیت درست داشتند و نمی‌توان گفت آنها خودشان فتنه را برنامه‌ریزی کرده‌اند یا مهره‌ای از فتنه شده بودند.

· برای پایه‌ریزی فتنه دشمنان ابتدا از شعارهای انقلابی آغاز کردند و حتی شعار الله‌اکبر می‌دادند. در صورتی که نمی‌توان باور کرد که بی‌بی‌سی و VOA به الله‌اکبر اعتقادی داشته باشند، زمانی که شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران را سر دادند مقاصد پلیدشان رو شد.

· فردی که شعار یا حسین سر می‌دهد در روز عاشورا هلهله به پا نمی‌کند و تکیه امام حسین(ع) را به آتش نمی‌کشد ولی آنها شکلک انقلابی را نشان می‌دادند و مردم این مسئله را درک کردند و سبزه هرزه را بیرون انداخته و سبز آرامش را جایگزین کردند، مردم قرآن سر نیزه را از قرآن واقعی تمییز دادند البته باید مسئولان این کار را می‌کردند، خواص از مردم جا ماندند، خواص وقتی حرکت مردم را دیدند به دنبال مردم حرکت کردند.

· عده‌ای از افراد که حتی در حال حاضر در کشور مسئولیت دارند از به کار بردن کلمه فتنه خودداری می‌کنند و قائل به فتنه نیستند و این نشان می‌دهد که باید از بازسازی فتنه مراقبت کنیم.

· کسی که انتخابات سال 88 که احمدی نژاد با 14 درصد بالاتر از حدنصاب رآی آورد را دموکراتیک نخواند، در این انتخابات که روحانی هفت دهم درصد بالاتر از حدنصاب رأی آورد، انتخابات را دموکراتیک‌ترین انتخابات اعلام کرد.

· تاریخ مصرف موضوع دانشجوی ستاره‌دار از یک ماه قبل از انتخابات و سه ماه بعد از انتخابات است.

· بعضی از دانشجویان ستاره‌دار به طور قانونی نمی‌توانند برگردند البته اگر مراجع ذی‌صلاح ادامه تحصیل هر دانشجوی ستاره‌داری را تایید کنند می‌توانند به دانشگاه برگردند ولی این را باید بدانند قانون ستاره‌دار شدن دانشجو در سال 60 تصویب شده است و همین علامت ستاره را نیز بنده و آقای زاهدی نگذاشته‌ایم بلکه وزرای قبل از ما این علامت را گذاشتند، البته بنده تایید می‌کنم که علامت ستاره بهتر از آن است که جلوی اسم دانشجو بنویسیم مشکل امنیتی دارد.

· ترور فیزیکی بنده به قبل از سال 88 بر می‌گردد اما این قضیه بعد از سال 88 پررنگ‌تر شد، البته مراکز امنیتی ما در این قضیه خوب عمل کردند. امکان داشت، ترور مسئولان به فتنه سال 88 نیز کمک کند به خصوص اگر رئیس ستاد انتخابات کشور ترور شود که قطعاً به غبارآلود کردن فضا کمک می‌کرد.

· زمانی برای سخنرانی به دانشگاه تهران رفتم و عده کمی از دانشجویان این دانشگاه با دیدن بنده شعار «مرگ بر دانشجو» می‌دادند، بنده نیز خندیدم و به آنان گفتم" شما هم دانشجو هستید لااقل بگویید مرگ بر کدام دانشجو"؟

· هفته گذشته بنده در ساختمان ولنجک ملاقاتی را با آقای احمدی‌نژاد داشتم البته یک بار نیز در ساختمان لادن به دیدار احمدی‌نژاد رفته بودم.

· مشایی در امتحان دانشگاه تربیت‌مدرس قبول شد و به طور قانونی حق ادامه تحصیل داشت البته اگر به موقع و بر اساس قوانین و در زمان مقرر ثبت‌نام می‌کرد. مشایی پروسه ثبت‌نام را درست طی نکرده بود و رئیس دانشگاه تربیت‌مدرس نیز از ثبت‌نام وی اجتناب کرد. بنده نیز گفتم حق با رئیس دانشگاه است. این موضوع اصلاً‌ به بنده ربطی نداشت بلکه به دانشگاه و فرد مرتبط می‌شد، البته به بنده گفتند که شما وارد شوید اما من اعلام کردم به دکتر رنجبر که رئیس دانشگاه تربیت مدرس است دستور نمی‌دهم خلاف قانون عمل کند.

· خود آقای احمدی‌نژاد نیز قانونمند بود اما در این قضیه احمدی‌نژاد مدعی بود که من می‌توانستم کاری انجام دهم.

· البته پروسه قانونی برای این قضیه نیز وجود داشت که مشایی می‌توانست در صف سال بعد دانشگاه قرار گیرد اما آنان راضی نشدند. حال نمی‌دانم این تصمیم من در رابطه بین من و احمدی‌نژاد تأثیر داشت یا خیر.

· نگاه بنده درباره مسائل دینی به مراجع عظام تقلید است و چهارده نفر از مراجع نیز بیان داشتند که اختلاط جایز نیست. تبصره هم به آن نزده‌اند که در دانشگاه جایز است. در این قضیه احمدی‌نژاد با من هم‌نظر نبود و من طبق نظر مراجع پیش می‌رفتم.